ﻋﺎﻗﻞ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻨﺪ, ﻭ ﭼﻮﻥ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﺪ ﺫﻛﺮ ﺧﺪﺍ ﻛﻨﺪ, ﻭ ﭼﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﺪ ﭘﻨﺪ ﮔیرد.
امام علی علیه السلام
@Ye-Dokhtar · ۱۲۳ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۱ رأی)
ﻋﺎﻗﻞ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻨﺪ, ﻭ ﭼﻮﻥ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﺪ ﺫﻛﺮ ﺧﺪﺍ ﻛﻨﺪ, ﻭ ﭼﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﺪ ﭘﻨﺪ ﮔیرد.
امام علی علیه السلام
امام علی علیه السلام:
خوشا به حال کسانی که دل هایشان بخاطر خدا شکسته شده.
«غررالحکم»
مادرا اگه می دونستن بچه هاشون بعد زندگی تو خوابگاه، دیگه به لک بودن و کثیفی و دهنی بودن ظرف غذا اهمیت نمیدن که ههههیییییچ...! بلکه چندین بار تو یه ظرف، آب و چایی و غذا می خورن، هیچوقت مانع نمیشدن بچهها واسه درس خوندن برن یه شهر دیگه! :دی
{خوابگاهیا می فهمن چی میگماااا! :دی}
بعضیام هستن چنان درمقابل 4جوک که اسمشونو پرسیده (همون نام کاربری) مرموز حرف میزنن و پرخاش نشون میدن...(!!!) انگار مثلا فرمول پپسی، یا مثلا روش ساختن بمب اتم و این چیزا رو ازشون پرسیدن :||
ما دسشویی و حموممون یکیه! طوریکه اگه لامپ یکیو روشن کنیم واسه هر دو کفایت می کنه!
یه 2-3 ماه بود لامپ دستشویی سوخته بود، ما از لامپ حموم استفاده می کردیم؛ بالاخره رفتیم یه لامپ جدید واسه دسشویی گرفتیم، دو روز نکشید لامپ حموم سوخت!!
لامپ است دیگر...
گاهی دلش می خواهد تیریپ کار شیفتی بر دارد!!
آدم بعضی وقتا چیزای عجیبی می بینه
مثلا این که یه نفر به آرزوهاش رسیده!!!!!! -O__O-
اولش دست زمونه
گره ی عشقمو کور کرد
بعدش آوار جدایی
قلبمو زنده به گور کرد
دل بهت دادم و گفت�
با خوب و بدت می ساز�
آخر کارو نخوند�
که جوونیمو می بازم
کاش نمی دیدمت هیچ وقت
سخته از تو دل بریدن
بهترین بهونه ای تو
واسه ی نفس کشیدن
جای تو خالیه حالا
بین آدما و گلها
حالا تو دوری و دوری
بین ما شکسته پلها...
گل باغ آرزوهام
توی دست سرد باده
واسه من گرون تموم شد
این یه دل دادن ساده
رفتی و ازم گرفتی
رنگ خنده و صدامو
از درخت شبا چیدی
همه ی ستاره هامو.....
ظهر گوشیمو دادم به مامانم بازی کنه، (آری، میخواستم اونم معتادش کنم! :دی)
شب شسته بودیم، یه دفه زنگ آیفونو زدن!
حالا مامانم رفته جلوی آیفون، میبینه کسی که پشت در بود فقط گوشه ی پیشونیش پیداست!
دستشو گذاشته رو قسمت نمایش آیفون تصویری، روی پیشونی نصفه ی طرف، انگشتشو می کشه تاوسط صفحه نمایش آیفون، که طرف کامل دیده شه!!! :| :دی
با مامانم نشسیم داریم بافتنی می بافیم (از این قلاب بافیا! :دی)
من آخرای گلوله نخم بود
میگم:اگه اون زمان که همه تو کار بافتنی بافتن بودن، 4جوک بود (آری، مامانم هم باش آشناست! :دی) حتما یکی شون میرفت یه پست میذاشت که:
دقت کردین وقتی گلوله نخ کوچیک میشه و به آخرش میرسه هر چی می بافی تموم نمیشه!؟
مثلا وقتی یه نفر میگفت "فلان میز از چوب گردوئه، خعلی جنسش خوبه!"
تو ذهنم می گفتم ینی یه نفر هست که واسه ساختن میز و صندلی، پوست گردوها رو از تو آشغالای ما جمعاوری می کنه!؟ حالا این به کنار، چطوری پوستای کج و ماوجو اونجوری صاف و یه دست می کنن!؟ :|
خب چرا اینطوری نگا میکنین، اون موقع نمیدونستم از غلطک استفاده میکنن، تازه یاد گرفتم! ^_^
یه دوست دارم وقتی بهش زنگ میزنم به محض اینکه گوشی رو بر میداره، همیشه مثه یه نوار ضبط شده میگه:
الو.. سلام.. خوبی.. چطوری... قربانت.. قربانت..
حالا اصلا کاری نداره این طرف خط تو جواب احوال پرسیشو میدی،نمیدی! یا اصلا حال خودشو می پرسی یا نمیپرسی... :|
این روزها که مے گذرد
شاد�
این روزها که مے گذرد
شاد�
که مے گذرد
این روزها
شاد�
که مے گذرد
"زنده یاد قیصر امین پور"
عاشقانه ترین قسمت داستان عشق ما،
همین آخرش بود....
جایی که به خاطر آرامش دیگری، خودمان را به فراموشی زدیم........!
یکی از دوستام تقریبا یه سال ایران نبود، حالا چندماه بود ک برگشته بود ولی من شماره جدیدی ازش نداشت�
گشتم دیدم از قبل دو تا شماره ایرانسل و یه شماره ثابت ازش دارم، ولی ته دلم مطمئن نبود!...
بسم الله گفتم زنگیدیم :دی
ثابته خراب بود بوق نمی خورد! :|
یکی از ایرانسلا خاموش بود! :|
اما اون یکی ایرانسله بوق خورد! ^_^ دیدیم ی خانومی جواب داد، گفتم با فلانی کار داشتم! شما خواهرشین؟
- این خطر واگزار شده
+ شما خواهرشین؟ ^_^
- نه من اصلا یه شهر دیگه ام! شما کدتون تهرانه، من شمالم اصلا!!!! این خط هم واگزار شده
+ آها، ببخشید...
- خواهش! :|
+ پس شماره ای هم ازش ندارین نه..!!؟ ^_^
- گفتم نه دیگه...!!!!!
+ آره... ببخشید.. ببخشید... معذرت یه سوال دیگه... مگه ایرانسلم واگزار میکنن..!!؟؟ :دی
- کثااااااااافتتتتتتتتتتتت x-(
من :دی
دوباره من :دی
کرم های تو وجودم :دییییییییی
یکی از لذت های زندگی اینه که شب از خواب بیدار شی به ساعتت نگاه کنی ببینی هنو صبح نشده! مثلا تازه ساعت 2 و 3 ست! کلی میتونی بخوابی!! یعنی یه چیزی تو مایه های همون کیک و نوشابه ست! هه!
(آقا تایید کن! ایشالا امشب 2، دو و نیم بیدار شی، ببینی چقدر حال میده، اونوقت عذاب وجدان میگیری اگه تایید نکرده باشی!! :دی :دی)
خدایی دقت کردین؟؟؟
کلمه ی "خون گرم" و "خون سرد" ظاهرا مقابل هم هستن،
اما "خون گرم" به کسی میگیم که خوب با دیگران جوش می خوره!
اما "خون سرد" به کسی می گیم که در مقابل استرس ها یا مسائل ناراحت کننده، آرامش زیادی داره!!!
بچه بودم وقتی میدیدم یه ته سیگار رو زمین افتاده که داره دود ازش بلند میشه، محکم پامو می ذاشتم روش! بعد کلی هم به خودم افتخار می کردم و با غرور راه می رفتم، فک می کردم الان نقش بزرگی در پاکیزه نگه داشتن هوای کره زمین ایفا کردم! -_-
فیلم ایرانی پلیسی:
مامور پلیس: شما باید همراه ما بیاین!
مظنون: برای چی؟!
مامو پلیس: باید به چند تا سوال جواب بدین!