f
fatemeh ۱۱ سال پیش
پیام

مهم نیست چه چیزی در جیبم داشته باشم... همین که کمی از تو را برای روز مبادا پس انداز کنم برایم کافی است... برایم کافی است همین لبخند های پشت هر نگاهت...همین دلخوش بودن به بودنت در تمام نبودن ها...همین که دست هایم در جیبم احساس تنهایی نمی کنند... حالا چه فرقی می کند این جا یا آن سوی کائنات؟ مهم این است که حس کنم کسی با من هم پرسه است تا نهایت تمام بن بست ها...و حس بودنش چنان آرامم می کند که تمام کائنات ، راهم می شوند و تمام زمین می شود همین کنار تو بودن... پس چه می خواهم جز با تو بودن تا ابد؟ از همین ابتدای کلام تا هر کجایی که بشود و بتوانم...تا هرجایی که بتوانم...
هرجا...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.