وقتی حضرت علی همسرش را در بستر بیماری میدید می فرمود
ممنونم اگر نروی/میمیرم اگر بروی
اما وقتی دید همسرس هنگام راه رفتن دست به دیوار میکشد وقنوت نمازش را بایک دست ادا میکند فرمود
ممنونم اگر بروی/میمیرم اگرنروی
@تا به تا · ۱۱۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
وقتی حضرت علی همسرش را در بستر بیماری میدید می فرمود
ممنونم اگر نروی/میمیرم اگر بروی
اما وقتی دید همسرس هنگام راه رفتن دست به دیوار میکشد وقنوت نمازش را بایک دست ادا میکند فرمود
ممنونم اگر بروی/میمیرم اگرنروی
خیلی ها فکر میکنند حضرت زهرا جان خود را فدا کرد به خاطر همسرش علی
اما این جماعت غافلند و نمیدانند که هدف حضرت زهرا دفاع از چیز با ارزش تری بود.آری او جانش را فدای امام زمانش کرد.ولی ما برای برد تیم فوتبالمان صادقه تر از فرج دعا میکنیم.به امید روزی که همه ما سرباز مخلص امام زمانمان باشیم.
غریب اونییه که توی خونش غریب شه/غریب اونیه که مث تو بی شکیب شه
امان از اون دمی بهونشون فدک شد/فدک پاره شد و نصیب تو کتک شد
غریب اونیه که در خونش شعله وره/جلو چشم علی ناموس او پشت دره
لگد به در زدن شد شعله ور مسمار در/همون میخ بزرگ به سینه ات شد حمله ور
شکست لنگه ی در شکسته شد پهلوی تو/باتو خوردش زمین محسن تو محسن تو
بیا ببین بابا مادرمو به زیر پا.......
عاقا این داداش مام شده داماد خوش قدم,مادر ما هز کی رو واسش نشون میکنه فردا دختره میشینه سرسفره عقد,
از فردا یه موسسه بخت واکنی مخصوص دختران ترشیده میزنیم,واسه دوستای 4jok ی خودم نصف قیمت حساب میکنی�
زندایی بابام 120 سالشه میگه منو هم در نظر داشته باشید,دی,,,آخه زندایی جان کی میاد تورو بگیره
بر گشته میگه شما چکار دارید پولشو میدم,
واقعا از دست این فامیلا من چیکار کنم,تو افق محو شدنم که از مد افتاده,همه محو شدن,
پشت هر مرد موفق یه زن هم باشه خیلی خوب میشه,البته شاید دیگه موفق نشه در اون صورت,مرد غیر موفق,,,,در اون صورت باید بگن پشت هر مرد موفق به این گرمه که زن نداره
خیلی دوست دارم بجای آلارم ساعت با صدای ناز تو از خواب بیدارشم,,,
من اگه آشفته ام فقط به خاطر دوری از توست,سه سال است که دست به شونه نزدم,
در بیست سالگی مسن دیده میشم.الان سه ساله که به پیغامی که تو گوشیم گذاشتی گوش مید�
پس کی دستتو میگیرم,,,,,,,,
دهه شصتیایا:یادش بخیر شش سالگی هفته ای یه بار تلویزیون
دهه هفتادیا:آخ جون کارتون شروع شد
دهه هشتادیا:دنیا دنیا کارتون میاریم خونه هاتون شبکه پویا
دهه نودیا با شلکه پویا بیدار میشن با لالایی کودکانشم میخوابن
خورشید را وقتی از دیدنت محروم کردند قبل از رفتن به پشت کوه خون گریه میکرد ,من دیدم هنگام غروب آسمان آبی رنگ سرخ شده بود,,,,
خدایا عیدی امسالمان را که ندادی ولی امیدواریم سال جدید اولین کسی باشی که به ما عیدی میدی,چند ساله که عیدی مارو ندادی هفت سینمون شده
سیاهی روزگار,سفیدی چشم,سفره بی نمک,ساعت بی تاب,سرما,سراب,سینه ی داغدار
خدایا نه فقط من خیلی از ایرانیا دوست دارن سیزده امسالو همراه امام زمان تو حرم بی بی فاطمه زهرا به در کنن......
به امید روزی که تو تقویم بنویسن,تعطیل=روز ظهور مهدی فاطمه,به امید روزی که کنار ساختمان نیمه کاره ای بنویسن,نام پروژه=حرم فاطمه زهرا,کار فرما=مهدی صاحب زمان,پیمان کار=شیعیان امیرالمونین علی
گنجشکی وارد اتاقم شد.اورا را در قفس انداختم.دلم سوخت در قفس را باز کردم تا برود.باسرعت به طرف پنجره رفت.بالای پنجره شیشه بود چند بار به پنجره خورد کمی ناامید شد وقتی پایین تر آمد از پنجره باز اتاق بیرون رفت.کل روز را فکر کردم.از این اتفاق ساده دو نتیجه مهم گرفت�
1هرگز نباید ناامیدشد.از این راه موفق نشدم راه دیگری امتحان کن�
2بالا بالاهاپرواز نکنم.از پایین شروع کنم تابه آسمان برسم اگر بالا بالا پرواز کنم مثل گنجشک به شیشه ای می خورم که آسمان را نشان میدهد ولی راه رسیدن به آن نیست
الان که دارم این نوشته رو مینویسم ساعت دو نیم شبه,دقیقا بیستمین سالگرد تولدم,بی مقدمه بگم یهو دلم گرفت روضه حضرت زهرا گذاشتم و یه دل سیر گریه کردم,احساس میکنم دوباره متولد شدم.خود خدا گفته اگه برای اهل بیت گریه کنی هرچی گناه کرده باشی می بخشم,ولی خدایا مارو به خاطر کی میخوای ببخشی به خاطر حضرت زهرا,حضرت زهرایی که تو بستر بیماریه و ما تو بحث آجیل شب عیدیم,فرق ما که مرید امیرالمومنین هستیم با مردماهل مدینه چیه,اهالی مدینه وقتی بی بی گریه میکرد شادی میکردن,مگه ما اینکارو نکردیم اهالی مدینه حرمت امام زمانشون رو شکستن,مگه ما این کارو نکردیم خدایا ما دل امام زمان روبارها شکستیم ولی خدایاممنونیم که اشک برای اهل بیت رو به هدیه دادی,بچه ها اگه میشه برای تسلای دل امام زمان شادی عید امسال رو کمرنگ تر کنیم,بخدا راه دوری نمیره
ببار ای ابر پاییزی که با من همنوا باشی/به دور از غصه ی طوفان در این دنیا رها باشی
بزن باران رگباری که خیس از گریه ات باشم/من اینبار از تو می خواهم نباید بی صدا باشی
بخوان اهنگ باران را که باشی هم صدا با من/که من چشم انتظارم تا که با من آشنا باشی
شعر از مهدی حبیبا(آشفته)
شاعر ها تو سه حالت میتونن بهترین شعرشونو بگن
1_موقع مستی
2_موقع جنون
3_موقع نعشگی
من خودم بیشتر نعشگی بدنمو از راه سیگار یا قلیون تامین میکنم.
سیگار میکشیدم بسته ای هزار تومن بعد از اینکه قیمت سیگار گرون تر شد سیگار میکشیدم تصمیم گرفتم سیگارو ترک کنم ولیولی نشد دوباره سیگار کشیدم اما این بار یه سیگار دیگه که قیمتش پنج هزار تومن بود پس شما هم سیگارو ترک نکنید
البته من اهل دود نیستم و اینها حرف یکی از شعرا بود که الان هم با من مشاوره دارد
دل میرود ز دستم صاحب زمان ندا را/بر دل رسان که باشد دیدار آشنارا
ما دل شکستگانیم تاب سفر نداریم/دل را رسان به راهت وز مخلصان شمارا
آیینه دلم را بر سوی رویت ای دوست/کردم که مهر رویت حاتم کند گدارا
شعر آز مهدی حبیبا(آشفته)برگرفته از شعر صاحب دلان اثر ماندگارخواجه حافظ شیرازی
از یکی آدرس پرسیدم گفتم پاسدارن کجاست منظورم خیابان پاسداران بود,بررگشته میگه من چه بدونم کجان پاس بخشم مگه من,دی
بنده خدا از آجیل فروشی اومده بود بیرون,اعصابش خرد بود خوب شد منو نگرفت بزنه
به یکی میگن فرق خر و گوسفند چیه
میگه خر وقتی از خیابون رد میشه اینور اونور نگاه میکنه بعد رد میشه ولی گوسفند مث خر سرشو میندازه پایین رد میشه
عشق یعنی از من و تو , ماشدن/عشق یعنی فارغ از دنیا شدن
عشق یعنی دل سپردن با نگاه/عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی پر کشیدن در هوا/عشق یعنی پر کشیدن ,پا شدن
عشق یعنی خستگی دلبستگی/عشق یعنی عاشق لیلا شدن
شعر از مهدی حبیبا(آشفته)
دفترم باز است و کلماتم جاری/جمله هایم بی لطف,واژه ها تکراری
خسته ام از این وضع ,وضع بی سامانی/تا به کی این گونه روز و شب بیداری
مژه ها می نالند از جدایی هاشان/دید چشمانم هم می رود بر تاری
مینویسم این را,اندکی نا دارم/میشود آقاجان که علم برداری
تکیه بر بیت الله قامتی ورزیده/پنجه ای پولادین هیکلی سرداری
روی دستانت هست بیرقی همچون کوه/بر کف ت چون حیدر ذولفقاری داری
لایق آن نیستم یار تو من باشم/مشود نامم را نوکرت بگذاری
شعر از مهدی حبیبا(آشفته)
عشق چه زیباست اگر مهر تو باور باشد/صبر قشنگ است اگر دست تو یاور باشد
صد جمعه گذشت و عمر من پرپر گشت/کاش این جمعه دگر جمعه ی آخر باشد
شعر از مهدی حبیبا(آشفته)
سلام سلطان ایران سلام ای واسطه ی روزی شیعیان ایران.آمده ام تا وفات خواهرت را تسلیت بگویم.من وتمام مردم قم مینویسیم حلالمان کن اگر میزبان خوبی برای خواهر غریبت نبودیم.من و تمام مردم ایران مینویسیم حلالمان کن اگر میزبان خوبی برای تو و خواهرت نبودیم.
حسین ما ای غریب کربلای طوس زینبت تاب جداییت را نداشت و درحالی که پیراهن کهنه ی حسینش را یعنی نامه تو را به سینه گذاشته بود جان سپرد.اما آقاجان ما زینبت را در خرابه مهمان نکردیم.زینبت به عنوان پادشاه وارد شهر ما شد نه به عنوان اسیر.زینبت را کنیز نخواندیم بلکه مادرانمان کنیزی اش را کرد.آقاجان حلالمان کن...