f
faeze ۹ سال پیش
جوک

با ماشین بابام رفتم دانشگاه لیبل پارکینگ نداشت مجبور شدم یه جایی تو مسیر دانشگاه پارک کن�
کلاسام تموم شد داشتم برمیگشتم رسیدم به ماشین دیدم یه 206 باصدای بلند ضبط ترمز کرد کنارم یه کاغذ گرفته سمتم نگاهش کردم میبینم دانشجو خودمه
من:یعنی انقدر کور شدید منم نمیشناسید
دانشجو شماره1:نه استاد تاریک بود تشخیص ندادی�
دانشجو شماره 2: استاد خو فکر نمیکردیم ماشین شما این باشه(با اسفالت جاده یکی شدم این دیگه با ماشین ادم میشناسه)
دانشجو شماره 3:استاد من بهشون گفتم اشنا میزنید توجه نکردن
من: خب خنگهای خدا جای اینکه کل کلاس یا اتک بزنید یا چت کنید یه بار سرتون میاوردید بالا منم میدید این نمیشد
اوناD:
من:|
دانشجو با دقت من دارم؟!!!!!!
میخوام بگم به خودتون امیدوار باشید اینا بعد چهار جلسه هنوز منو تشخیص نمیدن

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.