مورد داشتیم استادی که هیچ کاری برای مقاله نکرده موقع ثبت مقاله اسمش که باید اول بیاد هیچ ورداشته خودشو نویسنده مسئول کرده چون نمرم گیرش هست.
@dice · ۲۱ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
مورد داشتیم استادی که هیچ کاری برای مقاله نکرده موقع ثبت مقاله اسمش که باید اول بیاد هیچ ورداشته خودشو نویسنده مسئول کرده چون نمرم گیرش هست.
یک فامیل داریم که هر جا میشینه از اردواج جوانان میگه و خاطرات جوانی خودشو تعریف میکنه که چجوری دانشجو بوده ازدواج کرده و...
تا دیشب به من گیر داد و میگفت تو که دانشجوی ارشد هستی درست مثل اون موقع های منی چرا نمیری زن بگیری بعد رو کرد به بقیه و گفت جوانای این دوره راحت طلب شدن و نمیخواهند زیر بار مسئولیت برن، که منم نه گذاشتم و نه بر داشتم و گفتم دایی جان شما خودت دختر دم بخت داری یکی مثل من بیاد خاستگاریش بش دختر میدی؟
وقتی دید دارم دخترشو جلو همه ازش خاستگاری میکنم ترجیه داد از اون به بعد به تفسیر وقایع ترکیه بپردازه :)
دلم که برایت تنگ می شود
می گیرد....
فریاد می کشد....می تپد،
و باز تنگ می شود
دلم که تنگ می شود
دوست دارم یک دل سیر نگاهت کن�
یک بغض سنگین گریه کن�
یک چشم پر، اشک بریز�
به اندازه ی یک قهر و آشتی
در آغوشت بگیر�
و یک عمر بگویم دوستت دارم.
زندگی کردمت بهانه ی من
غیر تو هرچه زنده را کشت�
چند سال است روزگار منی
مثل سیگار لای انگشت�
تو رو به خدا برای من مواظب خودت باش
گریه نکن اروم بگیر به فکر زندگیت باش
قصه ام میشه اگر بفهمم داری قصه میخوریی
شکایت از کسی نکن با اینکه خیلی دلخوری
دلت نگیره مهربون
عاشقتم این رو بدون
دلم گرفته میدونی؟
از هم جدا کردنمون
دل نگرونتم همش
اگر خطا کردم ببخش
بازم منو به خاطر همه خوبیات ببخش
یک اعتراف ساده
زیباترین لحظه تو زندگی یک مرد زمانی است که معشوقه اش میگه دوست دارم
خدای من خدای من تو بشنو این دعای من
دعایی از سر لابه به درگاهت شده جاری
گر از خود رانده ای مارا بکن عفو، تو هوشیاری
که هر چه هست در قلبم نبوده اندکی تعذیب
گرت راضی شوی یا نه بکن این بنده را تادیب
خدای من خدای من ندارم رمغ در جان
ببخش و عمر کوته کن ببر در نزد خود ای جان
تو دانی در دلم شور است و لیلایم ازم دور است
تو دانی دوری از لیلا چه بد دردیست ای جانان؟
تو که تک هستی و یکتا نشد عاشق شوی ایا
شدست در پیش محبوبت سامان دهی جان را
خدای من خدای من تو بشنو این دعای من
دعای عاشقی خسته که بر مرگش کمر بسته
دعایی از سر دوری، دعای شام مهجوری
دعایم کن دعایم کن کز این مهنت رخت بر بند�
خدای من خدای من گر از این بنده دلگیری
ببخشو رحمت افزون کن
گرت جویا شوی حالم
دل لیلای من این کن
دلی دارد در تشویش
مدوام میرود پس پیش
خدا حالیش فرما که این بنده ندارد نیش
خدایا .....
تو مغازه دوستم نشسته بودم داشتیم جک های فورجوک رو می خونیدی�
یک دختر چسب رو دماغی آمد تو مغازه و با اعتماد به نفس کامل پرسید؟
آغا اون لپتاپ که مارکش کلاکه هست چنده؟
رفیقم یک هو جا خورد و منو نگاه کرد منم رفیقمو دیدم اخه لپتاپ مارکه کلاکه نداره که رفیقم گفت خانم ما مارک کلاکه زیاذ داریم دقیقا کدوم مد نظرتونه که دختره رفت بیرون و از پشت ویترین نشون داد و رفیقم قیمت رو بش گفت.
وقتی دختره رفت داشتیم تا دو ساعت کف مغازه هلیکوپپتری میزدیم
دختره مارک asus رو به فارسی کلاکه میخوند
هههه
میدونم دانشجویی
میدونم امتحان داری
تازگیا دلت میخواهد بیشتر بخوابی
سعی میکنی کمتر به امتحان فکر کنی ولی نمیشه
.
.
.
.
.
.
ولی بشین یک تصمیم مردونه/ زنونه بگیر هنوز دیر نشده
تو میتونی
یعنی باید بتونی
به پدر مادرت فکر کن
که فرستادنت تا درس بخونی
پس درستو بخون
سلا�
یادته میگفتم دوست ندارم
یادته از خودم میروندمت
یادته مگفتم حتی اسمم به زبون نیار
پشیمونم
مث چی
برگرد
حالا که رفتی جای خالیت تو قلبم گلوم رو گرفته
نمیدونم با چه رویی میتونم برگردم پیشت
امیدوارم یک روزی این متن رو ببینی و بفهمی چقدر دوست داشت�
و .....
دانشجوی خوابگاهی همون سربازی هست فقط فان و تفریحش بیشتر هست
عشقم،خوشبختی را در چشمان سبزت دیدم زمانی که دست در دست نامزدت داشتی قدم میزدی و انقدر مات صورتش بودی که منو ندیدی
چه حس غریبی است ،با دلی سرد ،نظارگر پنجره ای باشی که به اینده ای مبهم گشوده شده ، فنجانی در دست، قهوه ای به سیاهی ابهام، و تلخی وجود ، به امید گرمای خود یخهای قلبت را باز کند . نسیمی پاییزی گونه هایت را نوازش میکند .نوازشی که گاهی ضریاتی چنان محکم بر صورت تاب و توان ادامه را میگیرد و می خواهی فقط تمام شود حتی اگر به قیمت یخ زدن و جاودانه ماندن در عمق یخچال دلی باشد سرد
مست باده
می نهاده
میخورد باده به باده
باده هایی کز سر غم
تلخ و شیرین
باده ای در پشت باده