شما یادتون نمیاد یه زمانی تو 4 جوک دوستان برای تخلیه روانی از یه دیوار بتنی استفاده میکردن^_^
چینیش هم اومده بود که اصن یادتون نمیاد!!!
الان دوستان با دوش اسید و لیوان اسید تخلیه روانی میکنن
خدا عاقبتمونو به خیر کنه^_^
@mary.fansi · ۸۶ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)
شما یادتون نمیاد یه زمانی تو 4 جوک دوستان برای تخلیه روانی از یه دیوار بتنی استفاده میکردن^_^
چینیش هم اومده بود که اصن یادتون نمیاد!!!
الان دوستان با دوش اسید و لیوان اسید تخلیه روانی میکنن
خدا عاقبتمونو به خیر کنه^_^
یه بارم اومدیم با مخاطب خاصمون در مورد درس صحبت کنیم اینم مکالمه ما:
عزیزم فردا امتحان دارم ولی لازم نیست بخونم بچه ها از عکسا چوب گرفتنO_o
میخواسم بگم از چوبا عکس گرفتن اخه صنایع چوب میخون�
قیافه مخاطب خاصمO_o
من:)))
چوبی که از عکسا گرفته میشن:/
من دیگه حرفی ندارم!
هر شی بیتر...
آما عشق قراریندا اولار...
ترجمه :
هرچیزی یه روزی از بین میره
اما عشق سر قول و قرارش میمونه
خطاب به اون برادری که پست گذاشته بود شما هم میخواین برین حمم گوشی رو در اعماق مخفیگاه اتاقتون قایم میکنید باید عرض کنم که کار ما از این حرفا گذشته میزاریم تو مشما با خودمون میبریم حموم:/
بععععله اینجوریاس!
تازگیا امتحان داشتبم برگه ها رو که پخش کردن استاد برگشت گفت من فقط دوران ارشد خداییش اصن تقلب نکردم..منم فورا برگشتم گفتم استاد شما که گفته بودین تو دوران دانشجویی اصن تقلب نکردین؟؟؟؟؟(آخه قبلا 2 بارگفته بود)استاد یه لحظه سرخ شد یه چشمک زد گفت حالا آره
وسط امتحان اومد بالا سرم دیدم نگام میکنه میخنده نگاش کردم گفت بت میگم صب کن!
تو دلم گفتم میخواسی دروغ نگی:))))
نمرمو کم نکنه:(
استاد غلط کردم:)))))))
اینایی که داغون داغون میکنن فازشون چیه ؟!
شکست عشقی خورده میگه داغونم ...!
دوس دخترش بوسش نکرده میگه داغونم ...!
خوب گوش کن ...!
داغون اون کسیه که جلو بیمارستان آس و پاس نشسته چون هر آمپولش دو ملیون پولشه ...
داغون اون کسیه که 6 سال پای طرفش میشینه بعد میبینه آزمایش خونشون بهم نمیخوره ...
داغون اون دانشجویی هس که کلیه میفروشه که اخراج نشه ...
داغون اون پسریه که روش نمیشه با وضع مالیش بره خواستگاری دوست دخترش ...
داغون اون دختریه که سر میدون ویالون میزنه ...
داغون اونیه که تا جیبش خالی میشه دورش هم خالی میشه ...
داغون اون دختریه که تو بهشت زهرا گل میفروشه ...
میفهـــــــــمی ؟!
من و تو داغون نیستیم !
به سلامتی قراره تا یه سال خونه هر کی دعوتیم برنج دانه بلند هندی بخوریم!!
سبد داراش میفهمن حالمو!
من بعد از خوردن برنج دانه بلند هندیO_o
عاقا یه بارم با یکی قرار داشتیم ماشینش مدل بالا بود شب قبلش رفتم از تو نت عکسای ماشینو در آوردم بعد توشو نگاه کردم ببینم دستگیرش کجاست ضایع نشم!
والا با این ماشیناشون^_^
خو برادر من مگه پراید چشههههه
هیچ چی بدتر از این نیست که به یه دماغ عملی بگی خب کی میخوای بری دماغتو عمل کنی؟؟لامصب از شکست عشقی هم سنگین تره!!!
الان چن ماهه داداش دهه شصتیم با این حرفش رو اعصابم دوی امدادی میره!
والا برادر مردم جهیزیه واسه خواهرش میگیره داداش ما فرت فرت ضدحال میزنه یکی نیس بش بگه تو که زنتو میاری تو این خونه من میدونم و تو
قیافه من در حال خواهر شوهر بازی@_@
قیافه راضی من بعد از خواهر شوهر بازی^_^
آره برادر برو از خدا بترس!اوباما جون شما هم گزینه هاتو بردار برو زیر میز اعصاب ندارما!!!!
ديروز نزديك صبح زلزله اومده در حد چي منم خعلي شيك و مجلسي پتو رو كشيدم رو خودم تا چيزي روم نيفته و خوابيدم!!!
بله همچين ادم از جان گذشته اي ام من!
اين اخرت طلبي من چنتا لايك داره؟
لايك:اره به چيه دنيا دلخوش باشيم..
لايك:بدبخت چقد نااميده!
الان يكي از مسائلي كه گريبانگير جوامع امروزي دخترا و خانوما شده اينه كه تونيك بلندتر از مانتوئه!بد درديه نخند!
ديروز رفتم كارنامه ا متحان نهايييمو با هزار استرس بگيرم رفتم ديدم مديرمون داشت با يكي از بچه ها صحبت ميكرد كه يكي از درساشو بزاره تبصره بعد از من چن نفر ديگه از بچه ها هم اومدن مدير منو ديده ميگه تو فلاني هسي ميگم اره ميگه تو صبر كن كارمون بات زياده اينا بيان بعد منم با يه عالمه استرس نكنه همه امتحانا رو افتادم؟؟؟؟؟!خلاصه بعد از نيمساعت بي حسي يه طرفم رفتم تو اتاقش ميگه نمره هات خيلي خوب شدن ولي خانم تقلبتو چيكار ميكني اخه سر امتحان رياضي كه داخلي بود تقلبمو گرفته بود كلي گريه و زاري كه خانم شما اولش گرفتين من يه كلمشم ننوشتم برگشته ميگه من نبودم وگرنه نميزاشتم صورت جلسه كنن گفتم عه عه خانم خودتون گرفتين ازم..داشت انكار ميكرد آخرش گفت اون 200تومني كه بت تخفيف دادمو بيار برات درستش كنم...
لعنت به همه ي ادماي پولكي...
زير بار زور نميرم حتي اگه مجبور شم دوباره امتحان بدم...
لعنتي لعنتي لعنتي...
كنكورو چيكار كنم..
****
ديروز بيرون رفته بوديم يه بچه 4 ساله داشت بزور يه حلزونو رو پوست مامانش ميكشيد ميگفت ماما ماما كلاه جن داله الا بلا هم داله خوبه بلات!
من:oooo
مامانش::D
حلرون:oooooooooo!!!!!!!
پي نوشت:اين يارو تبليغات چي رو پيدا ميكردم كرم حلزونو ميكردم تو حلقش صداش درنياد يه ملت راحت شن
واسه بابام اين جوك رو خوند�
ابراز علاقه ي زن يك چوپان به همسرش:پسرم صداي سگ مياد ببين پدرته؟؟؟
عكس العمل پدرم: زده تو ذوقم ميگه يعني چي چوپان ها رو مسخره ميكنن همين ماستي كه داري كوفت ميكني( اشاره به ماست بسته بندي استريليزه و هموژنيزه!)رو چوپان ها درست ميكنن!!!!!!!از اطلاعات عمومي بابام اشك تو چشام جمع شد واقعا فوق ديپلم اون زمان دكتراي الانه!
باباي من قبلا چوپان بوده ايا؟؟؟؟
تو كارخونه چوپان كار ميكنه؟؟؟؟
گوسفندا رو كي ميبره چرا؟؟؟؟
باباي نصيحت كنه دارم؟؟
من!!!!
چوپان: :|:|
كارخونه لبنيات@@
اطلاعات عمومي رف زير سوال من دوباره برم اول ابتدايي نظام جديد 633 برام دعا كنيد قبول شم..
خدافظ!!!!!
اولین نفری بود که برگه امتحان انشایش را به معلم تحویل داد.
در برگه امتحانش تنها یک جمله نوشته شده بود.
« شجاعت یعنی این »
موضوع امتحان انشاء : “شجاعت”
عاقا يه سال ساعت دوازده شب داشت برف میومد و ما هم خوشحال که فردا تعطیله
که یهو قط شد بارون اومد برفا آب شد ، بارونم بند اومد کم مونده بود نصفه شبی خورشید شروع کنه به تابیدن …والا اون موقع ديوار بتني دم دست نبود!
اين روزها كه از دست مشكلات زندگي بي هواس راه ميروي مواظب باش خودت را در دل كسي نيندازي يارهاي امروز فقط همـــزبان ميخواهند نه همـــدرد...
<p>
عاقا ما حوصلمون سر رفته بود داشتيم خط خور بازي ميكرديم يهو داداش ما با يه حركت سريع و غافلگير كننده(البته كار هميشگيشه)وارد اتاقم شد نيم متر پريدم رو هوا ميگه داشتي چه غلطي ميكردي؟گفتم داشتم با دوست پسرم بازي ميكردم ميگه خب حالا پاشو برو اونور يخورده من بازي كنم عاقا اين داداش ما رو ميگي 30 سالشه ولي فك كنم كودك درونش كمتر از 1 سال داشته باشه همچين ميپريد رو هوا ذوق ميكرد كيبورد منو داغون كرد رف اخه اين داداشه ما داريم؟اين ميخواد تكيه گاه من باشه؟اين خودش يه تكيه گاه ميخواد به قرعان
بيچاره زنش از الان ابراز همدردي ميكنم باش
راستي اين ديوار بتني چيني كه صحبتش بود اومده؟
قسطي هم ميدن???????!</p>
<p>
شده شب كه بهش شب بخير ميگي و بخوابي نصفه شب از خواب بپري و به يادش تك بندازي ببيني در حال مكالمست؟بغض كني و هيچي نگي تا خود صبح و صبح ازش بپرسي و بت بگه خطا خراب بوده و اون موقع خواب بوده؟اتفاقا شبا هميشه خطا خرابـــه...شده اونقدر حس كني تنهايي كه در اتاقتو ببندي و تو سكوت مطلق خاطره هاتو مرور كني و حوصله هيشكي حتي اونو نداشته باشي...
اونقدر تنـــــها كه فكر كني ديگه خدا هم باهات كاري نداره تمام بدنت يخ ببنده از سرماي تنهايي..
آره تنهايي سرده..
خدا جونم اغوشتو باز كن از اين دنيا و تنهايي خســتم..</p>
<p>
با دختر عموم نشستيم 4جوك رو ميخونيم يكي ته مطلبش زده ياده دوران سربازي بخير لايك زدم براش دخترعموم با چشاي گرد نيگام ميكنه...
چيه؟دنبال چي ميگردي ديگه نمياد خونمون فك كنم خودشم بهران جنثيت گرفته...خخخخ</p>