3

3 در 4

@Ye-Dokhtar · ۱۲۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۱ رأی)

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه یه انارو دون کرده بودم، بعد نشسته بودم همه دونه هاشو شمرده بودم! :دی خو می خواستم ببینم این که میگن صد دانه یاقوت دسته به دسته، با نظم و ترتیب یکجا نشسته... راسته یانه!
از همون کودکی به دنبال کشف حقایق جهان بودم...! B-)
ولی 100 تا نبودا فکرکنم 300 و خورده ای بود توش..! هه!

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
جوک

جایی بودیم یه بچهه بود خییییلی خفن و شدید گریه می کرد، من قبلش دیده بودم مامانش طبقه بالا جلو در نشسته بود، بهش گفتم فک کنم مامانت بالاست، میخوای بریم نگاه کنیم ببینیم پیداش می کنیم یا نه؟ گفت آره ،خداروشکر گریه ش قط شد! آقا رفتیم بالا دیدیم مامانش نیست! گفتم الانه که دوباره شرو شه، گفتم ئههه ما پایینو خوب نگشتیما..... شاید پایین باشه اصلا! خلاصه از گریه کردنش جلوگیری شد! اومدیم پایین. پله ها رو جفت پا می پرید می گفت من خرگوشم! من بسم الله بسم الله گویان بودم! که لیز نخوره کمرش داغون شه!!
خلاصه اومدیم پایین، یه نیگا این ور و اون ورو کرده گفتم الانه که شیون سر بده، میبینم خوشحال و خندان برگشته میگه حالا بیا دوباره بریم بالا رو ببینیم، بعد بیایم پایینو بگردیم..!!! :|
من :|
مامانش :/
پله ها O _ o
بچهه ^ _ ^

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
جوک

دوست خواهرم میگه هیچ وقت باباش نمیذاشته تخمه بشکنه!!!
بلکه خودش تخمه میشکسته مغزشو می داده به اون بخوره! بعد می گفته تو دختری، حیفه بخوای با دندونات تخمه بشکنی، دندونات آسیب میبینه، لب پر میشه!
الان واقعا لازمه چیز دیگه ای بگم......!؟ :|

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
پیام

بچه ها 3 تا چیزو حتما یادداشت کنید
1---------روزهای خیلی خاصتونو؛ چه خوب،چه بد---------
2---------------------قول هایی که دادید---------------------
3--دلیلتون واسه تصمیم های خیلی مهمی که گرفتید--
یه وقتایی که بین زمین و آسمون معلق موندید همینا پاتونو میچسبونه به زمین!

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
پیام

به سلامتی مادرا، که همیشه قلبشون سنگ صبور بود،
نگاهشون دریای محبت،
دستشون راه آسمونو بهمون نشون میداد،
گرچه حالا این سختی کشیده های زندگی همه بدنشون درده و پرن از حرفای نگفته... هنوز سر گذاشتن روی سینه شون یعنی رهایی از هر غمی.. یعنی رسیدن به آرامش مطلق.. چیزی مثه اغوش خدا روی زمین...

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
جوک

آقا (بله ما باسوادیم!) خواهرم داره پولی که از اواسط شهریور خرج کردیمو حساب میکنه، آخر سر میگه حدود 10 میلیون!!!
من این طوری!!! O_o مگه میـــــشه!!؟؟؟
خلاصه حساب کردیم، که مثلا یه 2 تومن این جا دادیم یه 6 تومن اوجا یه 2 تومن اون یکی جا و...
خلاصه فهمیدیم که خودمون خیلی خوشحال و خندان حدود 3 تومن خرج کردیم! من یه نفس راحتی کشیدم و زیر لب گفتم: گفتم نون و گوجه و استنبلی این قدر گرون نمیشه هااا! (آخه غذای ملی ما شده بود این مدت! :دی)
حالا امشب بابام اومده کلی دلیل و برهان میاره که ول خرجی نکنیــــــــــــــن... پول فلانه و بیساره و...! ینی همینطوری مونده بودیم!!! *_* از تعجب همو نگا می کردیم می خندیدیم!!
یه بار از ته سوزن رد میشه و یه بار از در دروازه رد نمیشه!
فک و فامیله ما داریم!!!؟
وضعیت: بیشتر تلاش کن! نه؟ (-b

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف ‌می‌کنم قبل اینکه عضو 4جوک بشم نه اینقدر به خاطراتم فکر می‌کردم، نه اینقدر به اطرافم دقت می‌کردم!! مثلا حالا انقدر با دقت و توجه به حرفای ملت گوش می‌دم که سوتی بگیرم یا نکته درارم(:دی) که ز خوشحالی اشک شوق تو چشماشون حلقه می‌‌زنه!
لایک: دمت گرم 4 جوک!

3
3 در 4 ۱۲ سال پیش
جوک

تو دوران بچگی وقتی تنهایی حموم رفتنو یاد گرفته بودم، (:دی) یه بار رفته بودم حموم، زیر دوش بودم که احساس کردم ساق پام قلقلک میاد، اول فکر کردم آبه! بعد نگا کردم دیدم یه سوسک گنده رو پامه!!!
اعتراف می‌کنم تا یه رب داشتم زانو بلند می‌زدم تا از روی پام بیفته!!!