پارسال ولنتاین از زیدم خواستم منو ببره یه رستوران شیک :)
اونم منو برد یه رستوران خعلی خععععععععععلی شیک و اول یه پیش غذای گرون بعد یه غذای خعلی گرون ( تا اونجا ۲۰۰ تومن شد تقریبا)
بعدم یه دسر خوشمزه و باکلاس خوردیم •-•
بعد هم چند تا کارگر یه بسته ی هدیه ی بزرگ رو آوردن داخل 0-o
ولی جناب زید گفت بازش نکن تا من از دستشویی بیا�
یه ساعت گذشت...
دو ساعت گذشت...
نیومد که نیومد
منم کادو رو باز کردم یه نامه تهش بود
بازش کردم دیدم نوشته :
غذا ها خیلی خوشمزه بود
از این به بعد هم کات هستی�
دنبالم نگرد فرار کردم :)
نمیدونم پول غذا هارو از کجا میاری
اصن به من چه
مگه من فضولم ؟!
ظرف شستن خوش بگذره
.......
هیچی دیگه الان یک سال گذشته
یه ماه واسه اون رستوران کار کردم عین سگ -_-
از اون به بعد اسم ولنتاینو میشنوم تشنج میکنم:(