ےِ قـانـونے هـسـت کـہ مـیـگـہ :
هـمـیشـه ےِ
جـوری زنـدگـی کـن
کـہ اگـہ رفـتـے
جــلـوےِ آیـیـنـہ
روت بـشـہ
بــــــہ
چـشـمـاےِ خـودت
نِِـگـاه کـنـے . . .
@F.O.N · ۹ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
ےِ قـانـونے هـسـت کـہ مـیـگـہ :
هـمـیشـه ےِ
جـوری زنـدگـی کـن
کـہ اگـہ رفـتـے
جــلـوےِ آیـیـنـہ
روت بـشـہ
بــــــہ
چـشـمـاےِ خـودت
نِِـگـاه کـنـے . . .
همه میگن مازراتی...
من میگم یه جفت کتونی اما با عشقم...
همه میگن خونه ی ویلایی تو فرمانیه و الهیه اما من میگم یه کلبه چوبی تو پرت ترین نقطه ی دنیا اما در کنار عشقم...
همه میگن سفر به آنتالیا و مالزی اما من میگم یه سفر تو آغوش پر از امنیت عشقم...☆
عشق یعنی
دستانم را بگیری
نگاهم کنی
وبگویی
من به بودنت قانعم
*حتی اگر سهم من ازتو فقط لمس چند لحظه دستانت باشد*
ببین ...
اونی که پاهاته فقط باهاته
نه نه وایستا هولم نکنید ^_^
اونی که باباته فقط پاهاته O_o
هولم نکنید بلدم...!
پاهاته اونی که باهاته :||
نشد که/:
ولی ذر کل من شاخم!!
راستی یادم رفت بگم
هه !!
مثلا وقتـی آسمون ابریـه و بارون نم نم بیـاد . . جلو پنجـره وایسادی ..از پشـت بغلت میـکـنم یواش تو گوشت میگم خوشبحـال من سرتو برمیگردونی با تعجب میگی چطور ؟میگم . . .آسمون دل من چه ابـری باشـه چه صاف ماه من همیشه پیشمه !
یه وقتایــــی
ڪــہ
دلم میگیره... گریه نِمیڪٌن�
یه لبخند ڪِش دار تلـخ میزن�
پاهامو تکون میدم...
با موهام ور میرم...
بعد پوست لبمو میڪَنَ�
بغضمو میخور�
ڪــہ یـه وقت
اشڪــ نشه...
بعد پا میشم خودمو تو آیینـہ نگاه میڪٌنم
یـــہ لَبْخَندِ دیگه تحویل خودم مید�
بعدشم یه چایی تـلـــخ میریز�
یــہ موسیقے غمگین میذار�
تو دلم میگم
زندگـے قشنگه
آروم باش...
من: امــــیر
-جونه دلم ؟
من:الان دارم ستاره ها رو نگاه میکنم ولی نزدیک ترین ستاره قلبم نمی درخشه، چیزی شده؟
- منم داشتم ستاره ها رو نگاه میکردم،دنباله یه کسی میگردم! ببخشید یادم رفت تو ماهی.
من:شاید من ماهِ همه ی ستاره ها باشم اما فقط به تک ستاره قلبم می درخش�
- اون ستاره نورشو از ماه میگیره و با نور اون زندس... همیشه ماهِ من بمون.
________________
( هـــ ــــ ــــه اون الان ڪجـاست؟)
یـﮧ موقعی هَست که هی اَز {خودتـــ} میپرسی
اونم دلش برآم {تـَنگ} میشــﮧ یآ نـَــﮧ ؟! ..
یا همینقد که دوسـِـش دآرَم {دوسَم دآره} یا {نـَــﮧ} ..
یا اصن بهم {فکر} میکنــﮧ یا نـﮧ ؟؟
یـﮧ دَفعـﮧ گوشیت {زَنگ} میخوره ..
وقتی {عَکسِشو} روی گوشـــیت میبینی ....
بـﮧ جَوآب {هَمــﮧ} سوآلآت میرِسـی ..
انگآر بهتَرین {لَحظــﮧ} دُنیآس
بوی بغض میدهی ...!
نبینم اشکهایت را حرام کسانی کنی که بی ارزشند!
احساست را خرج آنهایی کن که قدر بدانند...
روحت را اسیر آدمها نکن
این آدمها آدمهای سابق نیستند...
بوی گرگ میدهند!
روحت را میدرند...
احساست را زخمی میکنند...
آدمهای اینجا امین نیستند...
چاره ای نیست....
دلتنگ نباش گلم..... دنیا همین است