ع

علی صنعت

@علی صنعت · ۱۲۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۰ رأی)

ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

این جمله رو یادتونه که میگن وقتی بارون اومد برو هر چنتا دونه بارون رو گرفتی تو منو دوست داری و هر چی نگفرتی من تو رو دوست دارم
الان باید بگم وقتی بارون میاد هر بارون به زمین خورد تو منو دوست داری و هر چی به چتر و سایبان و بام خورد من تورو چون دیگه همه حاظر نیستن از این هوای دونفره لذت ببرن

ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

تقدیم به تو که خودت میدانی تمام این نوشته هایم برای توست
تویی که با آمدنت شب هایم نیز همانند روزهایم روشن است و مهربانی و عشقت را مانند گرما و نور خورشید به من بخشیدی
خورشید زندگی ام دوستت دارم و تا آخرین غروب زندگی ام در کنارت خواهم ماند

ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

نمیدانم چرا تنم میلرزد وقتی صبحت از تو میشود
نه از ترس حضورت نیست
از آروزی به تو رسیدن است
از شاید ها و باید ها
از اینکه نمیدانم داشتنت رو عاشقانه اشک بریزم یا دوریت را
شاید روزی تنم لرزید
دستانت را روی شانه هایم گذاشتی و گفتی زیر لب
اشک شوق بریز من به کنارت آمده ام
برای همیشه

ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

برای تو می نویسم برای تو می نویسم از اعماق احساسم می نویسم تا بدانی تپش قلب من در سینه به خاطر توست برای تو می نویسم که بدانی تو بودی آن یگانه عشقی که در لابه لای خرابه های قلبم لانه کرد و از آنها گلستانی جاودانه ساخت برای تو می نویسم تا بدانی دوریت برای من مثل دوری ماهی است از آب و دوری کبوتر از آسمان برای تو می نویسم از اعماق عشق وجودم با فریادی خاموش که در
لابه لای هیاهوی عشق گم شده برای تو می نویسم ای عشق من ای بهترینم ای همه زندگیم
دوستت دارم

ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدی�
وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدی�
دومین روز بارانی چطور؟
پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شد�
سعی می کردی من خیس نشو�
و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری
چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد.
وچند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودی�
برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر راه برویم…
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...

ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

از این رویای طولانی از این کابوس بیزاریم از این حسی که میدونی و میدونم بهم داریم از اینکه هر دو میدونیم نباید فکر هم باشیم از اینکه تو کجایی اگه یک لحظه تنهاشی�
نه میتونم از این احساس رهاشم تا تو تنهاشی نه اون اندازه دل دارم که ببینم با کسی باشی نمیتون�
دارم میسوزم از وهم تبی که هر دو میگیریم از اینکه هردمون با هم لب یک تیغ راه میریم