يكي از شيرين كاري هاي بچگيم اين بود كه تف سر بالا مي انداختم بعد جا خالي مي دادم كه روي من نيفته كلي هم كيف مي كردم
@khordad · ۵۶۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۰۳ رأی)
يكي از شيرين كاري هاي بچگيم اين بود كه تف سر بالا مي انداختم بعد جا خالي مي دادم كه روي من نيفته كلي هم كيف مي كردم
تعجب مي كنم از كسايي كه مردن كسي براشون جزوخاطرات خنده دارشونه مي يان خاطره جالبشون را اينجا مي نويسن. وبيشتر تعجب مي كنم كه اين خاطره لايك مي خوره و مي شه جزو داغ ترين مطلب!!!!!!!!!!!!!!!!
تعجب منو بگيرين 0_o
دگر ديسي در زنان:
زنان در زمان نامزدي بال در مي ميارن!. پس از ازدواج دم !!. بعد از ديدن كارهاي شوهرشون هم شاخ !!!.
مورد داشتيم كه جلوي در يه آرايشگاه مردونه يه پرده زده بودن "ورود خانمها ممنوع"
وقتي يه مطلب مي فرستيم تاييد مي شه ولي مي ره صفحه 25 ولايك هم نمي خوره مثل وقتيه كه مامان يه غذاي خوشمزه پخته با شه ولي قايمش كرده باشه ما هم تازه از راه رسيده بي خبر از همه چي شكممونو با نون خالي سير كنيم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
والللللاه
دو تا پيتزا گرفته بودم رفتم خونه خواهرم كه با هم بخوريم گودزيلا خواهرم زود پريددر يكي شو باز كرد روش چند تا تف انداخت و گفت هر كي ديگه دلش مي خواد اين پيتزا رو بخوره بياد بخوره........ بعد هم همش رو خودش تنهايي مثه گاو خورد.
فقط تو ايرانه كه مردم همسايشونو در خونه مي بينن تعارفش مي كنن بفرمايين تو ولي دلشون مي خواد سر به تنشون نباشه
يه رفيق دارم هر دفه مي بينمش يه كادو دستشه مي گه كادوي تولدمه
آخه رفيقم با هر دختري دوست مي شه مي گه هفته ديگه تولدمه بعدكه كادوش رو گرفت باهاش به هم مي زنه
دخترا: پسرا همچين آدمايي هستن مواظب باشيد(البته به غير ازمن)
يكي از پر كار برد ترين وسايل دوران بچگي ما لوله خودكار بود آي با لوله خودكار بيك چه كا رايي كه نمي كرديم.
- ارسال ماش با فوت به پشت گردن دوستامون توي كلاس
-درست كردن حباب با آب و مايع ظرفشويي و لوله خودكار
-شيشه گري با لوله خودكار( لوله خودكار روي آتيش مي گر فتيم و بعد تهش و به هم مي چسبونديم و تو ش فوت مي كرديم باد مي كرد)
- درست كردن انواع كاردستي
-بعضي وقتها هم نقش ني نوشيدني را بازي مي كرد
-..............
كيا دوقلوهاي افسانه اي را يادشون مي ياد جولي و جولز كه با گرفتن دست همديگه قدرت زيادي پيدا مي كردن.....
يادش به خير من خواهرم توي كوچه دستاي هم رو مي گرفتيم و تمر كز مي كرديم بعد فكر مي كرديم قدرتمون زياد شده مي افتاديم دنبال بچه هاي توي كوچه تا مي خوردن مي زديمشون.
درس" اكرم سه روز بيمار بود" را كلاس اول كيا يادشونه كه مادرش به مدير مدرسه نامه مي نويسه.
چقدر به اكرم حسودي مي كرديم كه سه روز مدرسه نرفته
بچه داداش4 سالم اومده خونمون به خواهرم می گه عمه لپ تابتو بده بازی کنم .خواهرم گفت نه حالا کار دارم . بچه داداشم گفت : خسیس پس راسته می گن "عمه سمّه"
رفته بودیم توی یه بوتیک داشتیم لباسارو نگاه می کردیم یه آقایی هم از نیرو انتظامی اونجا بود چند سوال از فروشنده پرسید و رفت بعد که رفت فروشنده داد زد هانی عزیزم از تو اتاق پرو بیا بیرون اون آقا رفت . ما حیرت زده گفتیم عجب دوره زمونه ای شده مردم یه ذره حیا ندارن که دیدیم یه سگ پشمالو اومد بیرون رفت پیش صاحبش.
جل الخالق!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مامانم زنگ زده به زن عموم که شب دعوتشون کنه برای شام خونه ما. زن عموم میگه مرسی عزیزم ولی ما امشب شام داریم از ظهر غذا مونده ،باشه یه دفعه دیگه.........
فانتزي من اينه كه داييم يه پسر داشته باشه كه اسمش " علي " باشه بعد هر وقت مي خوام تو خونه در موردش حرف بزنم چون خيلي علي تو فاميل داريم بگم "علي دايي". بعدشم ذوق مرگ بشم.
آیا شهرو دیار شما امسال دچار خشکسالی شده است آیا مدتهاست که در شهر شما باران نباریده است . اگر دوست دارید بارش باران شهر شما را دوباره پر طراوت کند فقط کافیست که ماشین خود را بعد از این که به مقدار کافی گند از سرش بالا رفت به کار واش ببرید و بشویید تا دوباره ترنم باران وبه گند کشیدن ماشینتان را تجربه کنید.
كيا دلشون مي خواد مي تونستن از پشت كامپوتر مي شدبراي كسايي كه تو سايتشون مينويسن "اين عكسها فقط براي اعضاي سايت قابل رويت است" شكلك در بيارن و بگن عمرا اگه تو سايتت عضو بشم خسيس .مي رم يه سايت ديگه خيط! خيط !خيط! دلت بسوزه!!!!!!!
خانومه زنگ مي زنه مشاور خانواده .يه آقايي گوشي رو بر مي داره خانومه مي گه: امروز صبح با ماشينم از خونه اومدم بيرون ماشينم توي راه خراب شد وقتي داشتم بر مي گشتم شوهرم را با دختر همسايه توي ما شينش اونم درصندلي جلو و در حالي كه مي گفتند و مي خنديدند ديدم. خيلي ناراحتم چه كار كنم؟ آقاي مشاور مي گه: شما حق داريد نا راحت بشيد خانم .خراب شدن ماشين خيلي ناراحت كنندس من شما را درك مي كنم حتما لوله هاي بنزين را بررسي كنيد اگر مشكلي نبود شايد از باتري باشه!!!!
فقط تو ايرانه كه مردم چند ساعت رانندگي مي كنن تا به يه مكان ديدني برسن و وقتي رسيدن يه زير انداز پهن كنن و فقط بشينن و بخورن!!!!!!!!!
مامانم بهم گفت برو دو كيلو هلو بخر هلوي خوب و هسته جدا. رفتم در مغازه ميوه فروشي مي گم آقا دو كيلو هلوي بدون هسته بدين!!!!!!!!