عمه بزرگم با دایی مامانم ازدواج کرده.یه بار می خواست بره تو باغشون توی بیضا به من گفتن همراش برو.توی جاده دوربرگردون بود می خواست بپیچه بدون هیچ راهنمایی پیچید نزدیک بود بریم زیر کامیون!!!!
من:دایی چی کار می کنی؟چرا راهنما نزدی؟
به نگاه عاقل اندر سقیهی بهم انداخت و گفت:سپهر از تو بعیده!راهنما برای روزا هست.
یعنی کاملا قانع شدم.
فکو فامیله داریم ما؟!