#خاطرات خنده دار

H
H.G ۶ سال پیش
جوک

شب عروسیمون داشتیم از تالار بر می گشتیم خونه پدرخانمم برای خداحافظی. (رسمشون بود) توی اتوبان بابایی (اون موقع هنوز سرعت مجازش 100 بود) من با صد و ده تا میرفتم کسی بهمون نرسه، (آخه خانمم گفته بود چندتا از فامیلاشون خفت کن هستن جلوی ماشین رو میگیرن و باج می خوان!)، آهنگ هم شادِ شاد پخش می شد، یه دفعه از باند سوم دختر عمه تازه عقد کرده خانمم با نامزدش با یه ماشین پراید گاز دادن رفتن جلوی ما! شاید 50 متر جلوتر اومدن توی باند سرعت و این شوهر دختر عمه بی هوا جفت پا رفت تو ترمز، فقط یه لحظه چراغای قرمز عقبش رو دیدم. آقا، چنان ترمز زدم که کم مونده بود پدال ترمز کف ماشین رو سوراخ کنه بچسبه به آسفالت. حالا ای بی اس هم کار می کرد، صدای تر تر اون، خانمم هم از زیر تور جییییییییییغ بنفش که یا خدا، به جوونیم رحم کن!!!! یا چهارده معصوم، نمی خوام این لباس سفید کفنم بشه!!! یا 124 هزار پیغمبر، هنوز بچه نیاوردم، دامادش نکردم (پسر دوست داره!) نوه مو پارک نبردم!!! :0 نتیجه مو تو خواب ماچ نکردم!!!! 0_0 ندیدمو نننننندددددیییییددددممممم!!!
حالا ماشین 5 سانتی سپر عقب اونا واستاد. فک کنم کل عرش الهی دلشون به حال خانمم سوخت. ماشین های پشت سری که دیگه نگم.

H
H.G ۶ سال پیش
جوک

پارسال با نامزدم رفتیم برای خرید خونه. غروب شد رفتیم مسجد نماز. ماشین رو که پارک می کردم پشتم هیچ ماشینی نبود. بعد از نماز خواستم تریپ جنتلمنی دربیارم، زودتر رفتم ماشین رو بیارم جلوی مسجد، نامزدم رو سوار کنم.آقا، بدون چک کردن آینه رفتم دنده عقب، شششتتتتتررررققققق !!!!! زدم به ماشن پشتی! عه، این کی اومد اینجا :0 (البته طوری نشد، ولی دزدگیر داشت ناجور) دور و برم رو یه نیگا کردم و دِ فرار! جلوی مسجد، در شاگرد رو باز کردم، نامزدم رو (که اومده بود بیرون) صدا می زنم که زودباش بیا، سریعتر، عجله کن! بنده خدا هول شد، پله های رو که دوتا سه تا اومد پایین، روی پل جلوی در مسجد هم پاش روی چادرش لیز خورد با کله اومد توی ماشین!!! حالا من خندم گرفته بود، در ماشین باز، نصف نامزدم بیرون ماشین، گاز دادم و رفتیم!!!!! فقط جیغ و نفرین و فحش و ناسزا بود که از دهان نامزدم تراوش می کرد! قیافه عابرین پیاده رو تصور کنین!!!

i
iambahar ۶ سال پیش
جوک

چند روز پیش دم ظهر رفتم حافظیه که خلوت باشه،یه سلام نثار حضرت حافظ کردم و شروع کردم بیت مورد علاقمو بخونم :ای نسیم سحر آرامگه ....یهو دیدم یه دستی از قبر اومد بیرون گلومو گرفت گفت ای نسیم سحرو زهر ماااارررر بالاخره گیرت آوردم
پدرمودر آوردی اینقدرمنو تو خونه بازو بسته نکن درس و دانشگاه تویِ عنتر به من هیچ ربطی نداره حدااقل بزار ظهرا بخواب�
بارها گفته ام و بار دگر می گویم /که منِ خواب زده از دست تو خون می گریم!
هیچی دیگه بعدش پاشم از قبر بیرون اومد با لگد به سمت خیابون راهنماییم کرد :/
ولی میگم حافظ قبلنا خوش اخلاق تر بودااا .البته فکر کنم چون روزی ٢٠ بار به دیوانش سر میزنم یکم ناراحت شده البته من فقط میخوام حالشو بپرسم هدف دیگه ای ندارم^_^

:
:روشا:) ۶ سال پیش
جوک

زنگ درو زدن ایفونو برداشتم دیدم دوست داداشمه*-*
صدامو خیلی پر عشوه کردم که مثلا بعد از داداشم بپرسه این دختر خوش صداعه خوشگله خوش استایله جیگوله ناناسه(حالا انگار منو میبینه:/)کیع؟
قشنگ ایفونو گرفتم جلو دهنم خیلی شیک گفتم:الوووو)با عشوه تصور کنینo_O(
بعد طرف هنگ کرد گف هانننن؟؟؟ بعد زد زیر خنده:/
بعد اومدم درستش کنم گفتم :نه ینی کلووو ؟ :|
بعد دیگع درستش کردم گفتم:کیه؟ اه اصن بنال ببینم با کی کار داری*-*
هیچی دیگع بزور خندشو قطع کرد جوابمو داد
شبش داداشم اومد پیشم گف دوستم ازم پرسیده این دختره خنگه اوسکوله مشنگ گیجه با تربیت کیه؟

N
Natalisa ۶ سال پیش
جوک

من میخوام از همین تریبون به تمامی معلمای محترمه هشدار بد�
من سال پنجم ابتدایی یه معلم داشتم بهم زیاد گیر میداد سال بعدش سرطان گرفت
تو دوران دبیرشتان هم یه معلم ریاضی داشتم که هی میگفت همگام با کلاس پیش نمیری همون سال قلبش مشکل پیدا کرد رفت فنر گذاشت
خلاصه اینکه اگه مشکلی چیزی هس بهم بگین من بدونم
من ادم انتقاد پذیریم????????????

A
Alisham ۶ سال پیش
جوک

یادمه زلزله که اومده بود تهران شب بود بعد خواهر و برادر زادم تو اتاق من خوابیده بودن منم رو زمین خوابیده بودم اولین نفر من متوجه شدم زلزله داره میاد بعد بلند شدم دیدم بابام خیلی ریز و بدون سر و صدا رفت بیرون از خونه بدون اینکه به کسی بگه زلزله داره میاد :)))) منم بلند شدم بلند گفتم زلزله بعد رفتم وسط چارچوب در وایسادم ابجی و برادر زادم دارن مشت میزنن به کمرم که برو کنار ما رد شیم :)))))) منم سف گرفته بودم مقاومت میکردم :))) هیچی دیگه یه همچین ادم مقاومی هستم :))

A
Alisham ۶ سال پیش
جوک

یه سری رفته بودم کربلا یه خانم میخواس کالسکه بچشو کنارم بذاره منم صدام گرفته بود با اشاره دست باهاش حرف میزدم اینم فک کرد من عربم :))) هیچی دیگه هی نصف عربی نصف فارسی بامن حرف میزد منم دیدم ایسگا کردم طرفو بعضی کلمه ها رو عربی میگفتم یهو مامانمو داداشم اومدن پیشم :))))) شرو کردن به فارسی حرف زدن با من هیچی دیگه طرف منو یه جور نگا میکرد انگار انگل جامعه رو داره نگا میکنه منم زده بودم زیر خنده بنده خدا فقط گف واست متاسفم بیشعور :))))

E
Ender Girl ۶ سال پیش
جوک

دیروز داشتم تو خیابون راه میرفتم یهو یه دختری دیدم که روسری نداشت و موهاشم طلایی باز گذاشته بود یه تیکه کوچیکشم با کش بسته بود. خط چشم سیاه داشت که چشاشو کاملا مثل گودال جلوه میداد 0_0 ابروهاشم تمیز برداشته بود و یه رژ قرمز کمرنگم داشت. (دوستانی که دیدارا رو تو انیمه ناروتو دیدن میدونن چی میگم) گفتم دمش گرم. کشف حجاب کرده. یهو درومد به من گفت: جوووون بخورمت!
عاقا یکم دقت کردم دیدم این پسره!
خواستم یه چی بگم بسوزه که دوتا پسر از روبرو اومدن گفتن: وای چه هلوهایی! کودوماتون میاد عروس ننم بشه؟
منو میگی به معنی واقعی کلمه پخش شده بودم کف پیاده رو جوری که باید با کاردک جمعم میکردن. این پسره هم همینجوری وایساده بود مثل اوسکولا داشت به اون دو تا نگاه میکرد که یهو یه پیرزن از بغل دست همون پسره رد شد گفت: دخترم حجابتو حفظ کن.
من که دیگه تجزیه سلولی شده بودم از خنده اون دوتا پسرا هم تازه فهمیدن چی به چیه شروع کردن خندیدن. هیچی دیگه منتظر بودیم گشت ارشاد بیاد ببردش...

i
iambahar ۶ سال پیش
جوک

معلم زیستمون داشت منبع معرفی میکرد گفت فلان انتشارات روکه عکس دکتر قریب روی جلدشه تهیه کنید.
منم گیییج بودم از خستگی با همون حال پرسیدم: عکس دکتر قریب واقعی یا عکس بازیگر فیلمش مهدی هاشمیO_o؟؟!
تا اینو گفتم کلاس منفجر شد از خنده :)))
دبیرمونم چشماش از ذوق وجود همچین دانش آموز نخبه ای پر از اشک شده بود ⌒_⌒
شبشم همه ی پزشکا و زیست شناسان مشهور اومدن به خوابم و نفری یه پسگردنی بهم زدن و رفتن:((

A
Avolfazl1029 ۶ سال پیش
جوک

عاقا جاتون خالی تابستون با رفیقام رفته بودیم مشهد
یه روز که رفتیم تو حرم بگردیم کرم درونمون به لولش افتاد یه ویلچر گرفتیم و یکی از رفیقامون نشست رو ویلچر
همینطوری داشتیم دور میزدیم وکیف میکردیم
که رفیقمون یهو از رو ویلچر بلند شد تا نفر بعدی بشینه
یهو ملت مثل قوم مغول حمله کردن به رفیق ما و تمام لباساشو کندن [فکر کردن شفا پیدا کرده:)]
ماهم به خانوادش یه شرت و مقداری سیبیل تحویل دادیم
ما:) :(
رفیقم :)..... (پودر شده)
چنگییز خان مغول :|

i
iambahar ۶ سال پیش
جوک

دیروز توی جمع بزرگای فامیل! نشسته بودیم که اَبَر دایناسور عموم داشت اون یکی بچه رو میزد:/
منم اومدم ریش سفید بازی دربیارم گفتم عزیزم با آجیت مهربون باش و نزنش و گناه داره واین حرفا
اونم با کمااااال خونسردی گفت آااجییی بهار تو گ.وه خوری نکن برو مشقاتو بخون چرا اینجا نشستی مگه درس نداری؟ ....
منو میگیییی بدتر از آفتاب پرست تند تند رنگ عوض کردم بعدش تصعید شدم رفتم تو آسمون از خجالت:((
بقیه هم تا دو ساعت زیر چشمی نگاهم میکردنو میخندیدن://
الآنم که دارم مینویسمش تپش قلب گرفتم :((

م
جوک


دو سه روز پیش رفیقم زنگ زده بود داشت برام یه چیزی تعربف می کرد، منم داشتن تو یه سایتی ثبت نام می کردم.
تو سایته باید تاریخ تولدمو به میلادی وارد می کردم.ماه تولد من به میلادی میشه 3 جون.(JUNE)
رفیقم داشت تعریف می کرد:((...آره حاجی بعد یهو مامانم اومد تو...))
منم همون لحظه ماه تولدمو از تو لیست سایته پیدا کردم و با صدای بلند گفتم: جون (قیافه رفیقم ಠ_ಠ)
چن ثانیه سکوت کرد بعد پرسید:چی؟
منم ک اصلا ب حرفاش گوش نمی کردم جواب دادم: هیچی گفتم جون.
.
.
.هیچی دیگه
الان تو دستشویی دبیرستان قایم شدم دارم براتون پست میذارم.
راستی این اولین پستمه(خواننده: خوب به کفشم O_o)
از سمپادی های روز افزون هم کمال تشکر رو دارم که هستید
مراقب زیبایی هاتون باشید ^◡^
پی نوشت: راستی سلام ادمین
چطور مطوری؟
چی تنته؟

م
محمد ۶ سال پیش
جوک

مدرسه ما (بله بچه درس خونم ) میخوان معبد شاعولین تشکیل بدن رفیقم موهاش بزور 2 سانته بهش گفتن کوتاه کن حالا اون به کنار پاچه خار (خوار) ترین آدم کلاس رو گزاشتن مبصر کلاس با رفیقم داشتیم جوری حرف میزدیم خودمونم صدا رو نمیشنیدیم همون پاچه خواره به معلم رفت گفت یه صفره نازم گرفتیم
قیافه من -_-
قیافه ی رفیقم @_@
قیافه ی معلمه *_*
قیافه ی پاچه خواره ^_^
بازم من _.