وقتی نفهمید از احساسم که حرف نمی زد�
از روی شرم بود نه غرور...
@asal gisoo · ۸۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۶ رأی)
وقتی نفهمید از احساسم که حرف نمی زد�
از روی شرم بود نه غرور...
بعضی حرف ها رو از بعصی آدما باید قاب کنی بزنی درست جایی که بیشترین دید رو داره
تا هر روز ببینی
تا یادت نره
تا دوباره عقلت از کار نیفته
تا یادت باشه چه رفتاری باهات کردن
اینطوری بهتره
چند شب پیش شب آرزوها بود
بین نماز
سر قنوت
بین دعاها�
بازم دعا اومد براش تو ذهن�
دعاش کرد�
با خودم فکر کردم این همه مدت
حتی پیش خدا هم روم نشد اسمشو بیار�
همیشه به جای اسمش میگفت�
اونی که تو ذهنمه
این دفعه اما
فرق داشت
فقط شناسه ی سوم شخص غایب بود آخر فعل هام...
تا کی باید از هر چی ک صحبت میکنم یاد اون بیفتم.؟!
نه که دوست داشته باشم،ولی خیلی چیزا هست که از هرکدومش بااون خاطره هست تو ذهنم....
دست خودمم نیس
نیمخوام ولی نمیشه که.
میگفت نمیشناسمش ولی خیلی چیزا میدونستم ازش...
یادم میفته ولی دیگه فقط یادم میفته...دیگه دلیلی نداره حسرت بخور�
اخه خیلی حسا هستن
که فقط با احساس طرف مقابل معنی پیدا میکنن
وقتی اون حس نباشه
ینی بنیانش خراب میشه
مثلا وقتی میگه نمیخوا�
وقتی میگه دوستت ندارم و نداشت�
حماقته بخوای احساستو رو دوباره ادامه بدی
هر چقد هم ک سخت باشه عادی بشی
ولی دیگه غصه خوردن درست نیس
ولی دیه فک کردن اشتباهه
*******
پرنده شکاری
تبریک میگم بهت دوست�
ان شالله همیشه خوب باشی
مراقب خودتون باش
میم مث
هیچ وقت نگین دل بی صاحاب
وقتی اون باشه
صاحب دلتون اونه
پس بی صاحاب نیس
نگین اینطوری
تمام حواسم به چشماش بود
که زنجیر احساسمو بافت�
منو پشت یک کوه انداخت و
منم ساده این بازیو باختم ...
شوخی شوخی گفتی دوست دار�
من...
جدی جدی عاشقت شدم!!!
***********
Luminous
کجا رفتین باز؟؟؟
کاش اون تصویر زیبایی ک ازت تو ذهنم بودو خراب نمیکردی تا اینقد فکر نکنم چقد ارزون خودمو فروختم....
....................
Luminous
چند وقتی نبود�
اومدم دیدم تشکر کردین از�
اما دقیق متوجه نشدم برا چی؟!
خواهش میکنم گرامی...اوضاع چطوره؟
............
به جز چند تا پست،بقیه رو وقت نکردم بخون�
ببخشین
امیدوارم همگی خوب باشین
میدونی...دلم میخواست دستمو بگیری
بنشونی پیش خودت
بهم یاد بدی
برام توضیح بدی چی درسته چی غلط!!!
مغزم که داغ کرد آرومم کنی....
نه مثل الان که هاج و واج�
گیج گیجم...
حیف...
خیلی بد تموم شد
خیلی
آنکه می خندد غمش بی انتهاست...
سلا�
آقا کامران ( k:e ) ما اسمتونو میاریم شما جواب نده
میدونین ،هروقت گرفته باشم پست هاتونو میخونم و میخندم؟!
همه پست هاتون چه اونایی که تلنگره چه اونایی که طنزه واسه من و بچه های سایت باارزشه
هنوزم گاهی پستای قدیمی شما و امیر21 و سید مصطفی و abas_m223 و بقیه و دوره میکنم وشاد میش�
اون زمانی هم که نبودین واسم عجیب بود که نیستین اما نمیدونم چرا نپرسید�
مطمئنم خیلی ها هم همینطورن
اما
حق با شماست اگه ناراحتین
اگه دلخورین
ما همیشه قلبا ازتون ممنونی�
میدونین چقد پیش خدا پارتی دارین؟؟دل اینهمه آدمو شاد میکنین
معذرت اگه باعث دلخوریتون شدی�
باشین،بمونین
ان شالله زندگیتون در کنار الهام جون همیشه پر از شادی و دلگرمی باشه.
سلام به همگی
دختر بهمنی و elham tanha مرسی از راهنماییتووووون مرسی
و اما
Luminous
میدونین نصفه نصفه حرف زدن حالتونو بدتر میکنه؟؟اینکه حرف نزنی ی درده اما اینکه بخوای حرف بزنی و نتونی خیلی درده
کلافه میشی وقتی دلت میخواد بگی اما اونقد دور خودت حصار چیدی که نمیتونی
حرف بزنین
خودتونو از اینهمه قید و بند رها کنین
باور کنید که حالتون بهتر میشه
بنویسید هرجا که حس میکنین راحت ترین اما نذارین نصفه بمونه حرفاتون...
همین دیگه.پرحرفی کردم معذرت میخوا�
راستییییی اینجا سر و صدای عروسی میاد ماهم دعوتیم؟؟؟؟
ویژه همه بچه های تنهایی
هرکی دوست داشت جواب بده
میخوام قضاوت کن�
اگه عشقتون بهتون بگه تمام احساساتم بهت از رو جهالت بوده...اگه بدونین حتی اگه تمام فاصله ها رو پرکنین بازم چون دوستون نداره بهش نمیرسین.اگه بدونین اونقدری براش مهم نیستین که به خاطرتون ی قدم برداره..اگه بدونین هیچ اراده ای برا بدست اوردنتون نداره اگه همه اشتباهاتشو ندید بگیرین ولی لااقل انتظار داشته باشین تلاش کنه برا جبرانش...اگه بدونین شما رو نمیخواد و عاشق یکی دیگه اس؟بازم اصرار میکنین برا بودنش؟؟؟بازم میخواین بهش برسین؟؟؟یا آروم آروم از زندگیش میرین بیرون؟؟؟
نمیدونم بقول خودش احساس من توهم عشق بوده یا دوست داشتن
ولی...
وقتی دوسم نداشت
دیگه چی میموند برا ربط دادن من ب اون؟
ازم پرسید
با وجود اینکه میدونم درسش آس و پاسه
بی حوصله س
سربازیش معافه
سیگار میکشه
و و و
بازم حاضرم باهاش زندگی کنم؟؟
گفتم نه
میدونین چرا؟چون اگه دوسم داشت میتونسیم با هم اینا رو رفع کنیم
اما مشکل اینجا بود
دوسم نداره
اما بااین حرفم منو محکوم کرد ب اینکه توهم عشق میزن�
میخونی اینا رو ؟فکر نکن�
دوست نداشتم بگ�
ولی...دلم پر بود یکم
سلام به همگی
اول یه اعتراف بکن�
تو این مدتی که عضو 4 جوکم با خیلی از پست ها گریه کردم و با خیلی ها خندیدم به تعبیری زندگی کرد�
ناراحت خیلی ها شدم مث مسیحا،کیان،هیلدا،اول شخص غایب،luminous،من و اون،حامد و و و خیلیا چه اونا که اسمشونو گفتم چه نگفت�
براتون دعا کردم ولی خب معمولا راجع بهش صحبت نمیکن�
پس زیادم با این فضا غریبه نیستم دوستان
اما جواب های شما
hissssss
عزیزم میخوام پستای قبلیم پاک بشن اما نمیدونم چطوری؟!
حامد#
مرسی آقا حامد...ان شالله خدا خودش مرهم دلای همه بشه از جمله ما
پرنده شکاری
هیچ وقت مقایسه نکردم ،مطمئنا من و آقا حامد که یه دنیا طرفدار داره یکی نیستیم ولی بی انصافی بود هیچ کس جواب نده
Luminous
ممنونم دوست گرامی..خواهش میکنم.خب ی کم برام عجیب بود هیچکس حرفی نزد...
کم و بیش در جریان پست هاتون هست�
ان شالله آرامش به قلبتون برگرده
پونه
پونه جونم عزیزم فن نزنیااااا کی گفته من دلم شکسته؟؟؟خخخخ
*aida*
حدست درسته عزیزم از خماری دربیا.دختر�
داستان منم چیز جدیدی نیس.واقعیت اینه از گفتنش اذیت میش�
مرسی از همه که لطف کردن برام وقت گذاشتن
همیشه بخند عزیز�
سلام ممنون بابت اینکه وقت گذاشتی جواب دادی
پست قبلیتو خوند�
ی کم اتفافایی که برات افتاده شبیه منه
زندگیه با پستی و بلندی هاش
بعضی از آدما ذهنیت آدمو به چیزای خوب عوض میکنن
مثل عشق
انسانیت و ....
دارم سعی میکنم آروم باش�
ولی باید یه راهی برا پاک کردن این پست ها پیدا کن�
بازم از همه کسایی که خوندن پستمو یا نخوندن ممنون
ممنون آبجی
پست ویژه همه بچه های تنهایی
سلام راستش دلم ازتون شکست...
دقیقا همون اتفاقی که برا آقا حامد افتاد برا منم افتاد
پست گذاشتم ازتون کمک خواستم ولی....
هعی
ویژه همه بچه های تنهایی
یه روزی یکی بود
اومد
گفت عاشقت�
باورم شد اما قبولش نکرد�
پس زدمش
ی مدت گذشت
عاشقش شدم اما هیچی نگفتم دورادور فکر میکردم اونم هنوز هست...
4 سال گذشت
همه ش فکر میکردم بالاخره ی درست میشه
تا اینکه دیشب اومد و آب پاکی رو ریخت تو دستا�
گفت بعد تو عشق واقعی رو تجربه کرد�
آب شدم با حرفاش
گف یکی دیگه رو میخوا�
شما برو پی زندگیت...
اومدم ک برم پی زندگی�
حالم خیلی بده
میخوام تموم نشونه هاشو پاک کن�
حرفایی که اینجا زد�
امکانش هست؟میشه پستای اینجا پاک بشه؟
کمکم میکنین؟
یکی از آرزوهایی ک هیچ وقت براورده نشد اینه که
من باشم و خودش
جاده باشه
کوه باشه
صدای آهنگایی که برام میذاشت تو فضا پخش باشه
بخونیم باه�
با صدای بلند
برسونیم ب گوش آسمون
ما بااین اهنگا زندگی کردیم ...
*عسل تلخ*
نفهم ترین آدم دنیا می شوم وقتی...
صحبت از نخواستن عشق تو باشد!
*عسل تلخ*
دلم آغوشت را میخواهد؛
گرم و محکم...
بغضم بشکند
برایت حرف بزن�
از روزهایی که بر من گذشت
رنج هایی که کشید�
سکوت کنی
حرفم که تمام شد
اشکم که بند آمد
هیچ نگویی
فقط آغوشت را محکم تر کنی
و تمام من آرام و مطمئن
از حضور کوهی چون تو...
*تلخ نوشت های عسل تلخ*
و من
هر روز
ذره ذره آب می شو�
اینجا
بدون تـــــــو
نه بغضی دارم برایت بشکن�
نه عاشقانه ای تا بنویس�
این جا فقط یک منم و یک دنیا روزمرگی
و چرخش نوار زندگی...
*عسل تلخ نوشت*
دست می گذارم روی صورت�
تا
کمتر لمس کنم هوایی را که خفه می کند�
بس که بوی خاطره می دهد...
*عسل تلخ*