*
*•بهارنارنج•* ۱۳ سال پیش
پیام

برای داداش مسیحا:
داداش من ازت شعر نمیخوام.همین که میبینم بعضی وقتا یادی ازم میکنی،برام یه دنیا می ارزه.
داداش مسیحا گفته بودی (دوســـت دارم هــمـتـونــو بـغـل بـگــیـرمـو یــه دِلِ ســیــر کـنـار هــمـدیـگـه گــریـه کـنـیـم). از یه جایی به بعد،گریه هم دیگه آدمو آروم نمیکنه.اون موقع باید چکار کرد؟(من الآن به اینجا رسیدم)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.