آقا نیم ساعته پشت سیستم نشستم از ذوق اینکه ارسال مطلب مسدود نیست نمیدونم چی بنویسم! :دی
به همین سادگی 4جوک تونسته موجبات شادی و فرح مارو فراهم کنه...! :دی
@Ye-Dokhtar · ۱۲۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۱ رأی)
آقا نیم ساعته پشت سیستم نشستم از ذوق اینکه ارسال مطلب مسدود نیست نمیدونم چی بنویسم! :دی
به همین سادگی 4جوک تونسته موجبات شادی و فرح مارو فراهم کنه...! :دی
مورد داشتیم به قاشق چایی شیرین گفته زِکّی!
دانش آموزه تو برگه ی تایپ شده ی سوالای امتحانی، به زور اون بالا یه ابرو باز کرده قبل فامیلی دبیرشون نوشته "سرکار خانم" !
واسه خواهرم یه خواستگار اومده بود، از بانکی که خودش و بابام توش حساب دارن؛ بابام میگه طرف بوی کباب شنیده نمی دونه این جا دارن خر داغ می کنن!!!!
کباب ^_^
خر o.o
خواهرم @_@
(از مجموعه کلمات قصار بابام)
برنامه ریزی قبل کنکور (کلا آزمونای این مدلی):
6 ماه قبل ------> حالا که میخوام بخونم، همه کتابامو میخونم ^_~
3 ماه قبل ------> وقتی جزوه هام کامله چرا الکی وقتمو تلف کنم کتاب بخونم؟؟؟ :|
1 ماه قبل ------> اصل کار آزمونای سالهای آخره، همین نکته ها هر سال تکرار میشه دیگه ^_^
خنده دار ترین جوک ها رو اونایی میگن که با جدیت بیشتری تعریفشون میکنن!
دوست داشتنی ترین استادا اونایی بودن که جدی تر بودن!
بدترین نمره ها از استادایی بود که کلاسشون مثه زنگ تفریح بود..
من�
اناری در آستانهی پوسیدن
تا دورم نینداختهاند
صورتم را به دو دست بگیر و
لبهایم را بمک...
"علیرضا روشن"
داشتم با آژانس جایی میرفتم، وارد آخرین خیابون که شدیم، راننده آخرای مسیرو دقیق بلد نبود، میخواس از یه نفر آدرس بپرسه، اما خیابون خیلی خلوت بود، تقریبا خالی از عابر پیاده!
آخر سر یه آقایی رو دید، سرعتو کم کرد، سرشو آورد بیرون گف: داداش! داروخونه ایثار کجاس؟ بالاتره!؟
آقاهه هم گفت نمیدونم!
راننده ی بی اعصاب ما هم نه گذاشت نه برداشت گفت پس برا چی داری این جا راه میری!!؟ :|
من #_#
عابر پیاده o_0
مدرسان شریف ^_^
گوشیمو با یه زاویه خاصی میذارم رو میز که اگه کسی اومد بهش دست زد بفهمم، فک میکنم خیلی تیزم!
مامانم میاد بدون اینکه یه میلیمتر گوشیو جابجاکنه، چـِکش میکنه، فک میکنه خیلی تیزه!
غافل از اینکه چیزی خیلی تیزه لبه ی کاغذه! تا حالا دستتون باهاش زخم نشده! :دی لامصب چه سوزشی داره.... -_-
به سلامتی بارون!
به سلامتی بارون که معلوم نیست چند گیگ حافظه داره که این همه خاطره توش ذخیره شده!!
...
هر کجا باشی
یک شب
به یاد نخستین دیدار
دل تو نیز خواهد شکست
مثل دل من
زیر بارانی که از ابر خاطره ها می بارد.
"رسول یونان"
من در آینه نگاه کرد�
دیدم هیهات
تا نهایت تنهاست.
"محمدرضا عبدالملکیان"
فصل عوض میشود
جای آلو را
خرمالو میگیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی
"علیرضا روشن"
حالا که رفته ای
پرده ها را می کشد
بی حوصله ی هیچکس
....................به گوشه ای می رود
سر بر زانو می گذارد و
فکر می کند
به روزی که نخواهد آمد
"محمدرضا عبدالملکیان"
چشمان پف کرده ات را پای پر خوابی می گذارند و می خندند،
آنهایی که هیچگاه شبی را با گریه صبح نکرده اند.............
ﺁﻗﺎ ﺗﺎ ﻟﺒﻮ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﯾﻬﻮ بابام ﺍﻭﻣﺪ ﻣﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪ!
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻧﻢ یه ﭼﻨﮕﺎﻝ ﮔﺮﻓﺖ دستشو ﻧﺸﺴﺖ ﺑﺎﻣﺎ ﻟﺒﻮ ﺧﻮﺭﺩ!
چیه فک کردی ما از اوناشیم ؟
برو از خدا بترس
ﺗﺴﺒﯿﺤﻪ ﻣﻦ ﮐﻮ؟
کی ورش داشته؟؟
به همین سوی چراغ قسم، از وقتی بلاهایی که سر معلما و استاداتون آوردینو اینجا خوندم، دیگه تو کلاس احساس امنیت نمیکنم، همه ش احساس می کنم الان یکی میخواد سوالا رو ازم بدزده، تو کیفم نارنجک بندازه، یا الان وقتی بشینم رو صندلی یه مین زیرم منفجر میشه...!!! اصن یه وضی شده ها میخوام برم سر کلاس صدقه می ندازم، میگم "بسم الله الرحمن الرحیم"... هه! :دی :/
از الان گفته باشم، اگه یه روز به جایی رسیدم، همه بدونن تنها دلیلش 4جوک بوده که هر روز مرتب منو به "تلاش بیشتر" تشویق می کرده..! هه! :)))))))
آقا (بله ما با سوادیم!) شاید باورتون نشه ولی یه ساله بابای ما، ما رو گذاشته سر کار!
از پارسال میخوام گوشی بخرم، هی امروز و فردا... تا نزدیک عید شد!
گفت دم عید گرون میشه، بذار بعد عید یه گوشی خوب..!
بعد عید شد گفت چ عجله ایه، دولت میخواد عوض شه، بذار ببینیم چکار میکنه، شاید قیمتا بیاد پایین.
4 ماهم از اون زمان گذشت، بعد گفت بذار نتیجه مذاکرات ژنو بیاد، شاید تحریما رو بردارن!!!
دیشب می گم خدا رو شکرررررر نتیجه مذاکرات اومد! فردا بریم بخریم؟؟ میگه صب کن حالاااا! یه 4-5 روز بگذره رو جنسا تاثیر بذاره....!!!!
حالا دارم تخمین می زنم این 4-5 روز چند ماه می کشه! :|
اگه کسی خواست بره تو پرورشگاها دنبال گذشته ش بگرده بگه منم باهاش برم.....!! :/
از اون جایی که سرور بانک اطلاعاتی 4جوک مشکل خورده و دارن بررسی میکنن که بتونن مطالب تایید شده ی 4 آذر که حذف شده رو بازیابی کنن، از همین جا می خواستم خیلی دوستانه به تیم فنی 4 جوک توصیه کنم که:
--------------------------------------------------->بیشتر تلاش کن!<--------------
آخـــــیـــــــــــــــــــــــش :)))))))))))
درست صحبت کنین! اصلا هم عقده ای نیستم! ئه! :دی
اندر حکایات گوشی موبایل،داریم که....
مامانم دیده دوستش یه دونه از این گوشیا که اندازه نون بربریه دستش گرفته، بعد یه عکس خوش تیپ از شوهرشم گذاشته روی صفحه ش!
اومده میگه خاک تو سر من که نه یه گوشی خوب دارم نه این (اشاره به بابابم که اون اتاق بود) یه قیافه دست و درمون داره که عکسشو بذارم رو گوشیم! 0_o