خ

خانم مهندس

@Meet With God · ۱۶۲ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۳۳ رأی)

M
Mystery ۱۱ سال پیش
جوک

کنسرو لوبیا خریدم تو محتویاتش نوشته بود:
سبزی تازه،لوبیا قرمز،گوشت بره تازه و...  
والا بازش که کردم بخش اعظمش آب بوده،یکم سبزی هم
قاطیش بود،چند تا لوبیا قرمز هم توش پیدا کردم!
فک کنم منظورشون از گوشت،عکس گوشت رو قوطی کنسرو
بوده!! والا!!!
MYSTERY :-(((

M
Mystery ۱۱ سال پیش
جوک

علامت فاکتوریل تو ریاضی علامت تعجبه(!)،بعد دبیر معادله داده گفته حل کنید اینقدر سخت بوده کسی نتونست حل کنه،آخرش خود دبیر اومد حل کرد.
حالا بعد حل معادله:
-دبیر:دیدین چقد ساده بود!
-بچه ها: آره خانم ما خودمون بلد بودیم جواب ندادیم ریا نشه!
یکی از برو بچ: خانم اگه به صورت سوال توجه کنید می بینید که خود سوال از خودش تعجب کرده(علامت فاکتوریل) بعد اونوقت از ما چه انتظاری دارید؟؟؟!!!!
بچه ها:بیگ لایک
دبیر:0-0
بعد اون تنها چیزی که یادمه اینه که دبیر داشته میرفته سمت دفتر نمره،برای دادن منفی به برو بچ(آخه میدونین کلاس رفته بود هوا!!)

M
Mystery ۱۱ سال پیش
پیام

اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت خداوند می گردد هیچ گاه سر از سجده بر نمی دارد.
امام علی (ع)
فک کنم یکی از کاربرا همین حدیث و نوشته بودند و زیرش نوشته بودند که این حدیث از پیامبر ما (ص) بوده ولی این حدیث را امام علی (ع) فرمودند.
دوستان بیایید اطلاعاتمون رو درست به اشتراک بذاریم.

M
Mystery ۱۱ سال پیش
جوک

*.*.*.Mystery.*.*.*
المپیاد شیمی داشتم،قبل شروع آزمون،یه خانومه میاد ازم یواش یه سوال میپرسه منم متوجه سوال نشدم همونطور با تعجب نیگاش کردم،بدبخت فکر کنم فهمید تو هنگم دوباره سوالو پرسید،باز متوجه نشدم(آخه اول صبح بودو منم اصن حوصله امتحان نداشتم و شدیدا خوابم میومد)گفتم: جانم؟ خانومه دوباره سوالو پرسید ولی به همین امامزاده بیژن قصم باز متوجه نشدم،بعد با خودم گفتم از اونجا که جواب بیشتر سوال ها نمیدونمه پس،بلند گفتم:نمیدونم. بعد خانومه گفت:خانم یواشتر،میگم سال چندمی میگی نمیدونم!
اونجا بود که به عمق فاجعه پی بردم!!!و بعد با آرامش به سوالشون پاسخ دادم!!
از نظر شما اون یواشتر خانمه همون خفه شو خودمون نبود؟

M
Mystery ۱۱ سال پیش
پیام

لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام،مست�
باز می لرزد دلم دست�
باز گویی در جهان دیگری هست�
های!نخراشی به غفلت گونه ام را،تیغ!
های،نپریشی صفای زلفکم را،دست
و آبرویم را نریزی دل!
لحظه ی دیدار نزدیک است
لحظه دیدار _ مهدی اخوان ثالث 

M
Mystery ۱۱ سال پیش
جوک

پدرم تعریف میکنه :
در گذشته ها که خانواده ما دور هم جمع میشدن (تعدادشون هم زیاد بوده) غذا رو قسمت بندی میکردن مثلا دو تا دیس غذارو به به 8 نفر میدادن من و عموت هم که گرسنه بودیم تو هر دیس تف میکردیم بقیه خصوصا دخترا سریع متفرق میشدن و بیخیال غذا میشدن.بعد بابام و عموم هرکدوم یه دیس غذا رو تنهایی میخوردن.
.
.
.
.
بهتون پیشنهاد میکنم در هنگام کمبود غذا خصوصا ماکارانی از این روش استفاده کنین 100 درصد تضمینی!!!!