عاقا جاتون خالی تابستون با رفیقام رفته بودیم مشهد
یه روز که رفتیم تو حرم بگردیم کرم درونمون به لولش افتاد یه ویلچر گرفتیم و یکی از رفیقامون نشست رو ویلچر
همینطوری داشتیم دور میزدیم وکیف میکردیم
که رفیقمون یهو از رو ویلچر بلند شد تا نفر بعدی بشینه
یهو ملت مثل قوم مغول حمله کردن به رفیق ما و تمام لباساشو کندن [فکر کردن شفا پیدا کرده:)]
ماهم به خانوادش یه شرت و مقداری سیبیل تحویل دادیم
ما:) :(
رفیقم :)..... (پودر شده)
چنگییز خان مغول :|