ح

حمیدرضا محمدی

@hamidrezamaku1376 · ۲۰۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۳ رأی)

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

ای بهار آشنایان ای سرود هم صدایان یاد تو آرامش دل نام تو آسایش جان
مشرقه شور و شکفتن سرزمین عشق و عرفان
جان هستی را تویی دل جسم هستی را تویی جان
روح عرفان و حماسه مشعله صبح بصیرت خانه ی خورشیدی دل مهد یاران ولایت از خراسان تا کهن دژ از خلیج فارس تا ری از تو مانا صبح بهمن از تو پایا صولت دل با تو میمانیم با تو با شکوه عشقو باور شوقه ما فردای روشن شور ما فردای بهتر مرز اشراقو شهودی مطلع عین الیقینی
مردمستان حماسه خطه ی ایران زمینی

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

مختار:چه فرقی است بین آل امیه وآل زبیرکه هردو یک جورفکرمی کنند؟
پسرزبیر:من بایزیدسرشریعت مشکل دارم مسلمان.به سیاست اوکه معترض نیستم.به دیانت اومعترضم.یزیدشرب خمرمی کندیزیدقمارمی کند.یزیدمیمون بازی می کند.سگ بازی می کند.یزیدنمازراسبک می شمارد.
بخشی ازدیالوگ سریال مختارنامه

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

ای سرزمین من شور آفرین میهن
دور از تو باد ای مرز باور دست اهریمن
ای خاک مهر آیین آیینه ایمان
ای در پناه لطف یزدان جاویدان ایران
تو که در دامانت لاله میجوشد
سحر از چشمانت ژاله مینوشد
وطنم ای دلها جمله مجنونت
مست و شیدا کوه و صحرا دشت و هامونت

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

مختار:من باهرچیزگیج کننده وسرگیجه آورمخالفم.
عبدالله بن زبیر:بسیارخوب توبردی.
مختار:چه چیزرابردم شیخ؟
عبدالله بن زبیر:من هم عادت دارم،حریفانم راگیج کنم.یکی رابافلسفه.یکی را باشرحیات.یکی رابامکر و حیله.یکی راباگردونه.توباهیچکدام گیج نشدی.کسی که با شمشیر خدعه نشکند،باهیچ شمشیری نمی شکند.
بخشی ازدیالوگ سریال مختارنامه

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

ابراهیم بن مالک اشتر:ای لشکریان خدا.من ازمذمت ابن حردانستم،که دشمن شماسخت وحشت کرده ومی خواهدباتفرقه ی بین ماترس خودراچاره کند.امروز
به بهانه ی غنائم.فردابه بهانه ی عرب وعجم.ازشما می خواهم درشب نشینی هایتان خاطرات تلخ صفین رامرورکنید.ماترک کاشانه نکرده ایم که غنیمت
بدست آوریم.ماپی مرحمی آمده ایم که جراحت های دلمان رادرمان کند.فرات
شاهداشک های ماست.ماپی قصاص خون امام شهیدمان حسین قیام کرده ایم.
بخشی ازدیالوگ سریال مختارنامه

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

عبدالله بن زبیر:مصعب این هاچه می کنند؟
مصعب:ظاهرامی خواهند،آتش کعبه راخاموش کنند.
عجب احمق هایی هستندکعبه بایدبسوزد.این روشنترین دلیل کفریزیداست.اگرآتش به خودی خودبه کعبه می افتاد،آن راپیراهن عثمان می کردم وبه جان یزیدمی انداختم.
عبدالله بن زبیرروبه مختار:مختار.بیا می خواهید چه کنید؟
مختار:مگرنمی بینیدکعبه درآتش می سوزد.
عبدالله ابن زبیر:نه مختار نه مصلح باشدخداوندقادراست آتش کعبه راگلستان کند.کعبه بایدبسوزدتاهمه بدانندیزید،کفرمطلق است.
مختار:این چه جورمنطقی است؟شمادیگرچه جورمسلمانی هستید؟

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

ماشاءالله:زن وبچه ی من روهواست بابا
مشتی:مگه زنت خلبانه؟
عمواکبر:چی میگه؟
ماشاءالله:میگه زنت خلبانه.
عمواکبر:زن من خلبانه؟من اصلا زن دارم که خلبان باشه؟
ماشاءالله:نه باباجون.میگه زن من خلبانه.
عمواکبر:زنت خلبانه؟
بخشی ازدیالوگ های فیلم سینمایی معراجی ها

ح
حمیدرضا 1376 ۹ سال پیش
پیام

بنام همه عاشقانت قس�
که در راهِ تو مرگ هم زندگیست
اگر زندگی تشنه ی مرگ ماست
کسی که نمردست هم زنده نیست
تو از عمق تاریخ زخمی شدی
که خون از غزل های من جاری است
اگر خفته میخواهدت روزگار
همین مرگ تاوانِ بیداری است
به آتش بکش ابر بغضِ مرا
که خاکت دوباره گلستان شود
به خونم اگر تشنه ای پس بریز
که ویرانه های تو ایوان شود

ح
حمیدرضا ۹ سال پیش
پیام

بسیار سالها به سر خاک ما رود
کاین آب چشمه آید و باد صبا رود
دامن کشان که می رود امروز بر زمین فردا غبار کالبدش در هوا رود
یارب مگیر بنده مسکین و دست گیر
کز تو کرم برآید و بر ما خطا رود
خاکت در استخوان رود ای نفس شوخ چشم
مانند سرمه دان که در او توتیا رود
بر سایبان حسن عمل اعتماد نیست
سعدی مگر به سایه لطف خدا رود
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
به تخت ار پادشاهی عاقبت هیچ
گرت ملک سلیمان در نگین است
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ
الهی آتش عشقم به جان زن
شرر زآن شعله ام بر استخوان زن
چو شمعم برفروز از آتش