ف

فاطمه خانوم

@dentist · ۴۳ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۸۲ رأی)

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

دلــــــم
تا برایت تنگ میشود...
نه شعر میخوانم,
نه ترانه گوش میدهم,
نه حرفهایمان راتکرار میکنم..
دلم تابرایت تنگ میشود
می نشینم,
اسمت را,
می نویســـــــــــــــ�
می نویســـــ�
می نویســ�
..
بعدمیگویم: اینهمه او!!!
پس دلتنگی چرا؟!
دلم تابرایت تنگ میشود
میــــم مالکیت را به آخر اسمت اضافه میکن�
وباز
عـــاشقت میشوم....!!
گروس عبدالملکیان

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

دوستت دارم ها ی سیزده سالگی را
روی بخار شیشه ی کلاس کشیدیم..
بایک قلب
وحرف اول یک اسم...!!
دوستت دارم های بزرگ تر را
درنامه های عاشقانه نوشتیم..
پنهانشان کردیم..
هنوز هم یکی از آن نامه ها آنجاست..
من از ترس مادر�
جوری پنهانش کردم که حتی
خودم هم نتوانستم پیدایش کن�
... و زنان در حوالی سی سالگی,,
شاید دیگر قلبی روی بخار شیشه نکشند..
اما هنوز هم پر از دوستت دارم اند..
چندتا از دوستت دارمهایم را
برایت مربای آلبالو درست کرده ام..
چند تا را گرد گرفته ام از اشیا..
با یکی از آنها پیراهنت را اتو کرده ام,
و با یکی..
با یکی دار�
این شعر را برایت می نویسم....♥
#رویاشاه حسین زاده

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

بچه که بود�
پائیز با روپوش از راه می رسید.
بزرگ تر که شدم، پسر همسایه بود ؛
سربازی که
اسمم را توی کلاهش نوشته بود.
مادرش می گفت:
گروهبان جریمه اش کرده که هفت شب کشیک بدهد.
آن وقت ها
دوستت دارم ها را نمی گفتند ؛
کشیک می دادند...
رویا شاه حسین زاده

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

ویژه..
زن ها دنیایشان ار غوانی ست
گاهی تمام یک عصر پاییز را
در تنهایی گریه می کنند,
و گاهی که حال لحظه هایشان خوب است
در از دحام خیس یک خیابان می خندند...
من اما مردهای زیادی را دیده ا�
که مدام می گریند,,
وقتی که خیره مانده اند به دیوار روبه رو..
وقتی عمیق سیگار می کشند..
وقتی که چشم هایشان را از زن ها می دزدند..,
من..
مردهایی را می شناسم..
که وقتی می خندند ه�
گریه می کنند...

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

جهان برای من
با میلاد تو آغاز شده است
و برگهای تقویم ,,
تنها دیوارهایی فرضی ست
که فاصله را یادآوری می کنند...
تا باور کنیم,بی آغوش,,
عشق افسانه ای بیش نیست..
اما حالا که دوباره میلاد توست بیا با هم دیوانگی کنیم..
مثلا من ماه را جای تو میبوسم
و تو با قاصدکی برای چشمانم لبخند بفرست...
بعد باهم به ریش تقویم و دیوارهایش میخندیم ...
تنها خدامی داند هربار که میخندی,,دیوارها کابوس آوار میبینند.....
#از من
به**تو ♥

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

ما همان نسل جوانیـــــم كه ثابت کردیمــــ
در ره عشــــــق سزاوارتر از هر مردیمـــ
هر زمـان بوی خمینـــــی (ره) به سر افتد ما را...
دور سیــــد علـــــى خامنـــــــه ای میگردیمــ..♥♥♥
اللّهم احفَظ قاعِدنا،الإمام سیدعلی خامنه ای..

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

یک بار به مترسکی گفتم:
لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای ؟؟
گفت:
لذت ترساندن,عمیق و پایدار است و من از آن خسته نمی شوم..
و من اندیشیدم و گفتم:
درست است,چون من هم مزه ی این لذت را چشیده ام...
گفت: تنها کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند!!!
آن گاه‌ ‌ ‌من از کنار او رفتم
و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من!!!
یکسال گذشت و مترسک در این مدت فیلسوف شد!!!
هنگامیکه از کنار او گذشتم دیدم دو کلاغ در کلاهش لانه می سازند...
جبران خلیل جبران

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

نیستـی اما هنوزم کنارمـــی
نیســـی اما هنوزم اینجــــایی..
روزی صدهـــــزار دفه میمیـــــرم،،
اگه احســــاس کنم تنهــــایی
هرکجا رفت و هرجاموندی
منوبی خبر نذار از حالت
اگه تنها شدی و دلت گرفت::
««خبــــرم کن که بیـــام دنبالت.....!!»»»
WITH LOVE***

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

...من قرض کردم تا برات خرج کردم..
من کفِ خیابونــو برات فرش کردم..
من واسه داشتن تو نذر کردم..
من..
تو رو یه فرشته فرض کردم..!!
من با تنهایی
تو با تن هایی
که تو رو ولت می کنن تو اوج تنهایی...
تواین شهر پر نقاب،،تو با اون بخواب.. من با قرص خوابـــ...!!
یاس**بدشدم

ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

قراربود اسمم برای بچه های تو «مـــادر»باشد
اسمت برای بچـــه های من... .
نشــد...
بچه های ما،ما را نمی شنــاسند...
روزی،دختــــرت از تو اسمم را می پرسد...
روزی که،با ترانه ای قدیمی...
به نقطه ی دوری خیره می مانی...
و من....
از چشم هایت میچکــــــمــ...
رویاشاه حسین زاده