یادش به خیر...
بچه که بودم...
وقتی بیرون میرفتیم میگفتی...
گوشه چادرم رو بگیر که گم نشی...
این روزا...
دلم رو دخیل میبندم به صاحب چادرت...
که گم نشم بین این طعنه ها...
که کم نیارم...
عاشقونه بلد نیستم بنویسم...
خواستم خیلی ساده بگم...
ممنون...
برای این اسم...
که این روزها حسابی بهش افتخار میکنم...
برای این که...
از همون روزای بچگی...
من رو با یادگاری بانو (سلام الله علیها) آشنا کردی...
این عشق رو شما به من یاد دادی...
ممنون مامان...
ممنون...
اجرت با صاحب چادر خاکی...