هیچ وقت خانوما رو با کرونا تهدید نکنید
.
خانوما خودشون ویروسی دارند بنام غُرُنا
که تا حالا میلیونها مرد را به کام مرگ کشانده
@mikaik.com · ۱۳۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۵۲ رأی)
هیچ وقت خانوما رو با کرونا تهدید نکنید
.
خانوما خودشون ویروسی دارند بنام غُرُنا
که تا حالا میلیونها مرد را به کام مرگ کشانده
مامانم گفت این وویسایی که فرستادن چرا دانلود نمیشن گفتم وای فای رو خاموش روشن کن درست میشه ده دقیقه بعد داشتم سالاد میخوردم دیدم تو یخچال سس نیست گفتم مامان سس نداریم؟ گفت در یخچالو باز و بسته کن پیدا میکنی
یکی میگفت: باید از کنار مشکلات باسرعت عبور کنی و بگی: “میگ میگ”
اما نمیدونست مشکلات نشستن رومون میگن: “انگوری انگوری”!
یکم نفس تنگی دارم
انشاان لله که یه شکستگی دنده ی ساده هست
خدا کنه که کورونا نباشه
میری حموم آب داغو وامیکنی ۴۰۰ساعت وامیستی تاداغ شه
حالا کافیه تودستشویی اشتباهی آب داغو وا کنی
تو۲۰صدم ثانیه میرسه به ۱۲۰درجه سانتی گراد
پسردایی ۵ سالم با خمیر بازی برای خودش سبیل گذاشته زنگ زده به مهد کودکشون گفته کامبیز امروز نمیاد
مربیه گفته کامبیز تویی؟
گفته نه من پدرم هستم
امروز 40 متر ذنبال تاکسی دوییدم طرف واستاد گفت میخوای سوار بشی
گفتم نه داداش میخواستم بگم سفر خوشی رو برات ارزو میکنم
اونم با دهن روزههههههههههههعععععع
از خواب بیدار شدم دیدم کسی خونه نیست رنجیدم به مامانم دیدم صدای جیغ و سوت و .....میاد
گفتم مامان کجایی ؟
میگه شهر بازی دیگه مگه تو اینجا کنار من نیستی
گفتم نه
گفت پس این دیگه کیه؟
معلوم نیست مامانم پیش کی نشسته
من اصلا خونهسلام هستم
مگه میشهنه مگه داریمنه
البته در مورد پدربچه و مادرخانواده من. هم میشه و هم داریم
رفتم کافه ۱۲تومن پول چای دادم
اومدم خونه
تا دو هفته کتری مون داشت چپ چپ نیکا میکرد
الان هر لیوان چایی که میده یه نگاه چپ هم تحویلم میده
مرده به زنش میگه تو چقدر زیبایی
زنش میگه کاش تو هم زیبا می بودی که منم این حرفا و به تو میزدم
مرده گفت اشکالی نداره تو هم مثل من دروغ بگو!!
رفتم پمپ بنزین گفتم 40تا بزن
گفت 40لیتر
گفتم پ ن پ 40قاشق غذا خوری
کورونا ی عزیزم ....
ما هیچ چیزمون به هم نمیخونه
حتی تو اسمتم با کلاس تر از اسم ماست
پس لطفا اطراف ما نپلک
ما به درد هم نمیخوریم
تازه من فکرامم کردم اما ..
انتخواب من اسهاله..!!!!؟؟"""
خواهش میکنم تا آخر بخون
اگه به ویروس کورونا مبتلا شدید کافیست..
آویشن با نبات را دم کنید بخورید و
بعد از دو هفته تبات را از ان حذف کنید و در همین حال ویروس میاد بیرون میگه پ نباتش کو
و بعد تو هم با دمپایی بزن تو سرش و بکشش
تا اکتشافات بعدی بودورود
دیروز دختر خالم داشت شوهرشو صدا میزد و میگفت:
پیشیه من!!
جوجو
موشی!!
دید شوهرش جواب نداد حالا به هر دلیلی
به من کفت که محمدو صدا بزن*-*
منم گفتم حیوون خانومت صدا میزنه
نمیدونم الان اصلا باهام حرف نمیزنه
مگه پیشی و موشی و جوحو هر سه حیوون نیستند؟
اقا من رفتم لباس فروشی شورت بگیرم !!
رفتم تو روم نشد بگم شورت گفتم لباس زیر اخه چند نفر دیگه هم اونجا بودن روم نشد
خلاصه گفتم اقا ببخشید لباس زیر دارید
گفت منظورت شورته دیگه؟
یه دفعه همه ی نگا ها سمت من جلب شد نمیدونستم چی کار کنم
خلاصه گفتم اینا چند هست حالا ؟
گفت دونه ای 12هزار
گفتم 10هزار بده 5تا میبرم
گفت مگه ما چقدر از رو شورت میخوریم !!!
برامون سود نداره
همه با شنیدن این جواب داشتن لباسا رو گاز میزدن
من خیلی دلم واسش سوخت 15تومن دادم که بیشتر از رو شورت بخوره!!!
زن مثل ویروسه که اگه وارد زندگیت شه !!!
1جیباتو searchمیکنه
2پولاتوdeletمیکنه
3خوانوادتو editمیکنه
:
:
:
:
:
:
:
97ارتباط با دوستانو cutمیکنه
98فون بوک موبایلتو scanمیکنه
99خوشی هاتو cancelمیکنه
و بلاخره دلیل صدم :مختhangمیکنه
دیروز توی رستوران نشسته بودم !!
دختره با دوست پسرش با کلی کلاس اومد تو ،
با کلی عشوه menu رو برداشت و با کلی مکث ،،،،،،
با یه لحن خاصی به گارسون گفت :
2 تا بام دریت جعفری برای من و عشقم لدفن...
گارسون بعد از شنیدن این صدا متواری شد
هنگامی که علت را جویا شدم فهمیدم
اون بام دریت جعفری نبوده !!!
اون با مدیریت جعفری بوده!!!؟؟
طفلکی اقای جعفری از رستوران استفا داد
گارسون هنوز متواریه
عشق اون زنه هم که خودشو از طبقه ی سوم انداخت پایین
منم الان تو بیمارستانم دکترا گفتن از بس خندیدی
خنده دونت پاره شده!!!!
خدایا با کیا شدیم 80 و عندی میلیون نفر!!!!
تو که از مهنت دیگران بی غمی پیامی بگذار که نگند شلقمی
خخخخخخخخخخ
مردی چشم درد گرفت و رفت پیش حکیم و از وی تقاضای شفا کرد !!!!
از انجایی که حکیم مرد دانایی بود ..
حکیم تخم مرغی را آورد ،ان را در ظرف کوچکی ریخت خون آن را جدا کرد سپس روغن را در ظرف ریخت و گذاشت روی آتش و گفت :
تو هم میخوری؟؟؟*-*
خخخخخخخخخخ
مردهo_O
روزی مردی میخواست بره از بازار خر فروشان خر بگیره اخه شنیده بدود که شیر خر خیلی قیمتش بالایه
زنش اونو دید گفت کحا با این عجله ؟
مرد گفت میخواهم به بازار خر فروشان بروم تا یک خر بخرم
زنش گفت :بگو ان شا ان لاه
مرد گفت :
ان شا ان لاه!!!!!!!
چیه انتظار داشتی نگه ان شا ان لاه
این دفعه فرق میکنه
خختخخخخخهخهخ
خلاصه مرد ان شا ان لاه رو گفت و راهی شد تا خری بخره !
و قتی رسید دید یه دزدی واستاده داره بهش نگاه میکنه
مرد پرسید تو کی هستی هان؟
دزد گفت من همانم که در حکایت ها من خر تورا میدزدید�
مرد گفت اما این بار من ان شا ان لاه گفتم!!!!
مرد رفت و خر را خرید خر هرچه منتظر ماند تا یکی بیاید اورا بدزذ اما کسی نیامد خر داشت خسته میشد و با لگد محکمی به کمر مرد کوبید و اوراکشت(نفله کرد)
و ان دزد هم که دید آن خر بی صاحب است آمد و خر را دزدید
خخخخخخخخ
اینگونه داستان به خیر و خوبی تمام شد