a

ali akbar

@toratanbey · ۲۷۱ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۵۹ رأی)

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
جوک

اقا كل فاميل خونه ي مادربزرگم مهمون بوديم همه جمع شده بودن و صحبت ميكردن يهو مادربزرگم گف:امير علي اين همه دختر كدومشو دوس داري برات بگيرم(اخه عااااااااااااااشق دختر داييم هستم) يه نيگاه به دختر داييم كردمو يدفه سرخو سفيدو ابيو بنفشو نيليو قهوه اي مايل به سفيدو صورتي كمرنگ تاجي شيري خاكستري شدم كه پدرم گف خانجون زوده حالا
مادر بزرگم:اونوق كه اومدي خاستگاري دخترم ريش نداشتي ولي دخترم ريش داش ، اين شدين ولي امير علي ريش داره الان بايد بچشو بزرگ ميكرد
منم زدم زير خنده و صحنه ي جرم رو ترك كردم .
25 سالمه و ريش دارم اما زن ندار�
هي روزگار

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
جوک

دوستم رامين يه مخاطب خاص بعد چند سال پيدا كرده كه اسمش النازه
ديروز شاهين و من با ماشين گشت ميزديم يهو ديدم رامين و الناز خانوم پياده روي ميكنن به شاهين گفتم جي اف رامينه ها اسمشم النازه تازه دوس شدن
شاهين بغل اينا زد رو ترمز پياده شد داد زد:
الناز واقعا كه ؛به خاطر اين منو ول كردي مگه من چيم از اين الاغ كمتره
من كه در و سينه ماشينو گاز ميزد�
رامينم نشسته بود بغل جوب ميخنديد
يهو دختره گفت پس اسمش النازه
همينو كه گفت يه نيگا كردم ديدم وايييييييي الناز نيس خواهره رامينه
.
.
از خجالت سوزش اه�
كاري كرده كه پيش رام رام روسياهم

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
جوک

با پدرم حرفمون شد برگشت گفت:خدايا
اون بچه هاي مردم ،اينم بچه ي من.
من: هان؟؟مثلا...
بابام:اون نيوتون ،اينم تو.
واسه اينكه كم نيارم گفتم اون پدرش الكساندر گرهام بل بو .شما چي؟
بابام: خب يه باطري سازه ساده بود ديگه
.
منم الان كاملا قانع دنبال عزراييل ميگرد�
مرگ بر كساني كه خنديدند ولي لايك نكردند

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
پیام

صبوحی(مهران مدیری): میدونی لمس کردن بدن شیر چه حسی داشت؟
امیر (بهرام رادان): نه !!!
صبوحی: فهمیدم که قدرت شیر توی عضلاتش نیست...توی وجودشه...
وقتی میخواد چیزی رو بدست بیاره, با تمام وجود بلند میشه, با تمام وجود دنبالش میکنه , و با تمام وجود بدستش میاره...
رویاتو بدست بیار...
پل چوبی- مهدی کرم پور (1390)

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
پیام

آقای مجری : وقتی که عید میشه چیکار میکنی ؟
پسر خاله : آرزو کردم ...
آقای مجری : چه آرزویی کردی ؟
پسر خاله : به خودم مربوط نیست ...
آقای مجری : متلک میندازی ؟!!
پسر خاله : نه خیر یعنی برا دیگران آرزو کردم (یواشکی در گوش آقای مجری آرزوشو میگه)
آرزو کردم سر سفره ی همه نون باشه ...

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
پیام

دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند. آخر کــــار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه، صورت یکی شان کثیف و آلوده به خاکستر شده و صورت آن یکی تمیز
سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟
آن که صورتش کثیف شده به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همانند او تمیز است.اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گوید : حتما من هم کثیفم، باید خودم را تمیز کنم .
حالا فکر کنید چند بار اتفاق افتاده کــــه دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگــران بـــه شستشو و پالایش روح خودمــان پرداخته باشیم .

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
پیام

ايذنيم اگر اولسايدي منيم سوز كيتابمدا
الله اجيق گتمسه بير كلمه پوزاردي�
غيرت سوزونه خط چكيب عباسي يازاردي�
ترجمه:
اگر اجازه دسكاري كتابارو داشت�
اگر خدا از دستم ناراحت نمي شد
كلمه ي غيرت و از كتابا حذف ميكردم به جاش اسم عباسو مينوشتم

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
جوک

با فك و فاميل نشسته بوديمو صحبت سره طلاق و زن دوم و مرگ بود كه يه دفه خالم رو كرد به شوهر خالمو گف:اكبر اقا شما چيكار ميكني ؟؟؟؟
اكبر اقا: به قول حضرت حافظ :
در دلم هست که بی دوست نباشم هرگز
كه خالم با دادو هوارو ميخواس ادمش كنه كه شوهر خاله ي بدبخت ما خودشو گم كردو گف:
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
ما داشتيم در و ديوارو ميزو صندلي گاز ميگرفتيم اونا هم دعوا ميكردن.

ا
اژدر پشمک به سر ۱۲ سال پیش
جوک

دو تا از دوستام حرفشون شد (تويه پارك) يقه ي همو گرفتن
هي ميگفتن: تو بزن . نه اول تو بزن
ياد حركت مربي تيم ملي فوتسالمون اوفتاد�
جلوي جمع با يه حركت انتهاري دوتا سيلي كه سهم هركودومشون يكي بود با تمام قدرت نثار در گوششون كردم.
دوستام يك دقيقه سوكوت به احترام نون و نمك كردن و بعد اتحاد جماهير شوروي سابقو تشكيل دادن و مثل گوجه فرنگي لهم(لـــٍهم )كردن
الانم به علت تجويز دكتر ارتپدي من خونه ميمونم اونام رفتن ددر
حيفه انسانييت...انسانييتم ارزوووو ...ارزوبر جوانان عيب...عيب من مست را مگير... مگيرش از من...من و يك لحظه جدايي...
ديونه هم خودتي داشتم با ديوار درددل ميكردم