H

H.83

@H.83 · ۴۵ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲۱ رأی)

H
H.83 ۷ سال پیش
جوک

H.83
کلاً من از بچگی کرم درونم میلولید یه روز رفته بودیم خونه مامان بابام همه بچه هام بودن
اون روزا پسر عمم خیلی اذیت می کرد اون روز اینقدر کرم ریخت که همه بچه ها کفری شدن گفتیم چی کار کنیم یه ضره با ما قهر کنه نیاد سمتمون نقشه ریختی�
دختر عموم صداش زد علی(پسر عمم)از طبقه پایین اومد بالا حسین (پسر خاله بابام اون موقع ۱۱ سالش بود)علی رو گرفت انداختش رو تخت بستیمش بعدم من با مواد اولیه یه آزمایش شیمیایی وارد و تحت یک حرکت عملیات رو تموم کردم (جوراب حسینو که ۳ماه بود نشسته بود کردم تو دهن علی)
از ساعت ۶ تا ۸ به تخت بسته بود با جوراب تو دهنش
از اون روز به بعد دیگه سر ما سه تا کرم نریخت
من^_^
علی×_×
جوراب حسین•_^
حسین و ملیکا^_^

H
H.83 ۷ سال پیش
جوک

H.83
دارم کنترل میزنم رو زمین کار کنه از دستم در رفت خورد پیشونیم حالا بابا خوابیده بود یهو سیخ نشست منم عینهو گوساله برقی ذوق کردم که نگرانم شده گفتم _بابا من خوب�
یه‌ نگاه بهم انداخت که از ۱۰۰ فوحش بدتر بود بعد با حول کنترل برداشت برسیش کرد یه نفس آسوده ای کشید دوباره خوابید
تورم چیکار کرده
من×_×
بابام^_^
کنترل^_____^

H
H.83 ۷ سال پیش
جوک

H.83دقت کردین وقتی تو پارک نشستین چمن هارو میکنین
یا وقتی می خوای بفهمی دمای چای چقدره انگشت رو میکنی توش یا وقتی هتفون در گوشتونه احساس میکنین یکی هی صداتون میکنه
و باز هم دقت کردین حالا شما رو نمیدونم وقتی شب میشه برای خودم دنبال یه هیولا تو اتاق تاریک میگردم وقتی پیداش کردم
میرم زیر پتو تا صبح عرق میکنم
آخه یکی نیست به من بگه مگه مرض داری
ولی لامصب دقت کردین اگه توی پناهگاه هم باشی با‌ ۱۳۴ لایه ی محافظ باز هم احساس امنیت زیر پتورو نداره
من^_^
پتو^_^
پناهگاه۱۳۴ لایه ای؟_؟

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

دهه شصتیا یادتون میاد آدامس شیک هایی که بسته هاش چار تایی بود دندون رو میذاشتی روش اول اینکه دندون آدم تا مرز شکستن میرفت بعدم آدامس۱۰۰ تکه میشد تازه مشغول میشدیم نارنجک چهل تکه رو سر هم کنیم ولی خدایی دست آخر راضی بودیم.چقدر ما قانع بودی�
خاطره ای از یک دهه شصتی

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H..83 آقا این اتفاقی که میخوام بگم همین چند ساعت پیش اتفاق افتاد من همیشه ماه رمضون که میشه شب بیدارم حالا
اتفاقای امشب ساعت سه مامان یهو بلند شد
/ هییییی اکبر
(بابامم بلند شد)
/جان�
/هوامو داشته باش
/باشه
دوتایشون خوابیدن
من×_×
دوباره‌ مامانم ساعت ۴ باشد نماز خوند خوابید غرق در خواب
پاشده
/هستی مامان
/بله ساعت ۱۱ منو بیدار کن
/مامان ساعت۸ باید بری کار
/خوب ساعت ۲ بیدار کن
/مامااان عزیزم باید ساعت ۸ برییی کارر
/اه ولم کن نمیزاری بخواب�
باز هم من×_×
صبحم نیشستم تو سایت دارم میگردم مامانم دروباره پاشده/هستی مامان پاشو اینجاهارو جمعو جور کن خاله هات دارن میان
بعدم پاشده و شروع کرده به جمع کرد
من/مامانننن بگیر بخواب
،یه نگاه با یه چشم باز به من کرده○_■
/ بچه کارو زنگی نداری دستشویی داری که داری برو
*__*
بابامم از اونور خوابهااااا خواب/ شتر شده هنوز نمیتونه یه دشویی بره خرس گیریزلی
مامانو بابام^_^
من×_× *_* +_+ #_# @_@ !_! ؟_؟ ¿_¿
و همچنان من......
یکی به دادم‌ برسه واویلا

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83 آقاااااا یه سوتی دادم اونورش نا پیدا البته یه سوتی نبود یه عالمه بود چندتاشو براتون میگ�
چند روز پیش یه فامیلامون که باهاشون خیلی رودباسی داریم اومدن خونمون خانوادشونم مذهبین از دم در که رسیدن بعد روبوسی احوال پرسی نشسته بودیم داشتیم فیلم میدیدم یهو عموزاده بابام گفت /اکبر جان این کانال چنده
بابام/6star
عمو محمد با داد گفت /استغفرالله خانم جلو چشم بچهارو بگیر
من/عمو ماهواره چیز بدی نداره که
همون موقع تبلیغ پکیج جن* ی
من*_*
بابام×_×
عموزاده^_^
شبشم مامانم میگفت پاشده بودی به دختر این بنده خدا میگفتی قلیون داری قلیون اوردی تنباکو چه تمعی اووردی
فرداشم من بیدار شده بودم همه خواب بودن داشتم فیلم میدیدم جای صحنه دارش بودن چشای منم تاته باز○○داشتم نگاه میکردم دیدم صدای یه شکستن اومد برگشتم دیدم عمو محمد با دهن باز دارهtvیو نگاه میکنه
شبشم رفتیم خونه مامان بزرگم توالشون تو حیاطه من داشتم میپوکیدم دیدم چرا غش روشنه فکر کردم علی مثل همیشه یادش رفته رو تا ته یک دفعه باز کردم صادقو( پسر عمو محمد) سر توالت دید�
تازه این چندتاشون بود
سوتی نمونده که من جلو اینا نداده باشم
من×_×
عمو*_*
صادق^_^
بابام=×__×=

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H..83سوال تو برگه امتحانی یکی از دخترای فامیل و جوابش
اگر بخواهی از فردی که پول قزض کرده و آن را پس نمی دهد بدون دعوا و زدو خورد از او پولتان را بگیری چه میکنید؟ اول میرم باهاش حرف میزنم . بعد اگه نداد با مامانو باباش بعد اگه دوباره نداد به پلیس میگم اگه دودر کرد دستمال الکل میزنم میگیرم رو دهنش بعد هرچی پول داره میگیرم بعدم میرم تو صحرا ولش میکنم که از گرما بمیره کثافت عوضیرو
من؟_؟
دختر فامیل^_^
معلم×_×
خلاف کاره زنجیرای "_"

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83 خشتک شلوار کردیم پاره بشه اگه دروغ بگم
رفتم بیمارستان آپول بزن�
یه مردم با زنش اونجا بود البته تو صف دکتر رفت تو مطب برگشت با چشای گریون حالا فکرشو بکنین یه مررررد با ۱۸۰ تا قد هیکل ورزش کاری از سوزن به ترسه اگه گریه میکرد اشکالی نداشت رفت توی اوتاق تا آمپول بزنه یه حرفایی با فریاااد میگفت من یه کوچولوشو براتون باز گو میکن�
/منننن نمیییزنمممم بزنم ممیمرم میفهمیییییید
نیاااا جلو.... بووووووق کثافت بووووووووق بیای جلو خودمو میزنم نیا جلو آشغال بووووووووووق بهت گفتم نیااااا بووووووق نیا بووووووووووووووووق بیای جلو هم تورو میکشم هم خودمو بوووووووووووووووووووووووووووووووووووق(خیلی فوحشش دراز بود)
نگهبانی اومد بخوابوندش رو تخت ولی لحظه آخر در رفت نگهبانی هم دنبالش آخرم گرفتنش دکتره زد بعدم که زد ول کن نبود خوشش اومده بود میگفت/جوووونی یه دونه دیگه بزن
زنش○_○
یارو^_^
دکتره*_°

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H..83 با دوستام تو حیاط نشستیم حالا دارن حرف میزنن
دوست ۱/اااااااااا بچه ها دورقم آخر تاریخ تولدتونو با سنتون جمع کنییید میشه ۹۶
چند لحظه بعد......
دوست۲/کثااااافت سگ توروحت از کجا میدونستی
دوست ۳/این اتفاق هر ۵۰۰ سال یه بار اتفاق میفته
دوست۲/ آشغالا تو کدوم گروه عضوین منو عضو کنین
دوست ۱/یه گروه با اطلاعات بااالا به تو نمی خوره مغزت هنگ می کنه
یعنی به من بگین من با اینا چیکار کنم آخه هر ۵۰۰ساااال یه بار

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

امروز بحث سر این بود تویه کلاس که کی تلگرام داره اگه داره شمارشو بده به من تا یه گروه تشکیل بدیم حالا همه دادن رسیدم خونه شماره هارو از جیبم ریختم بیرون گوشیو گرفتم دستم یکی یکی شماره هارو باز میکردم سیو میکردم بعدم عضو کانال یه کاغذو که باز کردم هر کاری کردم نشد عضو بشه بعد چند دیقه تازه فهمیدم شماره خونشو نوشته داده به من
من ×_×
دوستم *_@
شماره خونه >_^
بقیه بچه ها °●°
تلگرام ¿¿

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83 آقا چند روز پیشا دیرم بود سر خیابون که رسیدم اولین تاکسی که دیدم سوار شدم در تاکسی باز کردم نشستم درو چنان آروم بستم که خودمم نفهمیدم حالا مردم نفهمیده بود یه نگاه به چپو راستش کرد بعد صدای آهنگو زیاد کرد اول نفهمیدم چرا اینکارو کرد ولی بعد که بوش بهم رسید اصلا درحال بیهوش شدن بودم اونم به یکی راضی نبود انگار تندو تندو پشت سرهم ول میکرد منم دیدیم ضرفیتم تکمیل اگه یه ذره دیگه بمونم جان به جان آفرین تسلیم میکنم درو با شدت باز گردم با یه صدای / هههههههههه نفس گرفتم بر گشتم یه نگاه به راننده کردم بدبخت سکته کرده بود گفت/ فهمیدی؟
من/ صداشو نه ولی بوشو خیلی خوب بلعیدم×_×
داداش تخم مرغ خورده بودی ؟
/ آره
/ پ معلومه بچه پولداریاااا
/ نه به خدا ته مونده یخچال بود$_$
من×_×
راننده○_○
تخم مرغ^_<

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83
فانتزیه من اینه که ساعت ۵ صبح بیدار شم شلوار کردی نارنجیمو بپوشم با یه رکابی آبی رنگو رو رفته بعد برم تو پارک بدو ام بعد در حالی که من دارم میدوام یه آهنگ ازینا هست که میگه
دی دینگ دیییینگ دی دینگ دییییینگ پشت صحنه پخش بشه بعد من با همون آهنگ ۱۰۰ تا بارفیکس با۱۱۰ تا درازنشست بزنم بعد همه این کارارو کردم درحالی که یه سوییشرت تنم کردم کلاشو بندازم رو سرم بعدم در حالی که هنوز آهنگ داره پخش میشهو صورتم از عرق خیس شده و باد در شلوار کردیه نارچپجیم موج مکزیکی میرع صحنه آهسته گنگستری راه برمو تو افق محو بشم
^__^ خدا وکیلی لایک کنید پای شلوار کردی در میونه ( اونم نارنجی پرتقالی)○_○

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83
آقا یارو اومده بود خاستگاریه یکی از فامیل منو پسر عمم بودیم حالا هی این خاستگاره نگاه میکرد به فامیله ما نیششو باز میکرد فامیل ما هم محلش نمیزاشت خاستگارم اومد زرنگی کنه که فامیل مارو یه جا تنهایی گیر بکشه باهاش حرف بزنه رو کرد به مامان دختره گفت/ ببخشید دست شویی کجاست
مامانه/ البته دخترم شمارو راهنمایی میکنه
حالا دختره هی داشت به منو علی اشاره میکرد یعنی منو نجات بدین منم یهو پاشدم گفتم پریسا جان خستس علی جان شما آقا عمادو راهنمایی کنید
علی/ البته بفر مایید از این طرف آقا عماد
چرت یارو پاره شد حالا رفتن دیگه نیومدن مامانم گفت برو دنبالش منم پاشدم رفتم دم در دستشویی درو زدم گفت / کیه
منم هول کردم گفتم/ منم درو بزن
هیچی تا آخر خاستگاری هرچی دختره اشاره کرد من محل نزاشتم
والا اعصاب نداری�

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83
آقا دقت کردین وقتی مریض میشین مثلا سرما خوردگی همه چیزای خوشمزه برای شما ضرر دارن. بعد اینا هیچی وقتی مریض میشی کابینت آشپز خونه که مورچه رغبت میکنه نگاش کنه پر از انواع اقصام چیپس پفک شکلات میشه بعد فریزر که توش همیشه مرغو ماهیه میشه جایگاهی برای یخمکو بستنیو غیره میشه توی یخچالم از دَنِت گرفته تا نوشابه و ژله وکارامل ..... بعد اینا به درک همون موقع کل خانواده هوس فست فود میکنن تو هم مریضی نمی تونی بری
(مَدیونین اگه فکر کنین خانواده من با من همچینکاری میکنن)
ولی وقتی مریضیت خوب میشه پفکو چیپست به دست بقیه پرپر شده کاراملت یه قاشقش مونده ژلهت داره از ترس به خودش میلرزه بستنی هات جعبه های خالیش تو فریزره میدونم بد دردیه مَدیونید اگه دقت کرده باشینو لایک نکنید(العانم من مریضم نوشابه کارامل دارن چشمک میزنن بهم ^_•آخه چرا رَوانه آدم پریش میکنن)
من میرم اتراظ میزن�
( یادی از گل ممد^__^)

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83
آقا یه دبیرا با من لجه هروقت چایی میخواد منو میفرسته
هالا یه روز رفتم چای بریزم چایی رو تازه دَم گذاشته بودند منم یه یک ربعی صبر کردم چایی رو ریختم گذاشتم تو سینی از راهرو گذشتم رسیدم به در کلاس .خوب گوش دادم دیدم دبیر گفت/ چرا نمیاد؟( حالا جواب بچه ها)
خانم فکر کنم از مدرسه فرار کرد
خانم داره یه چایی میزنه تورگ
خانم اگه اینه داره مواد های شیمیایی میریزه تو چاییتون شمارو مسموم کنه
( منم داشتم به این فکر می کردم که صدا کدمشونه که لَتو پارَشون کنم) درو باز کردم هرچی امدم درو تا آخر باز کنم نمیشد چند بار کوبیدم نشد بی خیال شدم دنبال دبیر گشتم دیدم نیست یه نگاه به بچها کردم همه از دَم با اینقیافه(○___○) منو نگاه میکردن
من/ خانم کوش ؟
همه اشاره کردن به پشت در یه نگاه کردم دیدم بعععله دبیر پشتر عین مگس له شده چسبیده بود به دیوار
( نصیحت من به شما اول در بزنین بعد درو واکنین) روان آدمو پریش می کنن والا^___^

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

دقت کردین وقتی به آخرای غذاتون میرسید یادتون میاد بسم الله نگفتید
دقت کردی وقتی داری درس میخونی چه فکر های جالبی به مغزت میرسه از اختراعه ریز ربات گرفته تا بمب اتمی ولی وقتی میخوای یه کار جالب کنی هیچی به ذهنت نمیرسه
دقت کردین اول که یه وسیله ای رو میخرین خیلی ازش مراقبت میکنین ولی بعد یک ماه ممکنه از فاصله یک متری از زمین رهاش کنی
دقت کردین وقتی میخواین بفهمین چایی سرده یا گرم انگشت اشارتونو میکنین توش
دهنت سرویس اگه دقت کرده باشیو لایک نکنی

H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

دیشب داشتم زیر پتو رمان می خوندم بعد یه جاش خنده دار بود حالا منم زیر پتو داشتم می پکیدم یه صدا های ی مثل / اِه اِه اِه.اینجوری ازم میومد حالا بابا مم جَو گرفتَسِش اومده سرمو بقل کرده می گه / عیب نداره یه تابلو با دوتا استکان بود دیگ تموم شد( صبح با لانچیکو جو گرفتم زَدم تابلو عکسو با استکان چایارو زدم شکستم) من/ بابا ......خخخخخخ...... اینجا رمانه خی.خخخخ.لی ...خخخخ خنده داره . بعدم عینهو خر شرک نگاش کردم هیچی با همون لانچیکوم پکوندم
والا عصاب مصاب ندارن مردم^____^