ت

تکتم

@bloodylove · ۲۶ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۵ رأی)

♚تــکتم ۱۱ سال پیش
پیام

⇦من اونیم ک دورو برش خیلے شلوغــــــــــه
✖ ولی تنهای تنهاس...
⇦من اونیم کــــهـ ته مشکلات و غم هاس
✖ ولی همه میگن بیخیاله و ته کیف این دنیاس...
⇦من اونیم کـــــ خیلیا میخوان جاش باشن...
✖ ولی نمیدونن که جاش تنگ ترین جای این دنیاس...
من اونیم کـــــ پای حرفای همه میشینه و واسشون تکیه گاس...
✖ ولی حرفای خودش ميمونه تو دلش چون تنها تکیه گاش فقط خداس...
⇦من اونیم کـــــ اونایے ک نمیشناسنش میگن چقد ساکته و خودشو میگیره ...
✖ ولے نمیدونن تو دلش چه همه غوغاس..

♚تــکتم ۱۱ سال پیش
پیام

هنگام بہ دنیا آمدن در گوشمان اذان مےخوانند
ولے نمازے نمےخوانند!
هنگام مرگ برایمان فقط نماز مےخوانند؛
بدون اذان . . .
اذان هنگام تولد براے نمازے است کہ هنگام مرگ مےخوانند
چقدر کوتاهست این زندگے . . .
بہ فاصلہ یک اذان تا نماز
°~ قدر با هم بودن را بدانیم :)

♚The snow Meli ۱۱ سال پیش
پیام

ادما
تاوقتی ک کوچیکن
دوست دارن
برای اطرافیانشون
هدیه بخرن
ولی ...پول ندارن!
وقتی هم ک بزرگترمیشن
پول دارن ولی وقت ندارن!
وقتی ه�
ک پیر میشن
پول دارن
وقت هم دارن
ولی دیگه خیلی ار اطرافیانشونو ندارن،
بیاین قدرهمو بیشتر از این بدونیم.....

♚The snow Meli ۱۱ سال پیش
پیام

ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮔﺎهے ﺑہ ﻃﺮﺯ ﻧﻮﻣﯿﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯼ
ﺩﺭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﺴﺮ میبرم . . .
ﻭلے ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣــﺎﻥ میدﺍﻧﻢ ﻭ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻫﺴﺘﻢ
کہ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑـﻮﺩﻥ ﻭ ﺯﻧﺪگے ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿـﺰ ﺑﺎﺷﮑﻮﻫﯿﺴﺖ . .

♚The snow Meli ۱۱ سال پیش
پیام

عاقا جونم واستون خاطره بگه از اون روز روزا که عقد دختر خالم بودو جاتون خیلی خالی.
این دختر خاله ما هم سرشار از استرس بود. اصلا تالاپ تولوپ قلبش اکو شده بود تو سالن.
عاقد برا بار اول گفت: وکیلم.....یکی وسط در اومد گفت:عروس رفته گل بچینه.
(آخ چقدر من از این ادا اطفارا بدم میاد. فقط رو اعصاب ادم اسکی میرن.)
بار دوم: وکیلم؟....یکی دیگه در اومد گفت: عروس رفته گلاب بیاره.
بار سوم: وکیلم؟...خالم در اومد گفت: عروس رفته گلدون بیاره.(موندم این حرفش از کجا به ذهنش رسیده بود :ا )
خلاصه اعصاب عروسو دوماد ناجور خورد شده بود از دست اینا،اعصاب ماهم که کاملا له شده بود. که برا بار چهارم عاقد با ناامیدی تمام گفت: خانوم وکیلم؟...که تا یکی خواست مزه بپرونه بگه عروس رفته چی کار کنه(حالا نمیگن دوماد رفته کاری کنه گیر دادن ب عروس).. که گودزیلا خواهرم فاطمه دراومد گفت: چی چی هی میگین عروس رفته اونجا،رفته اینجا،عروس که اینجا کنار شوهرش نشسته جمع کنین بابا..چرا دروغ میگین.!!!!!!
...
مجلس که آنروز ترکید ب کنار هیچ،این عروسو دومادم بلاخره بهم رسیدن :)...خواهر ماهم پولی به جیب زد..ماهم ب نونو نوایی رسیدیم، =))
من برم پولامو بشمرم..
خدایا این گودزیلاهای خوبو از ما نگیر. :)))))

م
ملی شیر کاکائو* ۱۱ سال پیش
جوک

آقا چیشام به درجه ای از کوری رسیده که....
اون روز عینکمو تو راه برداشته بودم ،چشام درد میکرد،بعد داشتم راه خونه رو پیش میگرفتم هی یه ماشینه کنارم بوق میزد هی میگفت: بیا بالا برسونمت..منم میگفتم برو اقا مزاحم نشو.
بعد غافل از اینکه بابام بوده! ی وضی بودا..رسیدم در خونه در زدم بابام درو باز نکرد.گفتم د اخه چرا بابایی؟
وقتی چراییشو فهمیدم کل اسفالتای کوچمونو جوییدم،دیگه همسایه ها داشت صداشون در میومد که بابام درو باز کردش وگر نه باید کلی هزینه برا اسفالت کوچه میداد:))))))))))))))

م
ملی شیر کاکائو* ۱۱ سال پیش
پیام

ما ادما همو بیشتر از ظاهر میشناسیم***
بعضیا همیشه لبای خندونی دارن و همیشه دوستاشونو میخندونن***
همه میگن خوش ب حال این آدما هیچ غمی ندارن
ولـــی همینا ه�
کلــی درد دارن!
دردایی که شاید اگه ما داشتیم دووم نمیاوردیم!
و کل زمینو زمانو ازش باخبر میکردیم.
دردایی که فقط خدا میدونه و خودشون!
به سلامتی همشون با اینکه کلی درد تو سینه دارن
ولی میخندن و اطرافیانشونو شاد دارن،بدون اینکه حتی حرفی از درداشون بزنن.
به سلامتی همشون...//////