a

adele

@rayehe ashena · ۲۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵ رأی)

ه
جوک

ب بابام ميگم دلم گرفته. ...!
میگه چاه باز کن تو کابینته...!
ینی محبت تو خانواده ی ما موج ميزنه. ..!
دقایقی پیش مامانم سراسیمه اومده تو اتاقم میگه:
ی بسته گوشت از تو فريزر گم شده تو بر نداشتی ..؟
خو مادر من ، من گربه ام؟ درنده ام؟ چی ام؟ ک فکر کردی ی بسته گوشت خام و یخ زده رو میتونم برداشته باشم

ه
پیام

یادش به خیر...
بچه که بودم...
وقتی بیرون میرفتیم میگفتی...
گوشه چادرم رو بگیر که گم نشی...
این روزا...
دلم رو دخیل میبندم به صاحب چادرت...
که گم نشم بین این طعنه ها...
که کم نیارم...
عاشقونه بلد نیستم بنویسم...
خواستم خیلی ساده بگم...
ممنون...
برای این اسم...
که این روزها حسابی بهش افتخار میکنم...
برای این که...
از همون روزای بچگی...
من رو با یادگاری بانو (سلام الله علیها) آشنا کردی...
این عشق رو شما به من یاد دادی...
ممنون مامان...
ممنون...
اجرت با صاحب چادر خاکی...

ه
پیام

بازباران با ترانه
ميخورد بر بام خانه
. يادم آمدكربلارا،
دشت پرشوروبلارا
گردش يك ظهرغمگين،
گرم وخونين،
لرزش طفلان نالان،
زيرتيغ و نيزه هارا،
باصداي گريه هاي كودكانه
واندرين صحراي سوزان
ميدودطفلي سه ساله،
پرزناله،
دلشكسته،
پاي خسته
بازباران قطره قطره، ميچكدازچوب محمل
آخ باران
كی ببارى برتن عطشان یاران
تركنی ازآن گلو را
آخ باران...آخ باران
ايام سوگواري سيدالشهدا تسليت باد
التماس دعا
روزگارتون خدایی...

ه
پیام

مراقب چشم زخم باشی�
چشم زخم حق هست ودر قران ذکر شده.
خونه ها پر شدن از بيماريها و مشكلات.. طلاق ، مرگ و مير .. و دليل اون خود مايي�
تعجب نكنيد...
خواهران و برادرانم...❗
نيازي نيست ديگران بدونند که آيا من در زندگى مشترکم با همسر خود خوشبختم یا نه!
نيازي نيست از غذا يا نوشيدني خود عكس بگيريم و آن را به عنوان عكس پروفايل خود قرار دهيم يا آن را براي گروهها بفرستيم.. (حتى اگر همسرش قطعه شوکولاتى واسش مياره ، ازون عكس ميگيره و در پروفايلش مينويسه اي تاج سرم.. ازت ممنونم!)
برادرم... خواهرم...❗
نيازي نيست عكس بچه هاى خودتو به نمايش بذاري...
(چه بسيارند اونايي كه آرزوي بچه هاي تو رو دارن.. يا چشمانى شيطاني كه به هنگام ديدن عكس بچه هات خدا رو ذكر نميكنه! بعدشم مياي تو وضعيتت مينويسي.. "خدا بچه هامو حفظ کنه "
وضعيت *شبکه های اجتماعی * جاى دعا کردن نيست!!!
بلكه تو داري اونا رو به نمايش ميذاري.)
خواهرم... برادرم...❗
نيازي نيست مردم بدونن كجا رفتي و يا اينكه از كجا داري مياي
جزئيات زندگى ما واسه ديگران واضح و مشخص شده!
وضعيت و عكس پروفايل واسه اين ساخته نشده كه ما بيايم راز زندگيمونو واسه ديگران برملا كنيم.. چون هر مردي واسه زنش هديه نميده ، اي زن مراقب باش... هر مادري بچه هاش برتر نيستن پس بر حذر باش.. همه مردم اون چيزايي رو كه تو داري شايد نداشته باشن... پس اى مرد.. برحذر باش
زناني هستند كه با همسرشون خوشبخت نيستند.. اي زن برحذر باش!
هر كسي توانايي اينو نداره كه بره مسافرت...پس اى مرد برحذر باش..
هر زني نميتونه به رستورانها و بازارها بره...پس اى زن برحذر باش...
برادرم ...خواهرم ...❗
ما اهميت توكل بر خدا را انكار نميكنيم
اما...
”رازهاي زندگيتون و خونتون رو پيش خودتون نگه دارين”
خداوند عيبهاي ما رو پوشونده فلذا ما هم بايد عيبها و مشكلات خودمونو واسه ديگران فاش نكنيم.
خداوند ما و شما را حفظ كند... و ما را از شر و بدي هر صاحب بدي در امان نگه دارد...
به اين گفته ها فکر كنيد و به آن عمل كنيد و ديگران را نيز آگاه سازید کسی داشت راه می رفت، پايش به سکه ای خورد.
فکر کرد سکه طلا است، نورکافی هم نبود،
کاغذی را آتش زد و گشت ببيند چی هست،
ديد يک دو ريالی است.
بعد ديد کاغذی که آتش زده، هزار تومانی بوده است.
گفت:
چی را برای چی آتش زدم!
واقعا اين زندگیِ غالب ما انسانها است.
ما يک چيزهای بزرگ را برای چيزهای بسيار کوچک آتش می زنيم.
و خودمان هم خبر نداريم!

ه
پیام

یا امام زمان
خزان،زراه میرسد،جوانه پیرمیشود
نفَس چه زودمیرود،بیا که دیرمیشود
چه راه هاکه بی عبورتوغبارمیخورد
چه دشتها که بیحضور تو کویرمیشود
که گفت زود میرسی؟! چه دیر،زودمیشود!
نفَس نمانده زود باش،بیاکه دیرمیشود…
+ دلتون خوش و عید بزرگتون مبارک...
کاش امروز برای نشون دادن خلوص نیتمون یه گناه یا رفتار بد هرچند کوچیکو بذاریم کنار...
و اگه اراده قوی ندارین یکی از ثواباتونو هدیه بدین واسه خوشحالی حضرتش...
تا بدون فشفشه وشمع اسمون دلش نورانی بشه و کمی از غصه هاش کم...
روزگارتون خدایی...

ه
پیام

در ccu کنار تخت پدربزرگش مرد پیری بستری بود. نزدیک ساعت هشت ونیم حس کرد حال پیرمرد خیلی بد شده. پیرمردناتوان داشت جان میداد و کسی کنارش نبود.
به هر زحمتی بود تخت پیرمرد را رو به قبله گذاشت، هنوز هوش و حواس پیرمرد بر جا بود و چشمهایش را یکی درمیان باز میکرد.
جوان شهادتین را برایش آرام خواند و پیرمرد تکرار کرد.
سپس اسم ائمه ع رایکی یکی آرام شمرد و پیرمرد تکرار کرد.
سپس دستهای پیرمرد را گرفت و خواست که با او یاحسین ع بگوید. پیرمرد یاحسین را هم گفت و جان داد. پرستار وارد اتاق شد و با دادو فریاد به جابجایی تخت پیرمرد اعتراض کرد. جوان توضیح داد که این پیرمرد داشته جان میداده و ما با هم شهادتین گفتیم و رو به قبله اش کردم .
پرستار چند لحظه مات و مبهوت به جوان و پیرمرد نگاه میکرد و از چشمانش اشک میریخت.
او سپس گفت:
این پیرمرد مسیحی بود.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...

ه
جوک

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻼﺧﺮﻩ ﺗﻮﻧﺴﺘﻢ ﻧﻮﮎ ﺍﺗﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺳﺎﻝ ﺳﻮﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﻡ!
ﺧﯿﻠﯽ "ﻭﺣــــﺸــــﯽ" ﺑﻮﺩ …
ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺳﺮ ﭘﺮﮔﺎﺭﻣﻮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﻤﺮﺵ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺭﻩ
>__<

ه
پیام

دوستتدارم را من دلاویزترین شعرجهان یافته ام/این گل سرخ من است/دامنی پرکن از این گل/که دهی هدیه به خلق/که بری خانه دشمن/و فشانی بردوست/راز خوشبختی هرکس به پراکندن اوست/در دل هردم به خدا نورخواهد پاشید/روح خواهدبخشید/توهم ای خوب من این نکته به تکرار بگو/دوستتدارم رابه من بسیاربگو/دوستم داری را از من بسیار بپرس/این دلاویزترین شعرجهان را/همه وقت،همه جا/نه به یکبار و به ده بار/که صدباربگو...