دوستان عزيز خواهشا در طول ترم يكم هم سر كلاس جزوه بنويسيد ديروز خدا سر شاهده 2 ساعت تو صف زيراكس جزوه وايساده بودم بعدم جزوم تو دستگاه گير كرد 3-4 تا صفحش پاره شد....
مسئولين رسيدگي كنن لطفا
@Sasha.007 · ۵۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۴ رأی)
دوستان عزيز خواهشا در طول ترم يكم هم سر كلاس جزوه بنويسيد ديروز خدا سر شاهده 2 ساعت تو صف زيراكس جزوه وايساده بودم بعدم جزوم تو دستگاه گير كرد 3-4 تا صفحش پاره شد....
مسئولين رسيدگي كنن لطفا
روز مادر است ديگر.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهي وقتا بايد 3 ماه هيچ چيزي نخوري تا شايد بتوني يه چيزي واسه خانم خونت بخري. بدون توقع واسه جوراب روز مرد!!!!!!!!
عيد نوروز چيست؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
موقعي از سال است كه ميتوان درامدي باد اورده در ان كسب كرد!(عيدي كه همه ميگيرن ايشالا....)
استاداي گرامي يه وقت زشت نباشه اينجوري ميانترم ها رو رديف كردين هفته اول بد از عيد!!!
حالا خوبه خودشون يه زماني دانشجو بودناااااااااااااا
BRT است ديگر گاهي انقدر سرع ميرود كه ادم اصلا احساس حركت نميكند!!!
خو راست ميگم هروقت دانشگامون دير ميشه اينا هم اروم تر ميرن
رابطه شون نسبت مستقيم داره
به بعضيا ادمها كه خودشون با ارثيه پدر ما به يه جايي رسيدن بايد گفت زياد هم به پول هات نناز چون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
باد آورده رو باد ميبره
پروردگارا چنان قدرتي به ما عرضه دار كه بتوانيم فرق بين يك انسان و ادم را بدانيم تا بار ديگر در انتخابي دوستي كه نام انسان يا نام ادمي بر دوش دارد دچار خطا نشويم.
اين يعني اوني كه خيلي ادعاي رفاقت ميكني بزار يه بار حداقل وقتي توي مشكل هستيم بهت رو بندازيم بعد بگو نه....
به بعضي استادا هم بايد گفت خو عزيز من تو كه مثل ما خونه تكوني نداري واسه چي 23 اسفند امتحان ميان ترم ميزاري؟؟!!!!
پدر است ديگر.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گاهي شب عيد با جيب خالي به هر دري ميزند تا مبادا لبخند خانواده اش محو شود.
دقت كردين تو انتخاب واحد هي از اين و اون ميپرسي بهترين استاد كيه بعد تهش كه به بدبختي انتخاب واحد ميكني ميري سركلاس ميبيني اون استاد بداخلاق ترين استاد دانشگاست كه درس دادنش افتضاحه تازه نمره هم نميده
ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻜﺮﻛﻨﻨﺪ ﺳﺮﺕ ﺷﻠﻮﻍﺍﺳﺖ.... ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﻳﻨﻲ...
یه خبر جالب :قراره به خاطر بالا رفتن قیمت بنزین، توی سبد کالا یه چهار لیتری بنزین هم بذارن فقط خواهشا مردم عزیز همدیگه رو به آتیش نکشن لدفا!
فاصله دورت نميكند عزيزم....!
در خوبترين جاي جهان جاي داري نفسم.
جايي كه دست هيچكس به تو نمي رسد: "قلبم"
يعني ايول واسه يه بارم شانس به ما رو كرد!!!
فردا امتحان دارم همين كه نشستم لاي جزوه رو باز كردم گوشيم زنگ خورد كه چي فردا دانشگاه به علت بارش برف تعطيله!
گفتم يكم دل بعضيا بسوزه
واقعا از مسئولين تشكر ميكنيم
اعتراف نامه ساشا مولایی(مربوط به دوران دبیرستان)
اقایان مدیر و ناظم دبیرستان.......
1) من کسی بودم که باعث بحران کمبود کچ در مدرسه بودم!
2) من بودم که شلنگ اب را در باک ماشین شما قرار دادم و باک ماشینتان را پر از اب کردم!
3)من بودم که سر صف و سر کلاس جغرافی دوم ترقه کبریتی روشن کردم و شما شخص دیگری را از مدرسه اخراج نمودید!
4)من کسی بودم که از ازمایشگاه دبیرستان مواد شیمیایی اختلاص میکرد�
5)من مسوول تقلب در انتخابات شورای مدرسه بودم.انتخاباتی که مجموع اراء معخوذه به بیش از ۳۰۰۰ رای رسید!
6)من بودم که سیستم وایرلس مدرسه را هک کردم و رمز ان را به فروش میرساندم!
7)من بودم که گربه ای را از پنجره کلاس روی سر شما ناظم عزیز اندختم !
و در اخر هم این من بودم که علامت شیر گرم و سرد توالت ها را عوض کردم!
خدا از سر تقصیراتم بگذره!
در پی اعلام قطع شدن یارانه ی نقدی سربازان فراری توسط سازمان وظیفه ی عمومی عده ای سودجو برای رفتن به سربازی شبانگاهان اقدام به ثبت نام میکنند
گفتم که همین الان پاشی بری پلیس +۱۰ ثبت نام کنی یه موقع یارانت قطع نشه
روانی هم خودتی
عاغا ما بعد از سالها نذر و نیاز و بدبختی و توسل و گدایی و رو انداختن به هر کس و نا کس و وام و نزول و قرض و قوله و البته به اراده ی در گاه احدیت یدونه ۲۰۶ تیپ دو خریدیم(جریان مربوط به سه سال پیشه که ۲۰۶ حدودا چهارده میلیون بود)
ای ما به این ماشین رسیدیم که نگو.حدودا ۳ تومنی خرجش کردیمو و بیشتر از مخاطب خاصمون دوسش داشتی�
جونم براتون بگه که عید همون سال همه فک و فامیل رفتن خونه مامی بزرگ که یه شهر کوچیک خارج از اصفوهونه.عاقا مام جو گیر شدیم گفتیم خودمون مجردی با ماشین خودمون میریم هیچی.دقیقا یادمه صبح روزششم فروردین رسیدم خونه مامی بزرگ و ماشین رو پارک کردم تو حیات و رفتیم داخل چون شب قبلش نخوابیده بودم سوییچو دادم مامانم که اگه خواستن ماشینشون رو ببرن بیرون بتونن و منم گرفتم تخت خوابیدم.
چشتون روز بد نبینه همین که از خواب بیدار شد دیدم ماشین نازدارم عروسکم ملوسکم نیست.بگیر و ببند فهمیدیم پسر دایی جول خاک بر سرمون ماشین مارو با اجازه مادرمون برداشته رفته بیرون!
اقا ما هی زنگ زدیم هی جواب نداد بالا اخره اقا تشریف اورده با عصبانیت برگشته میگه این چه لگنیه تو داری؟وسط راه خاموش شد دیگه رو شن نشد!
سریع سوییچ رو ازش گرفتم با ماشین بابا رفتم دیدم ای داد بیداد اقا ماشین رو قفل نکرده گذاشته گوشه خیابون سارقین محترم هم تمام سیستم ماشین رو به یغما بردند.در ماشینو قفل کردم و رفتم خونه .پسر داییه برگشته میگه چی شد طلا هاش ریخته بود؟
نه خدا وکیلی فک و فامیله ما داریم؟
من الان بروم تو افق محو شم؟
هیچی اونقدر عصبانی بودم که جوری خوابوندم تو گوشش که نقش زمین شد و وقتی به بقیه گفتم چیکار کرده داییه برگشته میگه اوووو گفتیم حالا چی شده!
ای خدا با کیا شدیم ۷۵ میلیون!
یادمه اون قدیما واسه روز معلم میومدیم تخم مرغ رو از طرف نوک تیز ترش میشکستیم و بر عکسش میکردیم تا محتوایتش خالی بشه بعد میزاشتیم یه گوشه یه ساعت بعد میومدیم سراغش.کاغذ رنگی های دو طرف رنگی رو بر میداشتیم وبه دقت تمام ریز خورد میکردیم و باز هم به دقت تمام میریختیم توی تخم مرغ و اون سوراخ رو با چسب نواری یا چسب برق میبستیم.
بعد فرداش که روز معلم بود این تخم مرغ هارو همین که معلم میومد داخل میزدم به سقف بالای سرش تا خیلی رمانتیک و قشنگ اون کاغذ رنگی بیاد پایین.
روز معلم اول راه نماییم رو هیچ وقت یادم نمیره.
اون سال بود که یکی از بچه ها که شرور ترین و بدجنس ترین و نامرد ترین ادمی بود که بشریت از زمان حضرت ادم تا به اون روز دیده بود، نامردی رو تمام کرد.ورداشته بود دوتا تخم مرغ سالم یعنی دارای زرده و سفیده اورده بود همین که معلم جغرافیمون اومد تو ما تخم مرغ ها رو زدیم به سقف اون هم دوتاشو با تمام قدرت پرت کرد طرف معلم بدبخت!
هیچی دیگه نمره انضباط همه به لطف ناظم شد از ۱۵ و نمره ی جغرافی هم شد از ۱۰ که به بدبختی اوردم ۱۰
اون سال واسه اولین بار تا اون موقع معدلم ۲۰ نشد!
یادمه اولین بار که با ماشین گرونم رفتم بیرون سر چهار راه وایسادم صدا ضبط رو یکم زیاد کردم دکمه سقف رو زدم و خیلی خفن همه نگاه ها به سمتم جلب شد.یهو دیدم یه موتور ۳ترکه بغل دستم ظاهر شد و تا تونست تیکه بارم کرد که تو بچه پولداری تو مایه ننگ نظامی تو چی هستی و چندتا چیز دیگه منم صدا ضبط رو زیادتر کردم که صداشو نشنفم یهو دیدم یکی میگه صدا ضبط رو کم کن!
برگشتم دیدم افسره
مدارک که هیچی همرام نبود
کمربند هم نبسته بودم
صدا ضبط هم تا ته زیاد کرده بود�
هیچی دیگه ۱۰۰ هزار تومن جریمه شدم تا دیگه از این غلطا نکن�
هیچی خلاصه سقف را زدیم وراه افتادم و تا ته گازیدم رسیدم چهار نظر(اصفهان) اونجا یه جنسیس اومد کنارم هی صدا ضبطشو زیاد کرد وهی واسم شروع کرد قر اومدن منم جوگیر شدم باز همون کاری که سر چهار راه کرده بودم رو کردم چراغ که سبز شد دیدم یهو یک فروند فضله ی کلاغ صاف اومد و فرمون مشکی رو به رنگ سفید مزین کرد
هیچی دیگه از دنیا سیر شدم به یه بدبختی ماشین رو بدون اینکه دستم الوده به ماده ی فوق العاده شیمیایی و دارای رادیو اکتیو فضله بشه پارک کردم و با تاکسی رفتم خونه
فرداش هم ماشین کلی زیر قیمت دادمش بره دیگه هم ماشین کروک نخریدم و نمیخرم و نخواهم خرید
لایک = احمق تازه به دوران رسیده!
دیشب بعد از سالها نذر و نیاز و خواهش و التماس و گدایی و بدبختی بابامون رو راضی کردیم ماشینشو بده بریم جلو رفیقامون پوز بدیم!
هیچی عصر به 5 تا از رفیقام زنگ زدم که امروز ماشین میارم و عاقا ما سوییچ انداختیم تو ماشین و روشن کردیم و رفتیم تو خیابون درجا یه پلیس همون وقت از آسمون نازل شد گفت بزن کنار و مدارک ماشینو خواست دست کردم تو داش بورد دیدم ای داد بیداد نه مدارک نه گواهینامه همراه نیست هیچی دیگه هرچی گفتم بابا سر کار خونمون همین بغله بزار سریع میرم میارم به خرجش نرفت ودوتا جریمه یکی واسه نبستن کمربندو نداشتن مدارک داد دستم!
سوار ماشین شدم و راه افتادم یهو دیدم چراغ بنزین روشن شد!به هر بد بختی خودمو به پمپ بنزین رسوندم و بعد از کلی وقت که تو صف وایساده بودم نوبتم شد یهو یادم افتاد کارت سوخت هم ندارم!هیچی دیگه 40 لیتر ازاد زدیم و اومدیم پولشو حساب بکنیم دیدیم ای داد بیداد پول هم همرامون نیست هیچی دیگه ماشینو زدم گوشه پمپ بنزین رفتم از کارت پول گرفتم اومدم حساب کردم بعد هم گورمو گم کردم خونه!
دیگه ام هیچ وقت اسم ماشین نیاورد�
لایک=اینا که نوشتی تراوشات ذهن معیوبت بود!