برو و خيالت راحت باشد ...
درد نميكشم ...
غمگين نميشوم ...
فقط ...
به زودى جسم بى جانم در تابوت فكر و خيالت ...
آرام ميگيرد ...
همين...
@sh-n · ۱۹۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۷۳ رأی)
برو و خيالت راحت باشد ...
درد نميكشم ...
غمگين نميشوم ...
فقط ...
به زودى جسم بى جانم در تابوت فكر و خيالت ...
آرام ميگيرد ...
همين...
اقا پنجم دبستان بودم با بابام رفتيم نونوايى من تو ماشين موندم . بعد از يكى دو ثانيه ديدم ماشيناى كنارمون دارن همه دنده عقب ميرن . درختا و خونه هام همين طور...همه هم با تعجب به ماشين ما زل زده بودن كه من به خاطر هوش سرشارم فهميدم دارن هشدار ميدن كه دنيا داره نابود ميشه تو ماشين نمون داشتم تصميم ميگرفتم از ماشين بپرم پايين كه يهو ديدم يه اقاهه در ماشين و باز كرد سوار شد .. منم شروع كردم جيغ زدن ، آآآآآى دزد كثيف!! مگه نميبينى داره قيامت ميشه؟ اين دم اخرى دزدى نكن پاك باش !! زود باش پياده شوووو پياده شوووووووووو ... يارو ترمز دستى و كشيد و گفت : پسر خوب بابات ترمز دستى و نكشيده ماشينتون داشت ميرفت واسه خودش !!
من و دنيايى كه داشت به اخر ميرسيد :|
ملت كه به خاطر باز بودن پنجره اين مكالمه رو شنيدن :))))))
اقاهه :)))))))
بابام :|
گوشيم جديدا داغون تر از قبل شده به بابام ميگم بابا يه گوشى اپل مثل خودت براى منم بخر گناه دارما ! اين گوشيه خيلى داغون شده !
ميگه : گناه ندارى ! گوشى تو چيزايى داره كه عمرا تو گوشى اپل نيست اين امكانات !!
من : مثلا چى !؟ O_o
بابام : مثلا گوشى من سالى يه بار به زور هنگ ميكنه مال تو روزى ده بار هنگه !
گوشى تو صد در صد شارژ و يه ساعته تموم ميكنه گوشى من بايد خودشو بكشه ده ساعته تمومش كنه
ميبينى از اين لحاظ خيلى از گوشى من بالا تره
هيچى ديگه . تو زندگيم هيچ وقت اين قدر قانع نشده بودم :)
ميدونه اعتماد به نفس يعنى چى ؟! يعنى تيمت بيشتر از صد هفته رنگ صدر جدول رو نديده باشه ، بعد بياى براى تيمى كه از دوازده دوره ليگ 9 دوره مدعى قهرمانى بوده كورى بخونى :))
هيچى بيشتر از اين كيف نميده كه يه امتياز ازت كم كنن اما همچنان سرور سه تا تيم پر مدعا از جمله پرسپوليس سپاهان و تراكتور باشى :)
استقلالياش لايك كنن ببينم !
پسر اشنامون اومده در مربا رو با دندون باز كرده .
اومدم به باباش ميگم ، پسرتون بيمه داره كه ايشالا !؟ فكر كنم دندون سالم تو دهنش نموند!
باباش داد ميزنه ميگه : توله سگ! دندونت و با چى باز كردى ؟ >_<
من : امير خان ! شيشه مربا كه دندون باز نميكنه ! اون شيشه مرباس كه با دندون اقا زاده باز شده ^_^ (در حين اين مكالمه رفتم تو اتاقم بعد از لاى در سرم و اوردم بيرون اين جواب و دادم !)
حالا برگشته ميگه : تو خفه شو بپا سرت لاى در جا نمونه ! دندون پسر من افتاد درست ميشه سر تو رو نميشه از اول نصب كرد!! >_<
من :|
ملت چرا اصن اصاب ندارن عاخه !
كم مونده بود بياد يكى بزنه تو دهنم دندونام خورد شه عقده هاش خالى شه ! والا !
تلوزيون يه سريال گذاشته بود كه اينگليسى حرف ميزدن اصنم نميشد بفهمى چى ميگن
پسر اشنامون گفت : من كلا كلمه crazy (ديوانه) رو فهميدم
من : خوب طبيعيه ! الان منم كلمه clever (باهوش ) رو فهميدم !
در هر صورت هر كسى متوجه خصوصيات خودش هست ديگه !
شايد باورتون نشه همون موقع سقف خونمون ريخت پايين !
اعتماد به نفس و حال ميكنين خدايى ؟! ^_^
اشناى ما اومده بهم ميگه تو خونتون ماكروويو دارين ؟
ميگم اره چه طور!؟
ميگه واسه لاغرى خيلى خوبه من هر روز يه ساعت روش ميدوم
من :|
بعد از دقايقى تفكر تازه فهميدم منظورش تردميل بوده !!
ولى هرگز نفهميدم وجه اشتراك تردميل و ماكروويو چيه !!
بازم من :|
فك و فاميلن اينا ؟!؟!؟!؟
یه بنده خدایی اومده بهم میگه : این admin کیه تو وبلاگت؟
من : چرا میپرسی؟
اون : والا هر سایت یا وبلاگی که میرم این یارو admin جزو اعضا و نویسنده ها هست!
معلومه خیلی ادم بیکاریه رفته هر چی سایت و وبلاگ بوده عضو شده !!
((( اصن نپرسید تو اون لحظه چه حسی داشتما!)))
★ پســــــــــــته ★
رفته بوديم دريا . بعد ابجيم و دختر خالم و دختر يكى از همراهامون تو عمق كمِ اب شنا ميكردن من و بابامم رفته بوديم جاهاى عميق تر . بعد بابام چند مترى ازم دور شد من گفتم بابا پات به كف زمين ميرسه؟
گفت نه !
حالا دختره كه همراهمون بود داد ميزنه ميگه : عمو پاى من كه اين قدر كوتاهم به كف زمين ميرسه پاى شما نميرسه ؟!!!!
من : داشتم ميخنديدم نميتونستم شنا كنم داشتم غرق ميشدم!
بابام : همون وضعى كه من داشتم داشت
دختره : دارين به چى ميخنديد؟!!
انيشتين :|
همون يارو كه امريكا رو كشف كرد اسمش فكر كنم كريم پوست كلف بود :|
كره ى زمين كه گرده :|
(من همون پسته سابقم كه رو شونه چپ و راستش دو تا ستاره نشسته بود !! شناختين؟!! خو لايك كنم بينم شناختينم يا نه ! )
يه عنكبوته نيم ساعته روم رژه رفته نفهميدم اخرش زدم كشتمش . ابجيم اومده ميگه : اخى سوسك بيچاره !
بهش ميگم احمق اون سوسك نبود مارمولك بود !!!
اين طورى نگام نكنيد ! من خوب فرق بين سوسك و عنكبوت و مارمولك و ميدونم !
ميگيد نه ؟!
اين تعريفى از هر سه موجود !
عنكبوت : موجودى كه قرمز رنگه و خالهاى مشكى داره .
مارمولك : موجودى كه دست و پا نداره روى سينش ميخزه.
سوسك : موجودى كه چهار دست و پا داره گوشاش درازه عموما صداى عر عر ميده
و من : دانشجوى سال سوم رشته ى ابيارى گياهان دريايى هستم . سر رشته اى هم در شناخت موجودات مختلف دارا هستم !!
اغا هر چی شما بگی تو حلقم اگه دروغ بگم . دختر خالم گوزلیساس (متولد 80) بهم گفته برام وبلاگ درست کن . میخوام توش ترول و جوک و این جور چیزا بذارم . براش یه وب ساختم یادش دادم چه جوری عکس اپلود کنه بذاره بعد صد بار توضیح فهمیده . فرداش رفتم تو وبش دیدم عنوان رو نوشته جک . ولی محتواش خالیه . بهش میگم چرا جوکایی که گذاشتی معلوم نمیشه . میگه نمیدونم من که اپلودشون کردم . میگم مگه عکس بودن ؟؟ میگه نه متن بودن!!
رفته متن و اپلود کرده !!!!!
اغا بگو من سرم و تو کدوم دیوار بکوبم ؟
اصن فک و فامیله من دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دختر خالم ... تا حالا terevel دیدی ؟؟
من...کجا؟
دختر خالم ...تو نت دیگه
من...نشنیدم اسمشو
دختر خالم میره لب تاپ و میاره و سرچ میکنه
صفحه باز میشه من میفهمم منظورش terol بوده !!
دختر خاله بی سواده من دارم؟؟ :I
هر وقت یه سوژه باحال یادم میاد میام 4جوک بنویسمش نوشته ارسال جوک تا اطلاع ثانوی بستست ...
یا هر وقت تیم ملی فوتبال یا والیبال یا استقلال یا بقیه تیمای مورد علاقم بازی دارن من خونه یکی از فامیلامونم که میخوان همن ساعت حریم سلطان ببینن تازه جای حساسشم هست !
یا هر وقت با مخاطب خاصم قرار میذارم اتفاقا یه ساعت قبلش خانوادم بار و بندیل مسافرت میبندن مجبور به کنسل کردن قرار میشم
یا هر وقت غذای مورد علاقم درست میشه دندونم یا دلم درد میگیره .
یا هر وقت ... اصن ولش کن . یکی بگه شانسه من دارم ؟ اخه چه وضـــــــــــشه ؟ :(((((((((((( ایــــــــــــــــــش !
چند سال پيش با زن و شوهرى كه دوست خانوادگيمون محسوب ميشد رفتيم مسافرت بعد از يه روز به گوشمون رسيد كه عموى اين خانم فوت شده . يه روز گذشت شوهرش بهش هيچى نگفت ، روز دوم واسه ناهار رفتيم يه رستوران ، خانمه خوراك بره گرفته بود( گرون ترين غذا) و خلاصه داشت حال ميكرد! لقمه ى اخرى و نذاشته بود تو دهنش كه شوهرش گفت : سميه جان تو زندگى ، عموت به درد نميخوره ! من به دردت ميخورم !! عموت مرد كه مرد !!
حالا ما رو حساب كنيد ! نميدونستيم چيكار كنيم !! تسليت بگيم ؟! بخنديم ؟! به شخصه مستقيم وارد دسشويى شدم و زدم زير خنده!!
يعنى واقعا خبر دادن اين اقا تو حلق اون فيله كه بالاى صفحس :|
چند وقت پيش تو يه جمعى كه باهاشون رو دروايسى داشتم نشسته بودم ، خانمشون گفت : ما كه رفته بوديم آلمان ، يه جا رفتيم قهوه بخوريم ، سفارش داديم و اوردن و خورديم ! بعد كه رفتيم حساب كنيم فهميديم فنجونى 50 هزار تومن به پول ما ميشده ، كاشف به عمل اومد كه اينا قهوه لوآك (يه همچين چيزى اسم دقيقش يادم نيس ) (كه به يه حيوون به همين اسم فقط دونه قهوه ميدن و مدفوع اين حيوون يه قهوه خوش طعم و البته گرونه)
يه دفعه چشمتون روز بد نبينه ، از دهنم در رفت گفتم كوفت بخوريد :))))
خانمه :|
آقاش :/
بچه هاشون :(
من و خانواده ... در راه رسيدن به افق هاى دور دست :)))
سخته...
خيلى سخته ...
دارم ميتركم ...
هر بار كه تصميم ميگيرم برم خودم و تخليه كنم يه سايت توپ و جديد پيدا ميكنم :(
اى كاش اين نت كصافط من و درك ميكرد و يه دقيقه قطع ميشد :|
ولى ميدونم به زودى ميميرم ... ولى انصافا شما دليلش رو ازتون پرسيدن نگيد به خاطر اين بود نميرفت دسشويى ...
بگيد پلنگ خوردش :|
لايك : گمشو برو دسشويى اين قدر چرت و پرت نگو روانى :|
دارم جكاى بچه ها رو ميخونم ميخندم ، يهو مامانم اومده ميگه : باز دارى چت ميكنى هر هر ميخندى؟! صد بار نگفتم با اينايى كه نميشناسى چت نكن!! ؟!(موندم چه جورى صداى خنده ى من و از تو اون اتاق فهميد ! ، يواشم ميخنديدما)
من : مامان جان شما با خنديدن من چه مشكلى دارى؟! جرات ندارم دو دقيقه تو اين خونه جك بخونم بخندم ! الان اگه گريه ميكردم صد سال نميفهميدى !
-طبيعيه خر كه گريه ميكنه صداش نمياد اما ي كم بخنده صداى عر عرش همه جا ميپيچه !!
من :|
مامان باباى واقعيم :|
سازمان حمايت (همايت،حمايط) از كودكان يتيم :|
سازمان سراسرى خران بزرگوار :|
خدايى حقمه سرم و بكوبم تو ديوار با اين مادرى كه دارم!؟
لايك = بكوب راحت باش :| بلكه ما هم از دستت راحت شيم !
باباى من همش كولر و روشن ميكنه آبم ميريزه توش همه قنديل ميبندن . منم ميرم خاموشش ميكنم ميگم فحش خوردن بهتر از يخ بستنه . به نظر شما بهتر نبود من بابا ميشدم بابام پسرم ؟! اخه خواص سرمايشيمون كاملا بر عكس شده :| الان درستش اين بود من برم كولر و روشن كنم بابام بره خاموش كنه چون اگر غير اين باشه همه جامعه وابسته به كولر مملكت ميرن زير سوال !!
لايك :تا حالا كسى بهت گفته خعلى روان پريشى پسته جان ؟! دو دقه بيا گرما بخور كه ديگه از اين ارزو ها نكنى :|
يادش به خير راهنمايى بوديم ، زنگ تاريخ معلممون از يكى از بچه ها پرسيد: اخرين پادشاه صفوى كه بود !؟ ، بنده خدا چند دقيقه فكر كرد نفهميد ، يه دفعه يكى ديگه از بچه ها داد زد : اقا ما بگيم ؟!
بگو جانم ..!
متوجه سوال نشدم ميشه يك بار ديگه سوالتون رو تكرار كنيد !؟
اخرين پادشاه صفوي كه بود !؟
اسمش يادم نيس اقا ولى ميدونيم درس چند بود ! بگيم ؟!
يكى نيست بگه مرد حسابى كه نه فهميده بودى سوال چيه نه جوابش و ميدونستى چه مرضى داشتى بگى من بگم؟!
بعله از همون قديم الايام رفقاى ما خر بودن ... فقط من بينشون خوبم :|
هعععععى :(