M

M. N *-*

@M. N ^_____^ · ۲۹ امتیاز

★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۵۰ رأی)

M
M. N *-* ۷ سال پیش
جوک

پارسال ولنتاین از زیدم خواستم منو ببره یه رستوران شیک :)
اونم منو برد یه رستوران خعلی خععععععععععلی شیک و اول یه پیش غذای گرون بعد یه غذای خعلی گرون ( تا اونجا ۲۰۰ تومن شد تقریبا)
بعدم یه دسر خوشمزه و باکلاس خوردیم •-•
بعد هم چند تا کارگر یه بسته ی هدیه ی بزرگ رو آوردن داخل 0-o
ولی جناب زید گفت بازش نکن تا من از دستشویی بیا�
یه ساعت گذشت...
دو ساعت گذشت...
نیومد که نیومد
منم کادو رو باز کردم یه نامه تهش بود
بازش کردم دیدم نوشته :
غذا ها خیلی خوشمزه بود
از این به بعد هم کات هستی�
دنبالم نگرد فرار کردم :)
نمیدونم پول غذا هارو از کجا میاری
اصن به من چه
مگه من فضولم ؟!
ظرف شستن خوش بگذره
.......
هیچی دیگه الان یک سال گذشته
یه ماه واسه اون رستوران کار کردم عین سگ -_-
از اون به بعد اسم ولنتاینو میشنوم تشنج میکنم:(

M
M. N *-* ۷ سال پیش
جوک

+آهاااااااااااااای مردم:)
+آهاااااااااااااای دوستان فورجوکی:[]
+آهاااااااااااااای عزیزانِ دل :]
+آهاااااااااااااای ای کسانی که دل به دریا زده و ۲۸ ساعت از ۲۴ ساعته شبانه روز را پای فورجوک مینشینید :|
- ها چیه ؟! =
+ شما ناهار چی خوردید ؟!
- قرمه سبزی
-تو چی خوردی ؟
+ ماکارونی
-واقعا توروحت.....
.............................
0-o
از اثرات فورجوکه باو چیزی نی بفرمایید پست بعد :)

M
M. N *-* ۸ سال پیش
جوک

دیروز تو خیابون رفیقمو دیدم و براش دست تکون دادم یهو یچی خورد تو دهنم که وسط خیابون نزدیک بود پرتاب بشم اونور خیابون
:-
بعدش فهمیدم که مادر گلم فکر کرده واسه پسر دارم دست تکون میدم زده تو دهنم:(
این چه زندگی ایه من دارم آخه=(
فک و فامیله داریم ו×
من :(
مامانم *-*
رفیقم در حال جویدن جدول :)))))))))
پسره :|

M
M. N *-* ۸ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم که کل فامیل من رو یه آدم سر به زیر و آروم و درست کار و قابل اعتماد میدونن....
ولی اون روی منو کسی ندیده تاحالا..
:)))
مثلا یه بار تو شیر خشک بچه ی فامیلمون فلفل ریختن ، بچه شده بود همرنگ بادمجون :)))
یا یه بار اسممو تو گوشی دختر داییم عوض کردم و گذاشتم *عشقم*
تا شب بهش اس های عاشقانه و +۱۸ فرستادم شب باباش دید ، دختره رو از خونه بیرون کرد:)))
چیه ؟:-
میخواست بهم فوش نده:|
تقصیر خودشه که این بلاها سرش میاد دیگه:})
خلاصه خواستم بدونید که یوقت سر به سر من نزارید نقشه های دیگه ای هم در سر دارم=)
قربانی نشید یه وخت ( خیلی هم باسوادم مشکل داری بگوووو ها تعارف نکن :-)

M
M. N *-* ۸ سال پیش
جوک

همه ناراحت شدیم که ایران به اسپانیا باخت....:(
ولی غم و غصه ی باخت یه طرف:-(
قیافه ی خنده دار سردار آزمون وقتی افتاد وسط زمین و شروع کرد گریه کردن هم یه طرف:)))))
خودت ری.دی دیگه چرا گریه میکنیB-)
خخخخخ من از خنده مردم:D
عین بچه ای که شکلاتشو ازش گرفتن گریه میکرد:))
O O
--

Sardar

M
M. N *-* ۸ سال پیش
جوک

دیروز یکی زنگ زد بهم گفتم بله؟بفرمائید با کی کار داشتید؟؟
گفت اشتباه گرفتید لطفا مزاحمت ایجاد نکنید اینقدر آخه این چه وضعشه...
در حین غرغر کردن قطع کرد :|
خوبه حالا خودش زنگ زد من زنگ میزدم میخواست چی کار کنه:-
روانی شدن ملت:(
من:|
اون:))))
مخابرات:|
انیشتنگ :(

M
M. N *-* ۸ سال پیش
جوک

دیروز پول دادم داداشم گفتم میری سر راه این پولو بده فلانی ، چند ماهه بدهکارشم:-
گفت خو:O
شب بدهکاره زنگ زد گفت پول مارو نمیخوای بدی؟
رفتم پیش داداشم میگم پول چی شد ؟؟؟
میگه حوصله نداشتم ببرم پولو بدم بهش نصفشو لواشک و بستنی خریدم نصف دیگشو رفتم ایک باکس،گیم نت;-)
هیچی دیگه فردا میان سرمو ببرن:(
فک و فامیله داریم:-[
من :[
داداشم:)
بدهکار :|

M
M. N *-* ۸ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی های دوران نوجوانیم اینه که(الکی مثلا من عباس مستقیمم) در حالی که دارم تو پارک راه میرم یهو یه کیسه زباله وسط پارک ببینم و روحیه ی محیط زیست دوستانه ام گل کنه و تصمیم بگیرم بلندش کنم اما نتونم چون ببینم سنگینه اون وقت بازش کنم ببینم توش یچیزی برق میزنه (فکر میکنم الماسه) که دستمو میکنم توش و میبینم بععععععععععله اون چیز براق شیشه خورده بود و دستم از پلاستیک در میارم میبینم بین اون همه شیشه خورده دستم قطع شده :|
هیچی دیگه اون قسمت دستمم بر میدارم و در حالی که ضایع شدم میرم بیمارستان ×-×