داداش کیان! اتفاق بد،اتفاقی که تحملش سخته تو زندگی همه می افته.خوش به حال کسایی که خدا صبر و طاقت تحمل کردنشو بهشون میده.(خوش به حال شما)
@افسون80 · ۸۹ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
داداش کیان! اتفاق بد،اتفاقی که تحملش سخته تو زندگی همه می افته.خوش به حال کسایی که خدا صبر و طاقت تحمل کردنشو بهشون میده.(خوش به حال شما)
برای ظالمترین مخاطب خاص دنیا:
پـــر از تـنـهـاییـم، ای کــاش بــودی/ کـه داره زنــدگـیــم از دسـت مـیـره
یـه آهنگی گذاشتم کــه مـیـدونـم/ اگـه گـوشـش کـنـی گـریت میگیره
صدام از گریـه ی دیـشـب گرفــتــه/ چه بارونی،چه احساسی،چه حالی
بـا اشـکام بـاز مـهـمـونـی گـرفـتـم/ همه چی هست، قط جای تو خالی
دارم دنـبـال عـکـسـامـون میـگـردم/ هـمــونــا کــه لـب دریــا گــرفـتـیـ�
اگـه مـا سـهـم هـم دیگـه نبـودیـم/ چــرا تــوی دل هـــم جـا گـرفـتیـم؟
چه معصومانه افتادی تو این عکس/ چــه لـبـخـنـد نـجـیـبـی رو لـبـاتــه
تـو مـیـخـندی و مـن گـریـم گـرفـته/ چـقـدر ایـن خـونه تـشـنـه ی صداته
تـو یــادت رفـتــه وقـتی گـریـه دارم/ بـرای اشـکـای مـن شـونـه بـاشی
تـو یـادت رفـتـه باید خـونـه بـاشـی/ بـایـد پـیـش مـنـه دیـوونــه بـاشی
نــگــو خــونـه، بـگـــو دیــوار بــی در/ کـه سـرتـا پـاشو خاموشی گرفته
مــگـه مــن تـوی تـقـدیـرت نـبـودم/ شــایـد دنـیـا فـرامـوشـی گـرفـتـه
برای داداش مسیحا:
داداش من ازت شعر نمیخوام.همین که میبینم بعضی وقتا یادی ازم میکنی،برام یه دنیا می ارزه.
داداش مسیحا گفته بودی (دوســـت دارم هــمـتـونــو بـغـل بـگــیـرمـو یــه دِلِ ســیــر کـنـار هــمـدیـگـه گــریـه کـنـیـم). از یه جایی به بعد،گریه هم دیگه آدمو آروم نمیکنه.اون موقع باید چکار کرد؟(من الآن به اینجا رسیدم)
داداش کیان عجب صبری داری.
از اين راهرو يك نفر رد شده/ كه عطرش همونه كه تو ميزني
براي به زانو در آوردنم/ تو از مرگ حتي جلو ميزني
از اين راهرو يك نفر رد شده/ مث وقتايي كه تو ناراحتي
نفس مي كشم با تمام وجود/ عجب عطر خوبي زده لعنتي
يه جوري دلم تنگ ميشه برات/ محاله بتوني تصور كني
گمونم نمي توني حتي خودت/ جاي خاليتو تو دلم پر كني
صدات مي كنم تا همه بشنون/ جواب صدام غير پژواك نيست
من اونقدر شكستم،حس مي كنم/ كه هيچ ارتفاعي خطرناك نيست
در جواب "مرمری خانم*الهه ناز":
خواهش میکنم عزیزم.قابل نداشت.
آقا سایلار یه سوال دارم.
میگم آب بدنت خشک نشد اینقد تف انداختی؟؟؟؟
بیخیال شو داداش.اینجارو آب برداشت از بس تف کردی :)))
تقدیم به 4jok عزیزم:
تو هر نفس که می خوام،بگــم که خـیلـی تنهـام/تو قطره های اشکام،چشـام تـو رو می بـیـنه
تو اوج عشق و احساس، دلم که خیلی تنهاست/وقتی که یادت اینجاست،چشام تو رو می بینه
هــرطــرف کـه می رم،چشـام تـو رو مـی بـیـنـه/از دلــم شــنـیـدم،عــاشــق شـدن هـمــیـنـه
وای اگـــه نـــبـاشــی،بــدون تــو مــی مـیــــرم/من دوباره می خوام کـه از تـو جون بگیـر�
فانتزی من اینه یه روز که بیام سایت و ببینم که همه ی دخترا و پسرای گل 4jok،واسه این که خواهر و برادرم بشن،اعلام آمادگی کردن :)
هیییییییییییییی، یعنی میشه؟
بعد از زمین لرزه ی بوشهر،متاسفانه خبر زلزله ی سراوان، استان سیستان و بلوچستان رو شنیدیم.
از خدا برای درگذشتگان طلب مغفرت و برای بازماندگان آرزوی صبر و سلامتی داریم.
در جواب آلوچه عزیز:
خواهر خوبم من یکبار به حرف دلم گوش دادم و چوبشم خوردم.نتیجه ی اعتماد به دلم،یه حال و روز داغون و یه دل ِ مرده و اعصاب خرابه.دیگه تا آخر عمرم،این اشتباهو تکرار نمیکنم و به حرف دلم گوش نمیدم.چون کسی که دلم میگفت آدمه خوبیه،دقیقا برعکس شد.ولی من دیر فهمیدم.
شما هم اگه "عقلت" چیزی یا کسی رو تایید میکنه،به حرفش گوش کن.
"دل" راهــــنــــمـــــای خــــــوبـــــــی تــــــو زنــــدگــــــی نـــــــیـــــــســــــــــت.
تقدیم به داداش مسیحا و همه ی اهالیه "تنهایی":
من و تو توی ایـن دنیـا یه درد مـشتـرک داریم / دوتـامون خسـته ی دردیـم، رو قلبـامون ترک داری�
من و تو کـوه دردیـم و یه گوشـه زخمی افتادیم / داریم جون میکنیم انگار، رو زخمامون نمک داری�
تموم زندگیمون سوخت، تموم لحظه هامون مرد / هوای عــاشـقـیـمـونـو، هـوای بــی کـسـیـمـون بـرد
من و تو مال هم بودیـم، من و تو جون هم بودیم / خوره افـتـاد به جونمـون، تمومه جـونـمـونو خـورد
من و تو توی ایــن دنـیـا اسـیــر دسـت تـقـدیـریم / هـمــش دلـهــره داریــمـو بـا ایـن زنـدگـی درگـیـری�
نفـس که میکشیم انگار، دارن شکنجمون میـدن / داریــم آهـسـتـه آهـسـتـه تـو ایــن تـنهـایـی میمیری�
شـدیم مـثـل یـه دیواری که کـم کـم داره مـیـریـزه / هوای خـونـمـون ســرده، مـثـــل غـــروبــه پـایــیـزه
تقاص چیو ما داریم به کی، واسه چی پس میدیم / آخـه واسـه مـا ایـن روزا چـرا ســرد و غـم انگیـزه
ببار بارون كه اينجا شكل زندونه ببار بارون دل بي طاقتم خونه
ببار بارون يكي عشقش رو گم كرده ببار بارون قراره گريه برگرده
از اين بهتر نمي شه فكر من باشي تو هم انگار قراره ديگه تنها شي
نميدونم چرا بد شد چرا از خوبيام رد شد
شايد بازم بياد خونه بگه بي من نميتونه
اونو يادم مياري تو بايد بازم بباري تو
ببار بارون تو با آواز منو ياد چشاش بنداز
من=0 سرنوشت=100000
خدایا من در جدال با سرنوشت باختم.
سوت پایان زندگیم را بزن.
داری آغوشتو از من میگیری/مثل دیوونه ها تشویش دار�
خودت میدونی بعد از رفتن تو/چه روزای بدی در پیش دارم
داداش مسیـحــــا بابت پست "60811" ازت ممنونم.
نمیدونی چه حسیه وقتی که تنهایه تنهایی،ببینی که یه نفر، حتی واسه چند لحظه به یادت بوده.(خیلی حس خوبیه)
من حتی واسه درد و دل کردنم، کسی رو ندارم که درکم کنه...
خدايا مرا متبرك گردان تا عشق ورزيدن و خنديدن را بياموزم.
مرا بياموز حتي به كساني كه دركم نكرده اند،يا به من بدي كرده اند،عشق بورزم.
مرا بياموز تا در همه ي موقعيت ها و شرايط زندگي،بخندم،عشق بورزم و بدانم كه هر چه روي مي دهد نيك است.
كاش مي شد "يكي بود،يكي نبود" را حذف كرد و "يكي هميشه هست" را نوشت...
نه خودش موند،نه خاطره هاش/تنها چيزي كه مونده، جايه خاليشه
قصه ي دنباله دار رفتنش هنوز/شبا مثل يه ستاره از ذهنم رد ميشه
دلخوشيامو زير پاش گذاشت و گذشت/حالا فقط منم،من بي انگيزه
كسي كه دنياي من بوده يه روز/نبودنش داره دنيامو به هم مي ريزه...