H
H.83 ۸ سال پیش
جوک

H.83
آقا یارو اومده بود خاستگاریه یکی از فامیل منو پسر عمم بودیم حالا هی این خاستگاره نگاه میکرد به فامیله ما نیششو باز میکرد فامیل ما هم محلش نمیزاشت خاستگارم اومد زرنگی کنه که فامیل مارو یه جا تنهایی گیر بکشه باهاش حرف بزنه رو کرد به مامان دختره گفت/ ببخشید دست شویی کجاست
مامانه/ البته دخترم شمارو راهنمایی میکنه
حالا دختره هی داشت به منو علی اشاره میکرد یعنی منو نجات بدین منم یهو پاشدم گفتم پریسا جان خستس علی جان شما آقا عمادو راهنمایی کنید
علی/ البته بفر مایید از این طرف آقا عماد
چرت یارو پاره شد حالا رفتن دیگه نیومدن مامانم گفت برو دنبالش منم پاشدم رفتم دم در دستشویی درو زدم گفت / کیه
منم هول کردم گفتم/ منم درو بزن
هیچی تا آخر خاستگاری هرچی دختره اشاره کرد من محل نزاشتم
والا اعصاب نداری�

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.