با ماشین بابام رفتم دانشگاه لیبل پارکینگ نداشت مجبور شدم یه جایی تو مسیر دانشگاه پارک کن�
کلاسام تموم شد داشتم برمیگشتم رسیدم به ماشین دیدم یه 206 باصدای بلند ضبط ترمز کرد کنارم یه کاغذ گرفته سمتم نگاهش کردم میبینم دانشجو خودمه
من:یعنی انقدر کور شدید منم نمیشناسید
دانشجو شماره1:نه استاد تاریک بود تشخیص ندادی�
دانشجو شماره 2: استاد خو فکر نمیکردیم ماشین شما این باشه(با اسفالت جاده یکی شدم این دیگه با ماشین ادم میشناسه)
دانشجو شماره 3:استاد من بهشون گفتم اشنا میزنید توجه نکردن
من: خب خنگهای خدا جای اینکه کل کلاس یا اتک بزنید یا چت کنید یه بار سرتون میاوردید بالا منم میدید این نمیشد
اوناD:
من:|
دانشجو با دقت من دارم؟!!!!!!
میخوام بگم به خودتون امیدوار باشید اینا بعد چهار جلسه هنوز منو تشخیص نمیدن