تاحالادقت کردی
توفیلماوقتی درب خونه رومیزنی طرف همیشه باکت وشلواردرب بازمیکنه
کفش توخونه وبیرون خونه یکیه
جاکفشاشون اصلاتوخونه نمیمونه
یکم عجیب نیست؟؟؟؟
@morche.2012 · ۱۳۲ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۶ رأی)
تاحالادقت کردی
توفیلماوقتی درب خونه رومیزنی طرف همیشه باکت وشلواردرب بازمیکنه
کفش توخونه وبیرون خونه یکیه
جاکفشاشون اصلاتوخونه نمیمونه
یکم عجیب نیست؟؟؟؟
السلام علیک یا أباعبدالله
وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا
سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار
ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتک�
السلام علی الحسین / وعلى علی بن الحسین
وعلى أولاد الحسین / وعلى أصحاب الحسین
اشک دلِ ما را نگران کرد/خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش/تیرِ خود را به گمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می گیرد
دلِ مولا شده پر خون/علی اصغر شده گلگون
دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست ، مرا شاد میکند
لبخند را به دنیایم هدیه میکند حتی این روزها گاهی پرواز میکن�
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم . . .
در کرب و بلا ظلم و ستم حکمِ روا شد /
خون بر دلِ زهرا و علی شیرِ خدا شد/
تیر سه سر و پُر شده از زهر شرر بار /
آن قسمت حلقوم علی اصغر ما شد/
تو بازی فوتبال ایران بیشتر از توپ ؛ آدم رو زمین غلت خورد
یکی از بچه های فامیل سیگاری ، در حال روشن کردن سیگارش بود که چنااااااااااان بوی سوختنی اومدکه نگو...بیچاره فقط سرفه میکرد
منم که ازخنده قش کرده بودم آخه سیگارشوبرعکس روشن کرده بود...خخخخخخخخخخخخ
جالب اینجاست میگه تقصیر توبود واسم حواس نمیزاری که................
من :O-o
تومونگولی ... به من چه؟ ^_^
یکی از دوستان اس داد:1.اگه دزدبودی ازم چی میدزدیدی؟2.اگه مدادرنگی بودی منوچه رنگی میکشیدی؟
پاسخ من :(چون میدونستم عروسکاشودوست داره) گفتم عروسکاتو...
جواب اون:پس من مییییییییییییییگم عروسکام نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
روان شناسای محترم لطفادرسوالاتتان تجدیدنظرکنید!!!
یاایهاالناس!بخدااااااااا من دزد نیست�
دیگه ترسیدم رنگش کنم-والله بخدا
دوستای خوددرگیره من دارم............
روزگارت رنگ عشق ، سالیانت پر فروغ ، غصه باشدازتودور،زنده باشی تاظهور
سوار تاکسی بودم یه آقایی جلونشسته بود واصرار داشت کولر روشن باشه - اما2تا خانمهایی که عقب نشسته بودن چون بهشون بادنمیرسید اعتراض کردن - آقاهه گفت پره های کولر رو تنظیم میکنم که به شماها هم باد بخوره بعد هم دستشوپشت صندلی راننده گذاشت ووقتی هم باد کولر به زیر بغلش میخورد چنان بوی خوشی به مشام میرسید که یکی از خانمها اسپرشو در آورد وزد زیر بغل آقاهه
من : ^_^ ایول داشت به خدا!!! عجب رویی داشت!!! حال کردم!!!
آقاهه : O_O خاااااااااااانم ! نزن ! نزن ! سرگیجه گرفتی�
خانمه : والله از بوی زیر بغلت بهتره که !!!!!!!!!!!!!!!
بازم من : ^_^
تاحالا دقت کردی
سوراخ سمت چپ دماغت بادست راستت
وسوراخ سمت راست دماغت با دست چپ بهتر پاک میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که اینجوریم ، شمارودیگه نمیدون�
حالا نمیخوادامتحان کنی مانیتوروکثیف کردی ، اه اه اه اه ،چندوقت دماغ تکونی نکردی لامصب ^-^
اعتراف میکن�
هرگزازهیچ یک از ترفندهای درخواست لایک استفاده نکرد�
آخه احساس گداهای سر چهارراه بهم دست میده ... والله بخدا
لایک کردی دستت ندرده - لایکم نکردی که نکردی بوق بوق بوق
حالایه سوال ؟ یعنی ممکنه گداها مثل پرلایکا پول دار هم باشن ؟
شعار دختران:
مااعتراض داریم/شوهرنیاز داریم/شوهر شوهرشعار ماست/ازدواج افتخارماست/این همه دختر آمده/به عشق شوهر آمده
من یکی که افتخار نمیدم ، لطفا التماس نکنید
بوووووووووووق بووووووووووووووووق
مثل صدای مجنون / که خیلی هست داغون / اما به گوش لیلی / نمیشه بهتر از اون / روی مخم راه میره / بوقت عین تریلی / خیلی قشنگه اما / فقط به گوش لیلی / ساییده مغز وهوشم / بسکه صداش زیاده / به من بگو بی انصاف / این بوقه یا سمباده ؟ / اگه میشه رو بوقت / بزار صدای بلبل صدایی که به نرمی / بشینه در گوش گل / روی مخم راع میری / توی شهر وخیابون / همینه بوق لیلی؟ / بسه، جناب مجنون.
وقتی 1 زن سیگار میکشد یعنی دیگه گریه جواب نمیده
و وقتی 1 مردی اشک ریخت بدون کارش از سیگار کشیدن گذشته............
دقت کردین تو امتحانا آدرنالین خون میزنه بالا فعالیت غیر درسی زیاد میشه؟؟؟من که کلا حموم رفتنم ۵ دقیقه بیشتر نمیشد ۳ ساعت تو حموم بودم به اندازه ۱ سال هم لباس شستم :|
روزی مردی پسر کوچکش را به بازار فرستاد تا کلهی پختهی گوسفند بخرد و به خانه بیاورد. کودک کله را خرید اما بوی خوش آن برای کودک گرسنه قابل تحمل نبود، پس به گوشهای رفت و گوشت و مغز و چشم و زبان آن را خورد و بعد استخوانهای آن را در نان پیچید و با خود به خانه آورد. وقتی پدر نان را گشود و با استخوانهای سر گوسفند رو به رو شد به پسر گفت:
ـ چشمهای او کجاست؟
کودک گفت: این گوسفند کور بوده است!
ـ زبان او کجاست؟
ـ این گوسفند لال بوده است!
ـ هرچه میگویی قبول، اما مغز او کجاست؟
ـ این گوسفند مغزش را در آموزش به گوسفندهای دیگر از دست داده است.
پدر در حالی که استخوانها را دوباره در نان میپیچید به پسر گفت: برخیز،برخیز و به دکان کلهپز برو، و بگو که من این کله را نمیخواهم. کودک گفت: او این کله را از من پس نخواهد گرفت، زیرا آن را با تمام عیبهایش به من فروخته است!
یکی تعریف میکرد : يه روز تواين همايش پياده روي هاي خانوادگي شرکت کرده بودن البته واسه اونا همايش دوستانه بود
منم همون حوالي بودم واسه رسوندن اونا بعدازهمايش
اما اونا منو دودره ميکنن وسوار تاکسي ميشن - تومسير متوجه ميشن راننده مستهههههههههههههه - باترس ولرز ميمونن واسه پيدا کردن يه راه واسه فرار کردن.............
آقا پياده نميکنه هيچ تازه زنگ ميزنه به دوستان گرام که خونه رو آماده کنيد3تا کيس پيدا کردم...........
اين سه تا دختر !! O-O
راننده : خب ، بچه ها چي ميخورين ؟
مخاطبم : هرچي تو خونه بود
راننده : فقط تخم مرغ - آشپزي که بلدين ؟؟؟؟؟؟
مخاطبم : آره بابا ...... برو ......دور هميم ميچسبه ........
همراهاش : O-O
نشگونشون ميگيره به علامت : اوسسسسسسسسسسسسسس
مخاطبم : حالا نميشه بريم بيرون يه چيزي بخوريم بعدا مزاحم بشيم؟؟؟؟؟؟؟
راننده : نه بابا ، شانس يه بار در خونه آدمو ميزنه
اونا : O-O
مخاطبم : من خونه دوستان دعوت بودم زشته نرم اما حالا که اصرار ميکني باشه ميام
الکي گوشي رو بر مي داره ونمايشي زنگ ميزنه و : الو سلام عمو جون - خوبي ؟ - شرمنده امروز نمي تونم واسه ناهار بيام انشاالله يک روزديگه مزاحم ميشم ..........
بعدازقطع تلفن مخاطبم روبه راننده : يکي از بچه ها روبرسون فقط ماميام
راننده : اوکي :-) - وقتي رسيديم يکي از بچه ها پياده شد
حالاما چطور در بريم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :-(
مخاطبم رو به راننده : ميگم زشته بزارماهم پياده بشيم وبريم ازپدرش عذرخواهي وتشکرکنيم وبرگردی�
راننده : باشه منتظرم
مخاطبم ودوستاش به محض پياده شدن باکندن کفش هاي بيست سانتي تاتونستن تاخونه رودويدن
يعني هوشش توحلقم عجب فیلمی بازی کرد..........خخخخخ
لايک : حقش بود تا اونا باشن وقدر منوبدونن وواسم ناز نکنن
بیاااا دوری کنیم از درس
بیاااامشروط بشیم کم ک�
بیاااا با درس تو بدتر شوووووو
بیاااا این ترم تو رد شوووو
رد شوووو
ببین گاهی یه وقتایی دلت میگیره از استاد
نه میخوابم نه بیدار�
از این نمرات من پیداست
راه بازی با اعصاب دیگران
1/روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن
۲/سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند
۴/وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
۵/کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس 10 تومنی پرداخت کنید
۶/همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
۷/جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین
۸/روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین
۹/وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
۱۰/از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه
۱۱/در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
۱۲/به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
۱۳/وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
۱۴/وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین
۱۵/موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
۱۶/ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
۱۷/بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
۱۸/شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین
۱۹/اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
۲۰/وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته