ب

بابک

@یایک · ۸۳ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

l
love after dead ۱۲ سال پیش
پیام

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟ مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...!
پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت، ولی مادر دیگر در این دنیا نبود !

l
love after dead ۱۲ سال پیش
جوک

پسر ، صبح موقع رفتن به مدرسه :
بابا پاهام حس نداره فکر کنم فلج شدم میشه امروز مدرسه نَرَم ؟
بابا : پاشو بینم لندهور اگه بمیری هم باید بری مدرسه !!!
دختر ، بابا من نمیخوام برم مدرسه !
بابا : واسه چی دختر گلم ؟
حس خوبی ندارم …
بابا : باشه عزیز دلم ، بگیر بخواب ، پتو رو بکش رو خودت سرما نخوری !
ظلم تا کجا جفا در حق پسرا تا کجا

l
love after dead ۱۲ سال پیش
جوک

بچه که بودم یه آبمیوه گیری داشتیم که وقتی روشنش میکردیم رسما رم میکرد و علاوه بر صدا و ویبره، میرفت یه دوری هم میزد تو آشپزخونه :))
بعد بابام همش منو مامور میکرد اینو نیگر دارم تا خودش هویجا رو آب بگیره. دقیقن حس اون کارگرایی رو داشتم که آسفالت رو سوراخ میکنن :|

l
love after dead ۱۳ سال پیش
جوک

یادش بخیراون زمان که تازه کامپیوترخریده بودیم دستمون رفت رومای کامپیوترازاون بابا اومدگوشه پایین سمت راست هرکاریم میکردیم نمیرفت بالا!!!!!بردیمش سراوساکصافطططط گفت بایدویندوزش عوض شه هیچی دیگه ویندوزوعوض کردکصافططططططططط نامردمگه دستم بهت نرسه

l
love after dead ۱۳ سال پیش
پیام

بس شنیدم داستان بی کسیبس شنیدم قصه دلواپسی قصه عشق اززبان هرکسیگفته اندازنی حکایت هابسی حال بشنوازمن این افسانه راداستان این دل دیوانه را چشمهایش بویی ازنیرنگ داشتدل دریغاسینه ای ازسنگ داشت بادلم انگارقصدجنگ داشتگویی ازبامن نشستن ننگ داشت عاشقم من قصدهیچ انکارنیستلیک باعاشق نشستن عارنیست کاراوآتش زدن من سوختندردل شب چشم به دردوختن من خریدن نازاونفروختنبازآتش دردلم افروختن سوختن درعشق راازبرشدمآتش بودم وخاکسترشدم ازغم این عشق مردن باک نیستخون دل هرلحظه خوردن باک نیست آه میترسم شبی رسواشومبدترازرسوایی ام تنها شوم وای ازاین صیدوآه ازاین کمندپیش رویم خنده پشتم پوزخند برچنین نامهربانی دل مبنددوستان گفتنددل نشنیدپند خانه ای ویرانترازویرانه اممن حقیقت نیستم افسانه ام گرچه سوزدپرولی پروانه امفاش میگویم که من دیوانه ام تابه کی آخرچنین دیوانگیپیلگی بهترازپروانگی گفتمش آرام جانی؟گفت نهگفتمش شیرین زبانی؟گفت نه گفتمش نامهربانی؟گفت نهمیشودیک شب بمانی ؟گفت نه دل شبی دورازخیالش سرنکردگفتمش افسوس اوباورنکرد خودنمیدانم خدایاچیستم ؟یک نفربامن بگوید کیستم بس کشیدم آه ازدل بردنشآه اگربگیردآهم دامنش باتمام بی کسی هاساختموای برمن ساده بودم باختم دل سپردن دست اودیوانگیستآه غیرازمن کسی دیوانه نیست گریه کردن تاسحرکارمن استشاهدمن چشم بیمارمن است فکرمیکردم که اویارمن استنه فقط درفکرآزارمن است نیتش ازعشق تنهاخواهش استدوستت دارم دروغی فاحش است یک شب آمدزیرورویم کردورفتبغض تلخی درگلویم کردورفت مذهب اوهرچه باداباد بودخوش بحالش کین قدرآزادبود بی نیازازمستی می شادبودچشمهایش مست مادرزادبود یک شب ازعمرسیرم کردورفتمن جوان بودم پیرم کردورفت

l
love after dead ۱۳ سال پیش
جوک

چند هفته پیش رفتم دندونموکشیدم مامان بزرگمم خونمون بود مامانم گفت بابک بیا نهار ..گفتم نمیتونم جای دندونم درد میکنه.....دیدم مامان بزرگم طی یک حرکت زیبا دندوناشو درآورد وگذاشت کف دستم گفت:ننه من نمیتونم غذا بخورم بیا ازاینا استفاده کن من :(((((((((( دندون مصنوعیای مامان بزرگ:))))))))))) غذا:((((((((((((((((((((

l
love after dead ۱۳ سال پیش
جوک

چندروزپیش رفتم پارک همینجوری داشتم قدم میزدم که دیدم یه دختره پشت سرم میگه: بابی بابی جون آرومتر....... محل ندادم. دختر:بابی قربون اون قیافت وایسادیگه منم به خیال اینکه یکی از مخاطبای خاصمه طاقت نیاوردمو برگشتم ببینم چی میخواد دیدم کصافط باسگش بوده وبابی هم اسم سگش بوده ضایع شدیم درحدالمپیک