S
Sasha ۱۳ سال پیش
جوک

یادمه اولین بار که با ماشین گرونم رفتم بیرون سر چهار راه وایسادم صدا ضبط رو یکم زیاد کردم دکمه سقف رو زدم و خیلی خفن همه نگاه ها به سمتم جلب شد.یهو دیدم یه موتور ۳ترکه بغل دستم ظاهر شد و تا تونست تیکه بارم کرد که تو بچه پولداری تو مایه ننگ نظامی تو چی هستی و چندتا چیز دیگه منم صدا ضبط رو زیادتر کردم که صداشو نشنفم یهو دیدم یکی میگه صدا ضبط رو کم کن!
برگشتم دیدم افسره
مدارک که هیچی همرام نبود
کمربند هم نبسته بودم
صدا ضبط هم تا ته زیاد کرده بود�
هیچی دیگه ۱۰۰ هزار تومن جریمه شدم تا دیگه از این غلطا نکن�
هیچی خلاصه سقف را زدیم وراه افتادم و تا ته گازیدم رسیدم چهار نظر(اصفهان) اونجا یه جنسیس اومد کنارم هی صدا ضبطشو زیاد کرد وهی واسم شروع کرد قر اومدن منم جوگیر شدم باز همون کاری که سر چهار راه کرده بودم رو کردم چراغ که سبز شد دیدم یهو یک فروند فضله ی کلاغ صاف اومد و فرمون مشکی رو به رنگ سفید مزین کرد
هیچی دیگه از دنیا سیر شدم به یه بدبختی ماشین رو بدون اینکه دستم الوده به ماده ی فوق العاده شیمیایی و دارای رادیو اکتیو فضله بشه پارک کردم و با تاکسی رفتم خونه
فرداش هم ماشین کلی زیر قیمت دادمش بره دیگه هم ماشین کروک نخریدم و نمیخرم و نخواهم خرید
لایک = احمق تازه به دوران رسیده!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.