ت
تنهایی پاییز** ۱۰ سال پیش
پیام

سکوتت رادیگر علامت رضایتت نمی دانم..
این سکوت مرگ آورت فقط معنی باختت را میدهد..
بدباختی..!!
این بازی احساس رابدباخت دادی وتمامش کردی..با من همه چیزداشتی،، دلخوشی،آرامش،
ع‍ـــــــــــــشـــــــق...
با این وجود نمی دانم سهم من از این معامله چه بود؟؟ چه بدست آوردم؟؟
هییییچ..
چه ازدست دادم؟؟
دلم،،،دینم،،جوانی ام،،عشششقم..وغ‍ــــــرورم را..
باغرور زخمی رهایم کردی..خیال کردی آسان است؟؟
به راحتیِ پلک زدن ،،پشت پابزنی؟؟..
به راحتیِ خیانت کردن،غروربشکنی وککت هم نگزد؟؟
به راحتیِ آب خوردن صدای هق هق بشنوی و کسی جلویت در نیاید؟؟
ههههه..
آقا راباش..!!
این مَثَل « جواب های،هوی است» راکه شنیدی؟؟
یا اینکه به هردست که بدهی ازهمان دست میگیری...؟؟؟
من نه..دیگری...،،
دیگری نشد..آن دیگری...
برای تو که آدم زیاد است و دست هم بالای دست بسی‍ـــــار...
*** تو را به همان ها میسپارم..
چون این تتمه ی غرورم،،چنین اجازه ای به من نمیدهد،
که حتی چشم در چشم های پلید و پر از وقاحتت بدوزم و
نفرینت کنم.
فاطمه نوشت***

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.