m
mahyar ۱۳ سال پیش
پیام

دو روز پیش جشن عقد عشقم بود؛شدیدآ داغون�
خیلی سخته مرگ تموم آروزوهاتو ببینی و نتونی کاری بکنی
از همه دردآورتر اینه که بدونی اونم دلش باتوء و مجبور شده
نمیدونم چندنفرتون درک می کنید این حس رو...
و نمیدونم چرا این رو تو 4جوک نوشتم!!
شاید چون کسی رو ندارم باهش دردودل کنم،باورکنید خیلی سخته
شایدواقعا عشق یعنی:
همین نداشتن ها...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.