برای داداش مسیحا:
داداش من ازت شعر نمیخوام.همین که میبینم بعضی وقتا یادی ازم میکنی،برام یه دنیا می ارزه.
داداش مسیحا گفته بودی (دوســـت دارم هــمـتـونــو بـغـل بـگــیـرمـو یــه دِلِ ســیــر کـنـار هــمـدیـگـه گــریـه کـنـیـم). از یه جایی به بعد،گریه هم دیگه آدمو آروم نمیکنه.اون موقع باید چکار کرد؟(من الآن به اینجا رسیدم)