m

mahyar

@mahyar r · ۱۵ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

m
mahyar ۱۳ سال پیش
پیام

دو روز پیش جشن عقد عشقم بود؛شدیدآ داغون�
خیلی سخته مرگ تموم آروزوهاتو ببینی و نتونی کاری بکنی
از همه دردآورتر اینه که بدونی اونم دلش باتوء و مجبور شده
نمیدونم چندنفرتون درک می کنید این حس رو...
و نمیدونم چرا این رو تو 4جوک نوشتم!!
شاید چون کسی رو ندارم باهش دردودل کنم،باورکنید خیلی سخته
شایدواقعا عشق یعنی:
همین نداشتن ها...

m
mahyar ۱۳ سال پیش
پیام

باران که می بارد :
یکی باید باشد که به تو زنگ بزند و بگوید چترت را برده ای ؟
یکی که نگرانت باشد حتی نگران اینکه زیر باران به این لطیفی خیس شوی …
یکی باید باشد که دست بکشد توی سرت و آب ها را کنار بزند …
اما چند وقتیست که باران دارد می بارد و کسی به من نگفته چترت را برده ای ؟
و کسی نبوده که دست بکشد توی موهایم …
اصلا همه ی اینها بهانه ایست که وقتی باران می بارد یکبار دیگر یاد تو بیفتم

m
mahyar ۱۳ سال پیش
پیام

روزگاري خواهد رسيد ....
همچنان که در آغوش ديگري خفته اي ،
به ياد من ستاره ها را خواهي شمرد تا آرام شوي
دلت هوايم را خواهد کرد
به ياد خواهي آورد باهم بودن هايمان را
به ياد خواهي آورد خنده هايم را
به ياد خواهي آورد اشک هايم را
به ياد خواهي آورد حرف هايم را
مطمئنم در آن لحظه در دلت مي گويي: دلتنگت شده ا�