عروسی دوستم نشسته بودم (همون رفیق پسرم)دویتهای مادر داماد امدن پیش من نشستن
چند دقیقه بعد
خانوم اولی:تو چه نسبتی باهاشون داری!؟
من:هیچی دوست دامادم
خانوم دوم :دوست عروسی!؟
من:نه خانوم دوست داماد�
خانوم اولی:واااا مگه میشه
خانوم دومی:واقعا اخر زمونه
منo_O
شما@_@
اخر زمون:-(
بی فرهنگی:O
والا بلا میشه بدون جنسیت هم دوست بود میشه حرمتها رو نگه داشت
ملت گیر ما داریم!؟