ن

نگار

@zahra.n · ۲۳۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۸۳ رأی)

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
جوک

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست»
دو روز داشتم فکر میکیرد�
آخه ی شلوار جین خرید�
روش نوشته قبل از پوشیدن شسته شود
به نظرتون منظورش قبل از پوشیدن اولین باره
یا قبل از هربار پوشیدن باید شست؟!
(اینو تو مصاحبه ی بیمار شیزوفرنی گفته بوده)

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
جوک

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست»
میگم معلمای شمام وقتی درس میدن بهتون با دوتا انگشت شست و اشاره گچو میگیرن
انگشت کوچیکه و حلقه رو هم خم میکنن
بعد در حالی که هی با انگشت میانی شون به شما اشاره میکنن توضیح میدن؟!
یا ما بریم شکایت کنیم؟!

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
جوک

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست»
دیروز جوجه جوجه طلایی داشت شبکه پویا
گرگه آهوهه رو گرفته بود
که بخوردش
جوجه جوجه طلایی بعد از کلی تفکر
رفت ماهی داد به گرگه
که آهوهه رو ول کنه نخوردش
مشکل اینجاس که
ماهیه حیوون نیست؟؟؟
جون نداره؟؟؟
آرزو نداره!؟
تا کجا تبعیض؟؟تا کجا تفاوت؟؟تا کجا شکاف فرهنگی؟؟
کنکوری بدبخت شبکه پویا میبینی هم خودتونید:(((

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
جوک

«الا بذکر الله تمطئن القلوب»
به دوستم میگم یه فراری دیدم کانورتیبل آبی توش چرم سفید هشت سیلندر ...
میگه بخدا به من ی پرایدم بدن راضی�
میگم ماکه به هیچ کدوم نمی رسیم،بذار حداقل آرزومون قشنگ باشه
مستضعف که میگن مانیستیم نه؟!

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
جوک

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست»
چند وخ پیش ی آقایی رو آوردن مدرسمون،گفتن ایشون مشاور تیزهوشانه و اله بله،اومدن براتون دُر افشانی کنن!!
از اینام بودش ک وسط سرشون مو نداره بعد از یه طرف موهارو میبرن اون طرف تا پر بشه.
خلاصه ی کلامشون در دو ساعت این بود:
من ب همه میگم روزی سه ساعت بخونید(سرشو تکون میداد و همه موهاش شاخ شد تو هوا)
ی روز ممد اومد پیش گف من میخوام سه ساعت و نیم بخونم،(دوباره سرشو..)گفتم نههه ممممممددددد...آخرش ممد روانی شد الآن تو تمیارستانه(دوباره تکون داد..)هیشکیم زنش نشده،فکرکنم ده بارم خودکشی کرده،خونوادشم طردش کردن،و هزاران جوایز نقدی و غیر نقدی دیگر

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
جوک

«فقط یاد خدا آرامبخش دلهاست:)»
استاد تست از سرکلاس قهر کرده رفته،بعد پسرا دارن میزن رو میز هماهنگ میخونن هر بار این دروووووووو،محکم نبند نروووووووو
بعد ده دقیقه برگشت پشتشو کرد به ما رو تخته چیز مینوشت،ی پسرا پرید بغلش کرد گفت هنوز قهری؟!
فکر نکنم دیگه برگرده:)

خ
خاهَرِ هُدیٰ:(((( ۸ سال پیش
پیام

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست»
تنها چیزی که تو این سالا نه نوسانات بازار ارز توش تاثیر داشته،نه بالا رفتن قیمت دلار،نه بازار بورس،نه برجام نه فرجام ونه ترامپ ،،.
.
.
.
.
.
حقوق مادی و معنویه فورجوکه!!
خودش ده ساله نوشته:کلیه حقوق مادی و معنوی با احتساب ۹٪مالیات برارزش افزوده شش کیلو هزار!!!
حالا یا مدیر سرش تو حساب کتاب نیست،یا درک نکرده ما با چ خون دلی این جوکارو کپی میکنیم تو سایت!!
یکم قیمتارو بالا ببر دیگه مومن!

خ
جوک

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست:)»
یکی از بزرگترین پارادوکسای دنیا اینه که میری مشاوره تحصیلی دو ساعت برات میگه که تو کنکور داری تو وقت کم داری و...پس باید تلگرامو گوشیو بذاری کنار
.
.
.
.
.
بعد آخرش ک میخوای بری بهت میگه حالا شمارتو بده چندتا کانال کنکوری ببرمت استفاده کنی!!!!!!!!!!!
چ کنم ب نظرتون؟؟؟!!!

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۸ سال پیش
جوک

«تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست:)»
بابابزرگم سه ماهه شناسنامه اصلیشو پیدا کرده و فهمیده درواقع ی اسفندی حساس نیست و ی شهریوری مغروره،بعد دیروز داشت با مامانبزرگم دعوا میکرد یهو خیلی جدی گفت
ﻓـــــﺂﺯ ﮔِـــﺮﻓﺘـــﯽ ﺧــَــﻔَﻦ
ﻫَـﻮﺍﺳـِــﺖ ﺑﺎﺷــِــﻪ
ﻓـــﯿﻮُﺯِﺕ ﺩَﺳـــﺘِﻪ ﻣــﺂﺱ.
بد رفت کولرو خاموش کرد:|

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۸ سال پیش
پیام

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
پیشنهاد میکنم دو بخش به موضوعایی ک میتونیم انتخاب کنیم اضافه کنید:
۱-مطالب کرکس تنها(فقط قابل انتخاب برای کرکس تنها)
۲-مطالب مربوط به مطالب کرکس تنها(قابل انتخاب برای همه جز کرکس تنها)
مرسیکم الله:)

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۸ سال پیش
جوک

«الابذکر الله تطمئن القلوب»
هروقت به بابام میگم ببین من چ زشتم،به جای اینکه سی میلیون بده دستم بگه برو بکوب از اول بساز برم میداره میبردم شمال
.
.
.
.
.
.
وقتی قشنگ سیاااااه شدم موهام وز و فر شد و ده کیلو اضافه کردم میگه ببین چه خوشگل بودی!!قدر داشته هاتو بدون:)
مصداق اقتصاد مقاومتی

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۹ سال پیش
پیام

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
پلان اول:
از وقتی ماه رمضون شده پستا رو تایید نمیکنه،همش میزنه بیشتر تلاش کن یا محتوی تکراری،سایت دیر به دیر به روز میشه،اینم شد مدیر؟!
پلان دوم:
از وقتی ماه رمضون شده یکم بداخلاق شده،ولی معلومه روزه میگیره و همش درحال عبادته که به سایت نمیرسه!!
خدایا شکرت که یه مدیر با ایمان،تقوا و عمل صالح داریم!! :)))

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۹ سال پیش
جوک

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
قدیما میگفتن:
{تـــــا تُـــــــو نِگـــــــــاه مــــیــــکــــنی؛کــــــارِ مَــــــن آه کَـــــردَن اســــت
اِی بِــــه فَــــدای چـــــشــــمــ تُـــــو؛ایــــن چِــــه نِگاه کَــردَن است}
الان نهایتش دیگه میگن:
ی چیزی میگم در حد گله،اذییت میشم بس ک چشمات خوشگله!!!داریم ب کجا میریم ماا؟؟؟!
زهرا نگران:((

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۹ سال پیش
پیام

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
دقت کردین وقتی کادر فورجوک عوض شد با افتخار زدن مدیریت تلگرام در دستان آقای.....و مدیریت اینستا به آقای.....واگذر شد؟!!؟
(بخودا اسماشونو میدونم ولی خستمممم)
ولی هیشکی نگفت مدیر سایت و مسئول تائید جوکامون کی شده!!!(لااقل من جایی نخوندم!!)
.
.
.
لطفا خودتونو معرفی کنید،والا ریا نمیشه؛حفاظت از نسل عمه هاس!!
الآن کسی ک پستش تایید نمیشه میره ب خاندان کل روسای احتمالی فحش میده،درصورتی ک اگه بشناسیم هدفمند عمل میکنیم!!
مرسی،اه!!!!

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۹ سال پیش
جوک

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
واقعا تفاوت را احساس کنید:
امتحان فیزیکمو بد داده بودم؛اومدم خونه باگریه و کنج عزلت(؟!)گزیدم گریه میکردم!!(لوس خرخونم خودتونید!!)
بعد دلداری دادن مامانم:غصه نخور عزیزم..گریه نکن...میام با دبیرت حرف میزنم...
حالا دلداری دان بابام:زهرا..
من:اووووومم�
بابام:دکتر فلانیو میشناسی؟!
من:اوهومممم�
بابام:ی پسر داشت،چقدر آقا!!!چقدر خوب!!!چقدر نجیب باهوش مودب!!پارسال پزشکی دانشگاه تهران قبول شد...
من:اوووووومم�
بابام:هیچی..دیروز ی موتور بهش زد مرد!عاقبت همه همینه!
من:o_0
من:o_0
بازم من:o_0

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۹ سال پیش
جوک

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
دیدین الآن این دختر ابتدایی ا و دوس پسر دوست اجتماعی و از اینا دارن باهم از مدرسه میرن خونه و این جلافتا؟!
حالا دوست من؛با هیژده سال سن درحال رفتن ب خونه بوده که میبینه یک عدد اخوی محترم یه کارت بسیار شیکو مقابل صورتشون گرفتن..
دوستم:آدرس میخواستید؟!
پسره:....
دوستم:هوییی آدرس میخوای؟!
پسره:...
دوستم:آدرس کیو...؟!
پسره:کوری؟!دارم شماره میدوم دیگع!!!
دوستم:آهان..مرسی ممنون!!
راویان حدیث در زنده بودن اخوی یادشده در اختلافند!
بعد میگه چرا کسی نمیاد منو بگیره!!

خ
خاهَرِ هُدیٰ ۹ سال پیش
جوک

«الا بذکر الله تطمئن القلوب»
یه افسانه وجود داره که میگه من وقتی یک سالو پنج ماه و دو روزم بوده با مامانم و نن جونم(ملقب به فنته الملوک)میرم روضه..بعد سفره پهن میکنن شام بدن که من دوتا از سبدهای سبزی رو میریزم تو سفره..مامانمم زود جمع میکنه میذاره سرجاش!!
وحالا پس از سالها:
مامانم:چرا بچه اشرف خانوم اینقد لوسه؟
فنته الملوک:بچه خودتم وقتی کوچیک بود سبد سبزیا رو ریخت!
+چرا دخترت بچه شو از تاب پیاده نمیکنه؟
-بچه خودتم وقتی کوچیک بود سبد سبزیا رو ریخت!
+چرا بچه عصمت خانوم اینقده گریه میکنه؟
-بچه خودتم وقتی کوچیک بود سبد سبزیا رو ریخت!
+چی؟!
-بچه خودتم وقتی کوچیک بود سبد سبزیا رو ریخت!
+کجا؟!
-بچه خودتم وقتی کوچیک بود سبد سبزیا رو ریخت!
+تلفن؟!
-۲۹۶۶