f

faeze

@F@eze · ۱۸۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۳۲۶ رأی)

f
faeze ۹ سال پیش
جوک

نزدیک اتوبان خونه ما یه پل عابر پیاده هست که تو مسیر پیاده روی روزانه منم هست(هااان چیه!؟خو پیاده روی میکنم شما ها هم یادبگیرید پاشید از نتهاتون جدا بشید)چند روز قبل هوس کردم رفتم نشستم بالای پل هوایی پاهام اویزون کردم داشتم از تماشای ماشینها که رد میشدن لذت میبردم دیدم دوتا مامور امدن
مامور۱:سلا�
من:سلام:-)
مامور۲:ااا خانم ... شمایید که ,فکر کردبم قصد خودکشی دارید
من::-Dنه بابا من تا شما ها رو دق مرگ نکنم نمیمیرم که
حالا من و با پدر گرام تو خیابابون دیدن
مامور۲:اقای ... میدونستید دخترتون چند روز پیش رو پل عابر پیاده اتوبان نشسته بود!؟
بابام رو به من:اااا چرا پس نپریدی!؟
من:-(
مامورهo_O
شماها@_@
فیل فور جوک:-
اچن دسته از بچه ها که دنبال پدر و مادر واقعیشون میگردن:!
اصلا محبت که چیکه چیکه میکنه تو خونه ما
پدر نگران من دارم!؟

f
faeze ۹ سال پیش
جوک

با ماشین بابام رفتم دانشگاه لیبل پارکینگ نداشت مجبور شدم یه جایی تو مسیر دانشگاه پارک کن�
کلاسام تموم شد داشتم برمیگشتم رسیدم به ماشین دیدم یه 206 باصدای بلند ضبط ترمز کرد کنارم یه کاغذ گرفته سمتم نگاهش کردم میبینم دانشجو خودمه
من:یعنی انقدر کور شدید منم نمیشناسید
دانشجو شماره1:نه استاد تاریک بود تشخیص ندادی�
دانشجو شماره 2: استاد خو فکر نمیکردیم ماشین شما این باشه(با اسفالت جاده یکی شدم این دیگه با ماشین ادم میشناسه)
دانشجو شماره 3:استاد من بهشون گفتم اشنا میزنید توجه نکردن
من: خب خنگهای خدا جای اینکه کل کلاس یا اتک بزنید یا چت کنید یه بار سرتون میاوردید بالا منم میدید این نمیشد
اوناD:
من:|
دانشجو با دقت من دارم؟!!!!!!
میخوام بگم به خودتون امیدوار باشید اینا بعد چهار جلسه هنوز منو تشخیص نمیدن

f
faeze ۹ سال پیش
جوک

رسیدیم به کلاسهای عملی آتش نشانی
داشتن ماسک اکسیژن یادمون میدادن مربی ماسک زد یکی از نیروهاشون شروع کرد به توضیح دادن که اگه شیر پشت بسه بشه چون تو ماسک هوا زیاد نیست و اکثرا هول میشن و سخت از صورت جدا میشه باعث خفگی میشه
من:ببندیمش
مامانم:اره ببینیم چقدر وارده مربیمون
خواهرم:من شرط میبندم یک دقیقه طول میکشه
مربیo_O
اون نیرو کمکی@_@
مابقی داوطلبها:O
خانواده آزمایشگر دارم من!؟؟

f
faeze ۹ سال پیش
جوک

داره سریال نشون میده طرف بدهکاره برای جور کردن پول بدهیش میخواد وام بگیره باباش میخواد پول بهش بده قبول نمیکنه ,میخواد سهم رو بهش بده باز قبول نمیکنه به باباش میگه:نه وام میگیرم قسط مید�
منo_O
شما@_@
کل ملت ایران:O
دفترچه قسط:-(
حالا هی بگید فیلمسازهای ما بلد نیستن فیلم تخیلی بسازن

f
faeze ۹ سال پیش
جوک

عروسی دوستم نشسته بودم (همون رفیق پسرم)دویتهای مادر داماد امدن پیش من نشستن
چند دقیقه بعد
خانوم اولی:تو چه نسبتی باهاشون داری!؟
من:هیچی دوست دامادم
خانوم دوم :دوست عروسی!؟
من:نه خانوم دوست داماد�
خانوم اولی:واااا مگه میشه
خانوم دومی:واقعا اخر زمونه
منo_O
شما@_@
اخر زمون:-(
بی فرهنگی:O
والا بلا میشه بدون جنسیت هم دوست بود میشه حرمتها رو نگه داشت
ملت گیر ما داریم!؟