.. ... ......
دروغ چرا من دلم از خیلی قبل ترا براش تنگ شده،الان ک دیگه بیش از حد شده،با خودم میگم باید تنبیه بشه هیچ نوع تنبیهی جای اون همه درو و رنج و اشکامو نمیگیره ولی کی دلش میاد عشقشو تنبیه کنه ،میدونید چیه بچه ها بهم میگه دلم بهت خوشه ،میگه امیدوارم بهت،میگه میدونه ک دوسش دارم گفت اگه دوسم نداشتی هیچ وقت با اینکه باهام نمیحرفی جواب تلمو نمیدی حداقلش خططو عوض نکردی تو این مدت ،این یعنی هنوزم دوسم داری،راس میگه هنوزم دیونه وار دوسش دارم
تتافط میدونه من عاشق خنده هاشم وقتی حرف میزنه یا کارای روزمره اشو برام تعریف میکنه نمیدونید چ حالی بهم دست میده وقتی میخنده آجقال قشنگ تر از قبل میخنده ،فک میکنه نمیدونم میخواد با خنده هاش دیونه ام کنه اما زهی خیال باطل همه وجودم ،فعلا فعلنا باهات کار دارم عشقم...
منو باباش و رضا و نازنین آجیای گلم زیارتتون قبول باشه
میلاد ،داداش ب پاتوق خوش اومدی خواستم ی حرفی بهت بگم اما میذارم بقیه ی متناتو آنالیز میکنم بعد میگم،ایشالا تو پروژه ات موفق بشی،منم این ترم پروژه دارم...
دوست عزیزم آبان حرفت درسته من عاشقشم اما عاشقی ک از شکست دوباره میترسه
غزالم الهی فدات بشم میخواستی کجا بری هان؟؟؟تورو خدا حرف از رفتن نزنید ،آجیم ممنون از راهنماییت و از اینکه ب فکرمی
اما ی صحبت کوچولو با آق داداش مجتبی،داداش مهندس میگی دختر جماعت؟؟؟داداشی ی نیگا ب دور و برت بنداز فدات بشم تو همین پاتوق رو نیگا کن ،اصن خود منو ببین ،آق داداشم کاش منظورمو گرفته باشی،بعدشم برا چی تو دل خان داداش سعیدمو خالی میکنیااااااا بزنم فن فیتو رو روت اجرا کنم (خب حالا گریه نکن خان داداش سعید پادرمیونی کرد منصرف شدم) ...دیگه نگو دختر جماعت آق داداشم لطفا