یه وقتایــــی
ڪــہ
دلم میگیره... گریه نِمیڪٌن�
یه لبخند ڪِش دار تلـخ میزن�
پاهامو تکون میدم...
با موهام ور میرم...
بعد پوست لبمو میڪَنَ�
بغضمو میخور�
ڪــہ یـه وقت
اشڪــ نشه...
بعد پا میشم خودمو تو آیینـہ نگاه میڪٌنم
یـــہ لَبْخَندِ دیگه تحویل خودم مید�
بعدشم یه چایی تـلـــخ میریز�
یــہ موسیقے غمگین میذار�
تو دلم میگم
زندگـے قشنگه
آروم باش...