دو روز پیش جشن عقد عشقم بود؛شدیدآ داغون�
خیلی سخته مرگ تموم آروزوهاتو ببینی و نتونی کاری بکنی
از همه دردآورتر اینه که بدونی اونم دلش باتوء و مجبور شده
نمیدونم چندنفرتون درک می کنید این حس رو...
و نمیدونم چرا این رو تو 4جوک نوشتم!!
شاید چون کسی رو ندارم باهش دردودل کنم،باورکنید خیلی سخته
شایدواقعا عشق یعنی:
همین نداشتن ها...