<p>
عاقا ما حوصلمون سر رفته بود داشتيم خط خور بازي ميكرديم يهو داداش ما با يه حركت سريع و غافلگير كننده(البته كار هميشگيشه)وارد اتاقم شد نيم متر پريدم رو هوا ميگه داشتي چه غلطي ميكردي؟گفتم داشتم با دوست پسرم بازي ميكردم ميگه خب حالا پاشو برو اونور يخورده من بازي كنم عاقا اين داداش ما رو ميگي 30 سالشه ولي فك كنم كودك درونش كمتر از 1 سال داشته باشه همچين ميپريد رو هوا ذوق ميكرد كيبورد منو داغون كرد رف اخه اين داداشه ما داريم؟اين ميخواد تكيه گاه من باشه؟اين خودش يه تكيه گاه ميخواد به قرعان
بيچاره زنش از الان ابراز همدردي ميكنم باش
راستي اين ديوار بتني چيني كه صحبتش بود اومده؟
قسطي هم ميدن???????!</p>