تو بلاد کفر و استعمار
مردم که میرن مسطراب یا روزنامه میخونن یا سوت میزنن
اونوخ رو درودیوار مسطرابای مدرسه ما هرکی میخواد بیاد بیرون
یه خلاصه از عملیات رو مینویسه تا نفر بعدی که میره تو حوصلش
سر نره!!!
@voroojak · ۲۷۹ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۷۷ رأی)
تو بلاد کفر و استعمار
مردم که میرن مسطراب یا روزنامه میخونن یا سوت میزنن
اونوخ رو درودیوار مسطرابای مدرسه ما هرکی میخواد بیاد بیرون
یه خلاصه از عملیات رو مینویسه تا نفر بعدی که میره تو حوصلش
سر نره!!!
کـلـاسـای دیـگـه رو نـمـیـدونـم ...
ردیـفـای دیـگـه رو هـم هـمـیـنـجـور ...
امـا از ردیـف مـا وقـتـی دبـیـر اسـم یـکـی
رو صـدا مـیـکـنـه بـرا پـرسـش
دور و بـریـاش تـازه از خـواب پـامـیـشـن !!!
O< O_O >O
یـکـی از دشـواریـهـای امـتـحـان ادبـیـات ایـنـه کـه:
از نـفـر جلـویـیـت بـپـرسـی « دخـمـه » ، «دخـمـه» ... ؟
و
.
.
اون هـمـش بـشـنـوه « پـخـمـه » ، « پـخـمـه » ... !
اصـن یـه وضـــی بـود سـر جـلـسـه ، پـاشـد قـهـر کـرد :(
خـدایـیـش دقـت کـردیـن
اون وقـتـایـی کـه مـجـبـوریـن شـب تـا صـبـح بـیـدار بـمـونـیـن و درس بـخـونـیـن
رخـتـخـوابــتـون قـیـافـه پـر قـو بـه خـودش مـیـگـیـره؟!
نــمـــــــــیدونم چـرا...؟
ولـی بـعـضـی جـک هـا رو کـه
مـیـخـونـم ،
حـس مـیـکـنـم ؛
مـدیـر سـایـت اشـتـبـاهـی
دسـتـش رفـتـه رو دکـمـه تـایـیـد!!!
نزدیکای غروب یه ماه رمضونی بود
از دستش دلخور بود�
پر بودم از دعا و تمنا ، که خدا...
« آیا راهی برای هدایت او میان دعاهایم هست؟ »
تو همون تنهایی پر معنای خودم و خودش ، با طعمی از بغض و اشتیاق...
انگشتام رو از لای قرآن برداشتم و خیره موندم:
« همانا خدا فرمان به عدل و احسان میدهد و به بذل و عطا به خویشاوندان امر میکند و از کارهای زشت و ظلم نهی میکند و به شما از روی مهربانی پند میدهد، باشد که موعظه را بپذیرید. »
وجودشو حس کردم ... خدا بهم گفت :
هنوزم میشه به نمازخون شدن اون امیدوار بود!
تا حالا مگس خیس نشسته رو نوک انگشت سبابه تون؟
شکنجه روحی به کنار... موندم از کجا خیس بود
عاخه از سمت مسطراب اومده بود!!!
تو سریال دردسرهای عظیم آرزو به باباش میگه:
ـ هرچی از دهنش دراومد بم گفت و بیرونم کرد.
باباش:
ـ گوه . . . هـــَـر؟ بلاخره زهر خودشو ریخت!
اینجا بود که به این نتیجه رسیدم کارگردان با نتخاب همچین اسمی
یه تیر و دو نشون زده!!!
بعضی از این دخترا هم هستن تو عروسی
یه جوری قیافه میگیرن و ترش میکنن
.
.
.
انگار ما باعث شدیم سن ازدواج بره بالا!!
تا حالا دقت کرده بودین تو داستان سفیدبرفی باباش
که پادشاه مملکته نقش هویج رو داره؟؟؟
اعـتـراف مـیـکـنـم...
سـال دوم سـر کـلـاس تـاریـخ ادبـیـات کـه دبـیـرمـون چـرتِ دم ظـهـر
گـرفـتـش ، اولـیـن نـفـری کـه از پـنـجـره پـریـد و از در اومـد تـو مـن بـودم!!!
بـعـدش ایـن نـدیـدبـدیـدا (دوستامو میگم) دسـتـه دسـتـه از پـنـجـره
ریـخـتـن بـیـرون و نـاظـم مـچـشـون رو گـرفـت...
دوسـتـان عـبـرت بـگـیـریـد!
ایـن عـمـلیـاتـا حـسـاسـه ، هـرکـی هـرکـی کـه نـیـس ^ــ^
عاخـــــــا
یه درخواستی دارم از مسئولین 4جوک:
واقعا جاداره کنار بعضی از عشقولانه ها دکمه عـــوُووَق نصب شه
بزنیم روحشون اگاه شه!!!
فانتزی دل من اینه...
کاشکی قبل اینکه استخاره میزد تو چشام نیگا میکرد
کاشکی قبل اینکه خدافظی میکرد دفتر شعرمو میگرفت
کاشکی قبل اینکه میرفت اشکامو میدید
کاشکی قبل اینکه بشکنه شکستنم رو میشنید
کاشکی حالا که دیگه مال هم نیستیم تو یاد همدیگه هم نباشی�
...
مـن اونـو دسـت فـاصـله ها سـپـردم و
خـاطـره هـا بـه انـتـقـام پـا شـــــدن....!
*** قـــــانــــــــع کـنـنـده تــریـن پــــ نـــــ پـــــ سال ****
- عَیــــــــی.... ایـن مـوِِِ تـوِِِ غـذای مـن؟
ـ پــ نــ پــ ، شـاخ سـوسـکـه!
- :&
« بیاید دست به دعا شیم » چیست؟
.
.
.
آخرین راه حل گروهی افراد پس از انتشار سوالات در سالن امتحان
یه جمله خیلی تاثیر گذار هست که میگه:
فـــــــــــــــــــــدای ســــــــــــــــــــــــــــرم!
هر بار که از سر جلسه امتحان برمیگردید اینو با خودتون تکرار کنید
اصن شفا بخشه!
...
البته در مواردی دیه هم کاربرد داره:
مثلن 10 خرداد تولدت باشه و یه چیپس سرکه ای هم ندن دسـِـت
که عقده ای نشی...
کیک و شیرینی و کادو هم که خیلی وقته به رویا پیوسته!
دیه حداقل لایک دادان که تو مرامتون هـَـــــ...؟!
- گـمـشـو کـصـافـت...
حـالـمـو بـهـم نـزن بـا اون چـشـای ور قـلـمـبـیـدت...
چـی مـیـخـوای از جـونـم ، آویزون! ازم فـاصـلـه بـگـیـر
نـذار دسـتـم بـه خـونـت آلـوده شـه...
مـیـری یـا سـاقـه طـلـایـی بـکـنـم تـو حـلـقـت...
گـم بـمـیـر دیـه....
«صدای ذهنم خطاب به مراقب بالاسرم»
ترانه سر امتحان:
عــــاخ دیگه نمیکشه نمیکشه نمیکشه
حوصلم تعطیله
مغزم هم هنگیده
اعصابم گندیده
عــــاخ دیگه نمیکشه نمیکشه نمیکشه
بیخوابیم شــَــــدیده
خونده هام پـــَـــریده
نمره هام بــد ریده
میدونم تک میده
دلِ من ترسیده
دستم هم لرزیده
خـودهِ مثــلهِ بیـــده خـودهِ مثــلهِ بیـــده
عــــاخ دیگه نمیکشه نمیکشه نمیکشه
حوصلم تعطیله
مغزم هم هنگیده
پس دیگه کِی تیــــــــــره؟؟؟!
لایک: ....
همیشه تو سالن امتحان
یه مراقب نخودی پیدا میشه که عقده ابراز وجود داره
و وسط تمرکز ملت سخنرانی رو آغاز میکنه...
میدونم تایید نمیشه ولی بوخودا خیلی رو اعصابن
یکی بیاد اینا رو جمع کنه =(