ح

حسین

@mahmoudih · ۹۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۶۸ رأی)

ک
کپسول استعداد ۶ سال پیش
جوک

تو مهمونی نشسته بودیم این بچه فامیل نه ماهش بود اذیت می‌کرد از مبل میرفت بالا این پسر عمو ما هم اسکل مثلا حواسش بهش جمع بود که نیافته آقا این بچه از رو مبل افتاد این مثلا میخواست زرنگی کنه بالش بندازه زیرش سریع که بچه چیزیش نشه
آقا تا این بالشتو پرت کرد زاررررت گوزید و بچه افتاد که هیچ بالشت افتاد رو بچه مونده بود تلف شه طفلک
اینم بدبخت کم نیاورد همونطور سینه خیز از در رفت بیرون
شنیده ها میگن که فعلا میگه کرونا گرفته و قرنطینه س ولی نمیدونه که گوزیده و به بچه ریده س

ک
کپسول استعداد ۱۱ سال پیش
جوک

نصف شب بود منم خواب بودم کمد کتابا افتاد رو سرم(بخیه نیاز نداشت الحمدلله)!!! پا شدم یکم خودزنی کردم چون فرداش امتحان مهمی داشتم و( خوشبختانه خوب درس خوندم برای اولین بار) خواب از سرم پریده بود گفتم برم یه چیزی بخورم بلکم بتونم بخوابم. انگشت کوچیکه پام......بغض تو گلوم گیر گرده ببخشید..... انگشت کوچیکه پام خورد تو صندلی افتاد شکست (ماشالله انگشت) بعد رفتم سر یخچال یه چیزی کوفت کنم بطری رو سر کشیدم بعد فهمیدم سرکه بود(فکر کنم مونده بود چون تا یه هفته صدام بالا نمیومد) کاملا خواب از سرم پرید... اومدم برم بیرون یکم هوا بخورم شاید یکم حالم بهتر بشه با زانو رفتم تو چراغ ماشین افتادم رو کاپوت پهن زمین شدم......خوشبختانه با توجه به آشنایی این حقیر نسبت به شانس قهوه ایم فهمیدم دیگه نباید پاشم....از همونجا سینه خیز رفتم تو اتاق زیر تخت خوابید�
..
.
دوستان احتمالا میپرسن امتحان رو چی کار کردی ؟؟ کار خاصی نکردم چون فهمیدم فرداش جمعه س و من شنبه امتحان دارم.....
نتیجه اخلاقی: هیچچچچ وقت درس نخونین
دنیاااااااااااا من میخوام پیاده شمممممم ..............ماماااااااااااااااااااااااااانننننننننننننن پوشکم کووووووووووووو

ک
کپسول استعداد ۱۱ سال پیش
پیام

بیاین شیعه ش باشیم ....حداقل تو این ماه.....حداقل تو این ده روز...... تو تاسوعا و عاشورا........حداقل تو ظهر عاشورا...... وقتی به یاد حسینیم......وقتی حب حسینو داریم .....بیاین برای چیزی که جنگید ،بجنگیم.....بیاین همیشه ظهر عاشورایی باشیم و همه جا کربلایی.... السلام علیک یا اباعبدا...

ک
کپسول استعداد ۱۱ سال پیش
جوک

یه بارم عروسی داداشم بود! خیلی سعی کردم تو اون روز صورتم جوش نزنه( آخه بچه ها بهم میگن موتور جوش) و نزد خدا رو شکر(تقریبا سه لایه از پوست صورتمو با پشم الاغ بردم و با کرم سوسک مرده سلول های پوستمو بازسازی کردم) همه چی به خیر گذشت فقط شب قبلش ماشین از روم رد شد تا یه هفته تو بیمارستان بودم و به فنا رفتم ................. فقط خواستم بگم با فیزیولوژی بدنتون بحث نکنین که اعصاب ندارن دیگه حرفی ندارم ......
هووووی پرستااااار این قرصای من کو f!@$#؟>؟%$^@#$

ک
کپسول استعداد ۱۱ سال پیش
جوک

آقا جاتون خالی موقع عید فک و فامبل و در و همسایه تو خونمون خراب شده بودن برا عید دیدنی ما هم دور مرحوم مادربزگمون(خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه) دور هم نشسته بودیم میوه میخوردیم که آقا من یه تیکه از پرتغال مرحومو کش رفتم(خدا از سر تقصیرات همه بگذره) دیدم کل فامیل هجوم آوردن سر بشقاب و همه چیو درو کردن. بعد من یه جمله گفتم و کل فامیل شروع کردن به زدن من تا حد مرگ و جملات قصار نثارم میکردن. من چیز خاصی نگفتم ، فقط گفتم اون چیزایی که خوردین ننه جون نمیتونست بجوه فقط آبشو خورده بود بقیه شو گذاشته تو بشقاب انصافا شما بگید من مریضم ؟! کرم دارم؟!
~~~~~(اینا کرم سوگلیای من هستن براتون گذاشتم)
یح یح یح یح خخخخخ توففففف(از اون میوهه تو گلوم گیر کرده بود )

ک
کپسول استعداد ۱۲ سال پیش
جوک

دیشب داشتم با ماشین بر میگشتم خونه یه ماشین آشغالی جلوم بود داشتن آشغال جمع میکردن اون مامور محترم هست که کیسه زباله ها رو پرت میکنه و دستش درد نکنه و ممنون از زحمات شبانه روزیشون هیچی دیگه نمیدونم چطور برنامه ریزی کرد و شتاب و نیروی پرتابه رو کی حساب کرد ولی تا از کنارش رد شدم کیسه چند کیلویی آشغال عوضی خورد تو سرم حالا کار ندارم که مونده بود چپ کنم ولی ازش خوشم اومد و بخاطر استعداد فوق العادش ازش به عنوان استاد دانشگاه تو رشته ی فیزیک پرتابی گرایش موشک های دور برد دعوت به عمل آورد�
الان سه روزه پشت سر هم میرم حموم اولی خانواده هنوز پذیرای من نشدن
میفهمممممممممممی چی مییییییییییگم
دیگه داره آب داغ میشه باید برم رسیدگی کنم

ک
کپسول استعداد ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز داشتم تو خیابون راه میرفتم یه پدره بود از پشت لباس بچشو گرفته بود بچه هه هم(ادبیاتم تو حلقتون)آویزون داشت چرخ میخورد(انصافا سوژه توپی بود عین مرغی که سرشو بریدن و آویزونش کردن)تعجب کرده بودم که چرا پدره اینطور با بچش رفتار میکنه دیدم نه یه لحظه گورزیلا از دستش افتاد آقا عین این بود که موشک در کردن
فقط آخرین چیزی که دیدم این بود که داشت از تیر چراغ برق بالا میرفت باباشم دنبالش بود
لایک=گودزیلاهه به قلاده نیاز داشت(برو از خدااااا بترس یعنی چی مگه حیوونه)

ک
کپسول استعداد ۱۳ سال پیش
جوک

تو امتحان ترم سه واحدی 20 ( میفهمی بیست twenty عشرون) گرفتم با ذوق پریدم تو خونه یادم رفته بود مادرم کلاس قرآن داره
هیچی دیگه به معنای حقیقی عین گاو سرمو انداختم پایین و عین بز صدای ناهنجار از خودم در آوردم(میفهمی سه واحدی بود دیگه چه انتظاری داری ازم فقط همین صداها رو بلدم) و اومدم تو و وارد افق شدم(دقیقا بلافاصله)فقط بگم چنان زدم بیرون که هیچی پام نبود(منظورم کفش و دمپاییه مبتذلا)
الان دارم از خونه براتون اینو مینویسم (چیه فکر کردین دیگه رام نمیدن خونه، نه برادر من ازین فکرا نکن ما خانواده خوبی هستیم برو از خدا بترس)
البته اینو هم بگم تا یه ماه دیگه نمیتونم راه برم. همین دیگه

ک
کپسول استعداد ۱۳ سال پیش
جوک

آقا من با خوردن آب لیوانی که توش دندون بوده زیاد مشکل ندار�
با خوردن آب مرغ نپخته(که رنگش قرمزه)به جای آب هندونه هم مشکل ندار�
ولی فقط اینو بهم بگین تو کجای جهان آزمایش ادرار رو تو یخچال میذارن بعد تو بیای به جای شربت زعفران ازش بخوری و بعد از خودن چند قلپ تازه بفهمی زعفران نبوده
حالا جالب اینجاست بعد از اینکه فشارم افتاد و ... به جای آب قند بهم آب نمک دادن
هههههههههههییییییییییییییععععععععععععع
من برم برای بار چهام(گلاب به روتون) بیارم بالا

ک
کپسول استعداد ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از نمره هام 11.37(اگه دقت کنید میفهمید یه عدد اوله ) بود اونم سه واحدی(حالا فهمیدین از بچه های زرنگ دانشگاهم)اعتراض زدم شد 11.75.خو آخه استاد زورت نمیرسه ارفاق(ارفاغ)کنی ازین کارا نکن
(الان اشک جلو چشامو گرفته نمیتونم ادامه بدم. نخند دارم بدبخت میشم)
حالا برای شادی روحم دلسوزانه بزن لایکو