k

kiler

@Ali 77 · ۱۶۸ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۸۳ رأی)

ع
پیام

سعدی و راز و رمزش ( قسمت چهارم )
کس ندانم که در این شهر گرفتـــــار تو نیست
هیچ بازار ، چنیــن گرم کــــه بـا زار تــو نیست
من ســـری دارم و در پــــــای تو خواهم بازیــد
خجــــــل از ننگ بضاعت که سـزاوار تونیســت
...جای حرف نیست که بسیاری ازنصیحتهای سعدی نتیجهء تجربه ها و افت و خاست های
ممتد قوم ایرانی ست می تواند برای فرد توشه و زینت باشد، اما نپنداریم که با آنها میتوان
ملتّی را راه برد.
جامعۀ ما بسیار پیچیده تر و پر خروش ترازجامعه زمان سعدی ست.
ما امروز باید از خود بپرسیم که چه بهره ای از این مردکه در نوع خودمنحصر به فرد است می توانیم ببریم ؟
نخستین بهره آنست که از سخنش لذت ببریم و سرشار شویم.اگر از نوشته قضاوت کنیم کس دیگری را در زبان فارسی نمی شناسیم که به اندازۀ او چالاکی اندیشه وجرقّه روح داشته باشد.
دومین بهره میتواند از معانی باشد، که مارا در شناخت خود و مردم خود کمک می کند.آنچه در گلستان و بوستان و قصائد آمده حاصل یک عم دراز گرانبار ازفعالیّت و تفکّر است....
( دکتر محمد علی اسلامی ندوشن)

ع
پیام

سعدی وراز و رمزش (قسمت دوم)
ای گل خوشبوی ، اگر صد قرن بازآید بهـــــار
مثل من ، دیگـــــر نبینــی بلبل خوشگوی را
سعدی متعبّد و مومن ،آزاد اندیش ،نصیحت گو و عارف،عاشق پیشه و زیبا پرست.
اکنون در میان آنها سعدی واقعی کدامست؟
ناگزیر به این نتیجه می رسیم که مجموعی از آنهاست
با یک آلیاژ ملمّع اندیشه ، و چون او بیش از هر گوینده دیگر سخنگوی (مجموعیّت ) قو�
ایرانی است پس در واقع هر چه در اوست بر میگردد به مردم ایران .
ایران ترک زده .مغول زده .و زده های دیگر :دریک کلمه می توان گفت : ایران تاریخ زده.
سعدی جنبه های برجسته ای از نبوغ و روح و نیازایرانی را در خود منعکس دارد.
و از این رو گسترده تر از بقیه آن سه تن در این هفت قرن در جامعهء ما حضور داشته است.
اگر چه طی این پنجاه سال اخیر کمی کمتر از آنچه حقّ او ست مورد عنایت بوده .
زیرا ایرانی بر اثر آشنائی با افکار متجدّدانه از بازدید چهره خود در این آینه قدری احساس خستگی می کرده و بدنبال سیمای تازه ای می گشته.
و ازخود می پرسیده: ایاهنوز من احتیاج به نصیحت شدن دارم؟
ادامه دارد.
( دکتر محمد علی اسلامی ندوشن )

ع
پیام

سعدی و راز و رمزش ( قسمت سوم )
کس ندانم که در این شهر گرفتـــــار تو نیست
هیچ بازار ، چنیــن گرم کــــه بـا زار تــو نیست
من ســـری دارم و در پــــــای تو خواهم بازیــد
خجــــــل از ننگ بضاعت که سـزاوار تونیســت
...جای حرف نیست که بسیاری ازنصیحتهای سعدی نتیجهء تجربه ها و افت و خاست های
ممتد قوم ایرانی ست می تواند برای فرد توشه و زینت باشد، اما نپنداریم که با آنها میتوان
ملتّی را راه برد.
جامعۀ ما بسیار پیچیده تر و پر خروش ترازجامعه زمان سعدی ست.
ما امروز باید از خود بپرسیم که چه بهره ای از این مردکه در نوع خودمنحصر به فرد است می توانیم ببریم ؟
نخستین بهره آنست که از سخنش لذت ببریم و سرشار شویم.اگر از نوشته قضاوت کنیم کس دیگری را در زبان فارسی نمی شناسیم که به اندازۀ او چالاکی اندیشه وجرقّه روح داشته باشد.
دومین بهره میتواند از معانی باشد، که مارا در شناخت خود و مردم خود کمک می کند.آنچه در گلستان و بوستان و قصائد آمده حاصل یک عم دراز گرانبار ازفعالیّت و تفکّر است،که در سفر با پای پیاده و یا بر چارپا، آمیزش با انواع کسان بدست آمده و به همراه شاهنامه غنی ترین خزانه اندرزی و حکمتی زبان فارسی را تشکیل می دهد.
( دکتر محمد علی اسلامی ندوشن)

ع
پیام

سعدی و راز و رمزش (قسمت اول)
قیامت می کنی سعدی ،بدین شیرین سخن گفتن
مسلّم نیست طوطی را ،درایّامت شــــــکر خــــائی
از چهار گوینده قدر اول فارسی تنها فردوسی است که ما با او صریح و روشن رو بروئیم.
سه تن دیگر ،مولوی ، سعدی ، حافظ ، هریک به شیوه خود رمز و ابهامی دارند.و در آثار خویش سئوالهائی بر می انگیزند.
این سه تن که ششصد هفتصد سال است بر اندیشه ایرانی حکومت کرده اند ،آیا نباید روزی چنانکه باید شناخته شوند؟
ممکن است کسانی بگویند ما با همان پرده نشین بودن آنان خوشیم ،آنگونه که گذشتگان ما بوده اند، آنان را دوست داشته و تحسین کرده اند بی آنکه از خود بپرسند:
موضوع از چه قرار است.
ولی این رای بر خلاف عقل و علم می نماید.
زیرا سرشت بشر گرایش به شکافندگی دارد
در میان این سه تن در نظر اول چنین می نماید که سعدی از دیگران ابهام کمتری داشته باشد.
با این همه هرگاه این پرسش را پیش آوریم که سعدی چگونه کسی است و چه می خواسته بگوید؟ نه با یک جواب بلکه با چند جواب روبرو می شویم ،
وچندین مشرف الدین سعدی را در برابر خود می بینیم.
(دکتر محمد علی اسلامی ندوشن)

پ
پژمان جمشیدی ۱۲ سال پیش
پیام

ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻣﺎﺩﺭﻱ ﮐﻪ : ﻫﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﭘﺪﺭ !!!!!
ﻫﻢ ﻣﺮﻳﺾ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ !!!!!
ﻫﻢ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺳﻴﺮ !!!!!
ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺳﺮﺣﺎﻝ !!!!!
ﻫﻢ ﭘﻴﺮ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺟﻮﺍﻥ !!!!!
ﻫﻢ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻫﻢ ﺩﻝ ﺯﻧﺪﻩ!!!!