*
*angryboys* ۱۳ سال پیش
پیام

چه کنم با دل سر گشته و بیتاب امشب،من و تنهایی و چشمان پر از آب امشب،کیستم؟منتظری بی پشت و پناه،زورقی گم شده در ورطه ی سیلاب امشب،یک دو پیمانه می مایه تسکین دل است،همتی کن که مهیا کنم اسباب امشب،شب وتاریکی و مهتایب گذشتند و نرفت،هیچ به چشمان درمانده ی من خواب امشب،چشم از چهره ی چون ماه تو نتوان بستن،لاجرم دوخته ام دیده به مهتاب امشب،

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.