س

سر به زیر

@سر به زیر · ۲۱۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۱ رأی)

ب
بد بخت روزگار ۱۰ سال پیش
پیام

خداوندا…
اگر در کار تو چون و چرا کردم،خطا کردم..
وگر در ناامیدی تکیه جز بر کبریا کردم،خطا کردم..
حلالم کن،خطا کردم..
اگر اسمی بجز اسم تو آمد بر زبانم، من پشیمانم..
وگر در نیک روزی غفلت از شکر و دعا کردم، خطا کردم..
اگر لغزیده گاهی ذره ای پایم، ببخشایم..
وگر از فرش زیرم اندکی پا را فرا کردم، خطا کردم..
نفهمیدم که عشق اول و آخر تویی..
عشق آفرینا، من خطا کردم..

ب
بد بخت روزگار ۱۰ سال پیش
پیام

دنبال من می گردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد
باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد
من خام بودم داغ دوری پخته ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد
من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی :
“از برف اگر آدم بسازی دل ندارد …”
باشد ، ولم کن با خودم تنها بمان�
دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد
شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی که عاشق می شود ساحل ندارد

ب
بد بخت روزگار ۱۰ سال پیش
پیام

رفیقم از ایران زعفرون میبره چین میفروشه
از اونجا هم ساعت میاره ایران میفروشه
الانم یه بنز زیره پاشه
من از اون سایت جوک کپی میکنم تو فور جوک
از فور جوک هم مطلب کپی میکنم تو اون سایت
یه پرایدم داشتم فروختم با پولش هر ماه اینترنتمو شارژ میکنم :|

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

اگه مَردی ... ?!!
مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَردی نکن ... !!
اگه تنهایی ... ?!!
تنها بمون ... اگه نیستی ... تنهاش نذار ... !!
اگه نجیبی ... ?!!
نجابت کُن ... اگه نیستی ... هرزگی نکن ... !!
اگه عاشقی ... ?!!
عاشق بمون ... اگه نیستی ... حُرمتِ عشقو نَشکَن

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

ﺩﻳﺸﺐ ﻣﺎﺷﻴﻨﻤﻮ ﭘﺎﺭﮎ ﻛﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﭘﻞ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ
ﻃﺮﻑ ﺑﺎ٧٥ ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﻭ ﻳﻪ ﺯﻳﺮ ﺷﻠﻮﺍﺭﻱ ﺳﻪ ﺧﻂ ﻭ یه ﺭﮐﺎﺑﯽ
ﺟﻬﻴﺪﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻴﮕﻪ: ﻣﺎﺷﻴﻨﺘﻮ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻴﺮﻳﻢ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ
ﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﺟﻲ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﻲ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ
ﻣﻴﮕﻪ ﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻴﺮﻳﻢ، ﻭﺭﺩﺍﺭ!
ﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﺟﯽ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻴﭗ؟!
ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺗﻢ ﺷﺎﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﻟﺒﺎﺱ ﺭﺍﺣﺘﻴﻪ

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

تکه یخی که عاشق ابر عذاب می‌شود
سر قرار عاشقی ، همیشه آب می‌شود
به چشم فرش زیر پا ، سقف که مبتلا شود
روز وصالشان کسی ، خانه خراب می‌شود
کنار قله‌های غم ، نخوان برای سنگ‌ها
کوه که بغض می‌کند ، سنگ ، مذاب می‌شود
باغ پر از گلی که شب ، نظر به آسمان کند
صبح به دیگ می‌رود ، غنچه گلاب می‌شود
چه کرده‌ای تو با دلم؟ که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می‌کنم شعر حساب می‌شود

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

در خیالات خودم،
در زیر بارانی که نیست..
می رسم با تو به خانه،
از خیابانی که نیست..
می نشینی رو به رویم،
خستگی در می کنی..
چای می ریزم برایت،
توی فنجانی که نیست..
باز میخندی و میپرسی:
که حالت بهتر است؟!.
باز می خندم که "خیلی"،
گرچه میدانی که نیست..
شعر می خوانم برایت،
واژه ها گل می کنند..
یاس و مریم می گذارم،
توی گلدانی که نیست..
چشم می دوزم به چشمت،
می شود آیا کمی..
دستهایم را بگیری
بین دستانی که نیست؟

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

ﺧـــــــــﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﺳﻤـــــــــــــــﺎﻥ !!
"ﺑﻐﻀﺖ " ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ! ﺑﻌﻀـــــــــــﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣـــــــــــﺎ !
ﻣﻮﻗﻌــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﻋﺠﯿﺐ
ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ :
ﭼﺘــــــــــــــــــــــﻪ ﺑﺎﺯ؟؟

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

نه...
فردا نه...
چند ساعت بعد هم نه...
چند ثانبه دیگر هم نه...
همین الان
برای مادرت یک کاری بکن
اگر زنده است دستش را
اگر به آسمان رفته است ... قبرش را ….
اگر پیشت نیست ... یادش را ….
اگر قهری...چهره اش را ….
اگر آشتی هستی پایش را...
ببوس

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

نصیحت بزرگی خیلی ساله تو ذهنم مونده
میگفت: اگه مهمون خونه ای بودین و
صاحب خونه براتون چای آورد
رد نکنین
شاید این تنها چیزیه که برای پذیرایی از مهمونش داره
و اگه نخورین نمیدونه باید چیکار کنه....
دوستان حواستون به دستای خالی هم باشه....

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت؛

چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم؛

آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت؛

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود؛

مرگ با لحظه میلاد برابر شد و رفت؛

او کسی بود که از غرق شدن میترسید؛

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت؛

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد؛

پسری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت؛

ب
بد بخت روزگار ۱۱ سال پیش
پیام

یکی از لذت های زندگیم در دوران بچگی , این بود که
دم در حیاطمون مینشستم و وقتی دختری میومد
با شجاعت تمام اونو از کنار خروس همسایمون رد می کرد�
تا آسیبی بهش نرسه
و وقتی دختری ازم تشکر می کرد
تا مغز استخوان خر کیف می شدم...
بعععله من ی همچین آدمه نگران جامعه ای بودم ....
برای سلامتیم ، بکوب لایکو