ع
علی صنعت ۱۳ سال پیش
پیام

از این رویای طولانی از این کابوس بیزاریم از این حسی که میدونی و میدونم بهم داریم از اینکه هر دو میدونیم نباید فکر هم باشیم از اینکه تو کجایی اگه یک لحظه تنهاشی�
نه میتونم از این احساس رهاشم تا تو تنهاشی نه اون اندازه دل دارم که ببینم با کسی باشی نمیتون�
دارم میسوزم از وهم تبی که هر دو میگیریم از اینکه هردمون با هم لب یک تیغ راه میریم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.