اگر می توانستم حرف هایت را به عقب برگردانم عالی می شد. مثل وقتی که خودکار ضلع دار را در نوار می گرداندم و بر می گرداندم عقب. مثل وقتی که می شود از کسی خواست حرفش را تکرار کند. مثل همه کارهایی که تکرار می شوند.
ای کاش می شد و می توانستم حرف هایت را به عقب برگردانم. آن وقت تازه می توانستم باور کنم که تو بودی که گفتی دوستت دارم.